۱-مقدمه
۱-۱ اهميت ماشين در كشاورزي
-۲ آشنايي با وضعيت كشاورزي و نيروي كششي مورد استفاده در كشاورزي ايران
-۳ شرايط و امكانات توسعه ماشينهاي كشاورزي در ايران

فصل اول 

-۱-۱ خصوصيات نيروي كششي موتوري

-۲-۱ آشنايي با اصول كار موتورهاي احتراق داخلي
-۳-۱ زمانهاي موتور
۱-۳-۱ موتور چهارزمانه بنزيني(اشغال جرقه اي)
-۲-۳-۱ موتور چهارزمانه ديزل
۳-۳-۱ موتور بنزيني دو زمانه
۴-۱ ترتيب احتراق موتور
۵-۱ ساختمان موتور
۷-۱ سيستم سوخت رساني موتور
۸-۱ سيستم خنك كننده موتور
۹-۱ سيستم روغنكاري موتور
۱۰-۱ سيستم برق رساني در موتورهاي بنزيني
-۲ ساختمان و انواع تراكتورهاي كشاورزي
-۱-۲ مقدمه و كليات
-۲-۲ ساختمان تراكتورهاي كشاورزي
۱) كلاچ يك صفحه اي خشك
-۳-۲ سيستم هيدروليك تراكتور
-۴-۲ مالبند
-۵-۲ انواع تراكتورهاي كشاورزي

ماشين هاي خاكورزي، كاشت، داشت و برداشت
مراحل مختلف كار در كشاورزي و ادوات مربوط
ماشينهاي خاك ورزي
ماشينهاي خاك ورزي اوليه

گاوآهن برگرداندار
گاوآهن بشقابي
گاوآهن چيزل
گاوآهن دوار يا خاك شكن دوار
زير شكنها
ماشينهاي خاك ورزي ثانويه
كولتيواتورهاي مزرعه
ديسك
پنجه ها
غلتكها
مالهها
ماشينهاي كاشت
خطي كارها
غده كارها
نشاءكار ها
ماشينهاي داشت
ماشينهاي وجين و سله شكني
ماشينهاي تنك كن
كود پاشها
سمپاشها ۱۰۰

 

مقدمه

۱ – اهميت ماشين در كشاورزي

در ابتدا تمام محصولات كشاورزي به منظور تامين معاش انسان به وسيله قدرت بدني انسان توليد مي شد. قرنها سپري شد تا اينكه از قدرت بدني حيوانات در كمك به قدرت بدني انسان استفاده شد. با كشف آهن، ابزاري ساخته شد كه باعث كاهش بيشتر كار بدني انسان گرديد. تبديل كشاورزي با دست به كشاورزي ماشيني امروزي در ابتدا بسيار كند بود. اما با به وجود آمدن گاوآهن فلزي، موتور احتراق داخلي، تراكتور مزارع و ساير ماشينهاي كشاورزي اين حركت با سرعتي دور از تصور پيشينيان ما انجام گرفت . در حقيقت پيشرفت كشاورزي در طي يكصد سال گذشته بيش از پيشرفت بشر در اين زمينه در طول تاريخ جهان بوده است. امروزه ماهواره ها از زمين عكس برداري مي كنند و متخصصين و دانشمندان را قادر مي سازند تا مناطق آفت زده را مشخص كرده و رطوبت خاك و حرارت خاك و بسياري از عوامل ديگر را انداز ه گيري نمايند اختراع تراكتورهاي كنترل از راه دور كه به طور خودكار براساس برنامه هاي كامپيوتري كارهاي زراعي را انجام مي دهند، يكي ديگر از ابداعات بسيار جديد است. كشاورزي امروزه با توجه به توسعه روزافزون صنعت بدون استفاده از توان موتور و ماشين نم يتواند جاي خود را ثابت و استوار نگه دارد . به طوريكه آمار كشورهاي پيشرفته جهان نشان مي دهد مزارعي كه مجهز به توان موتوري و ماشينهاي كشاورزي هستند گذشته از كيفيت و كميت انجام كار صرفه جويي در مدت انجام مراحل مختلف عمليات آماده سازي بستر بذر، كاشت، وجين و سله شكني، سم پاشي، كودپاشي،برداشت، بسته بندي و ذخيره محصولات كشاورزي، نياز كمتري به توان بدني كارگر جهت انجام اين عمليات دارد. همچنين استفاده از ماشين در كشاورزي و مكانيزه كردن مزارع، در تعداد كارگر- ساعت مورد نياز جهت توليد محصولات مختلف كشاورزي اثر بسيار زيادي داشته است. بطور مثال، در سال ۱۸۴۰ ميلادي در كشور ايالات متحده آمريكا براي توليد يك تن گندم حدود ۸۵ كارگر ساعت مورد نياز بود. در سال ۱۹۰۰ ميلادي با استفاده از دروكن-دسته كنها و خرمنكوبها اين تعداد به ۳۹ كارگر ساعت براي توليد يك تن گندم رسيد امروزه با پيشرفت در ساخت و توليد ماشينهاي كشاورزي، به خصوص در ساخت كمباينهاي جديد اين نيروي كارگر مورد نياز تا حدود ۲/۵ كارگر ساعت براي توليد يك تن گندم كاهش يافته است.

امروزه با پيشرفت در امر صنعتي شدن جهان و استفاده هر چه بيشتر ماشين در كشاورزي، به خصوص در
كشورهاي صنعتي، از تعداد افرادي كه در مزارع زندگي مي كنند، كاسته شده است. به طور مثال در سال ۱۸۲۰

ميلادي حدود ۸۰ % از جمعيت كل كشور آلمان را روستائيان تشكيل مي دادند در سال ۱۸۸۰ ميلادي اين

جمعيت به حدود نصف يعني ۴۰ % رسيد. در سال ۱۹۲۵ ميلادي تعداد روستائيان اين كشور به ۲۵ % كاهش

يافت. جمعيت روستانشين آلمان غربي در سال ۱۹۵۵ ميلادي به ۱۴ % رسيد و تا قبل از پيوستن آلمان غربي و

آلمان شرقي به يكديگر، جمعيت روستايي آن كشور به ۷% كاهش يافت. در سال ۱۸۵۵ ميلادي حدود ۸۰ % از

جمعيت كل كشور ايالات متحده آمريكادر مزارع زندگي مي كردند. در حاليكه در سالهاي اخير بيش از ۹۰ % از

كل جمعيت آن كشور در شهرهاي كوچك و بزرگ سكونت دارند و تنها حدود ۲% از جمعيت به كار زراعت

اشتغال داشته و در مزارع زندگي مي كنند.

 

۲ – آشنايي با وضعيت كشاورزي و نيروي كششي مورد استفاده در كشاورزي ايران

ايران از قديم الايام مهد تمدنهاي باستاني و يكي از مراكز توليد مواد كشاورزي دنياي باستان بوده است . به
طوريكه بسياري از پيشرفتهاي كشاورزي و دامپروري مانند پرورش اسب و ترويج نباتات سودمند بايد مرهون
زحمات و ابتكارات اهالي مرز و بوم دانست

حفاريهاي انجام شده در تپه سيالك كاشان نشان داده است كه حدود شش هزار سال پيش، كشاورزي در ميان
مردم آن منطقه معمول بوده است و ايرانيان متمدن قرنها پيش از اين در اين راه كار كرده اند . در دوران
هخامنشيان براي پيشرفت كشاورزي و توسعه آباداني، كوششهاي فراواني انجام شده بود. از آب رودخانه كارون
براي آبياري زمينهاي زير كشت استفاده مي شد و حفر قنوات در نواحي كم آب مرهون ابتكار ايرانيان بوده
است. همچنين در آن دوران، ايرانيان از گاوآهن استفاده م يكردند و به وسيله گاوآهن زمين را شخم م يزدند.
يونجه اين علوفه پر ارزش براي دامها توسط ايرانيان به يونان و سپس به روم و ساير نقاط جهان برده شد .
ابزارهاي كشاورزي كه در ايران باستان به كار م يرفت شامل انواع ابزرهاي دستي ساده ماند بيلها، كج بي ل ها،
داسهاي دسته كوتاه، كلنگ و وسايل دامي چوبي از قبيل گاوآهن، هرسهاي دندانه اي، خرمنكوبها و غيره بوده اند.
براي كشش ادوات دامي معمولا از گاو، الاغ يا شتر استفاده مي شده است و يا براي تامين آب زراعتي (بالا
استفاده مي گرديد، كه اين وسيله هنوز هم در بعضي « كاوچاه » كشيدن آب از چاه و يا رودخانه) از وسيله اي بنام
از نقاط دور دست بدين منظور مورد استفاده قرار مي گيرد. منبع توان و ابزارهاي كشاورزي معمول امروزي در
نقاط مختلف كشور به خصوص در نقاط دور افتاده به مرور زمان تغيير زيادي پيدا نكرده و با ابزارهاي قديمي
فرق چندان ندارند. هنوز در اكثر نقاط دور افتاده كشور از يك يا دو جفت گاو به عنوان توان كششي منحصر
به فرد و از گاوآهنهاي چوبي، هرسهاي دندانه دار، خرمنكوبها و ساير وسايل كه اكثرا از چوب ساخته شده اند
به عنوان ابزار مورد نياز استفاده م يگردد. در حال حاضر در بيشتر روستاهاي ايران از تراكتورهاي

مسي فرگوسن (MF ) انيورسال (۶۵۰ U) و جاندير  (JD) براي انجام كارهاي كشاورزي نظير، خاك ورزي

كاشت، داشت و برداشت استفاده مي شود. اين كار باعث افزايش راندمان عمليات كشاورزي شده و كشاورزان
در مدت زمان كمتري مي توانند عمليات كشاورزي مربوط به زمينهاي خود را به اتمام برسانند. اكثر تراكتورهايي

كه در ايران استفاده م يشوند داراي قدرت كمتر از ۱۰۰ اسب بخار هستند، تراكتورهاي بيشتر از ۱۰۰ است
بخار در كشت و صنع تها به كار م يروند.

 

۳ – شرايط و امكانات توسعه ماشينهاي كشاورزي در ايران

در كشور ما استفاده از تراكتور و ماشينهاي كشاورزي خيلي ديرتر از كشورهاي اروپايي شروع شد و اصولا د ر
قرن هيجده كه در اروپا گاو آهن فلزي برگرداندار معمول شد و در قرن نوزدهم كه خرمنكوبهاي جديد در
آمريكا اختراع گرديد، در وسايل و ادوات كشاورزي كشور ما هيچگونه تغييري حاصل نگرديد. عملا در طول
۵۰ تا ۲۰ سال گذشته است كه به تدريج كشاورز ايراني با انواع ماشينهاي كشاورزي آشنا شده است. اما هنوز
هم آن طوري كه شرايط امروز دنيا ايجاد مي كند، كشاورزي مملكت ما ماشيني نگشته است و در مواردي هم كه
اين امر به صورتي انجام گرفته است، به علل بنيادي مواجه با مشكلات عديده اي م ي باشد كه همه دست
اندركاران و متخصصين كشاورزي با آن آشنا هستند.
اولين گاوآهن فلزي برگداندار دامي در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران آمد و در اروميه مورد استفاده قرار
گرفت. اولين نمايشگاه ماشينهاي كشاورزي در سال ۱۳۰۰ خورشيدي در تهران برگزار گرديد. و نمونه هايي از
ماشينهاي كشاورزي به نمايش گذارده شد.
اولين تراكتور نفتي در سال ۱۳۰۸ براي مدرسه فلاحت خريداري گرديد تا دانشجويان آن مدرسه با طرز كار
آن آشنا شوند. كه در حال حاضر مونتاژ اين تراكتور نيز در كارخانه تراكتورسازي تبريز انجام مي گيرد.
در سال ۱۳۵۲ كارخانه جاندير اراك به مونتاژ، كمباين و ساير ادوات كشاورزي جاندير پرد اخت . در حال
حاضر كارخانجات تراكتورسازي ايران تراكتورهاي مسي فرگوسن مدل ۳۹۹ با توان ۱۱۰ اسب بخار توليد
مي كنند

 

فصل اول

۱ -۱- خصوصيات نيروي كششي موتوري 

نيروي كشش موتوري، بايد توان و نيروي لازم براي كشيدن ماشينهاي كشاورزي نظير ماشينهاي خاك ورزي
مانند گاوآهنها، ديسك، ماله، شياركش، چنگه، مرزكش، ماشينهاي كاشت مانند رديف كار، خطي كار، بذرپاشها،

كارنده مخصوص، ماشينهاي داشت مانند كلتيواتور، تنك كنها،كودپاشها و سم پاشها و ماشينهاي برداشت مانند
دروگرها، جاروها، ساق هكوب، بيلر و… را داشته باشد.
نيروي كششي موتوري، حاصل و نتيجه كار موتور است. موتور وسيله اي است كه بتواند نيرو يا توان توليد كند
اما به تنهايي قادر به انجام كار نيست. ماشين نيز وسيله اي است كه بتواند كار انجام دهد اما به تنهايي قادر به
انجام كار نيست لذا براي انجام كار بايد ماشين و موتور هر دو وجود داشته باشند و در ارتباط صحيح با هم
قرار گيرند تا كار انجام شود. به عنوان مثال بيل يك ماشين است كه براي انجام كار به موتور نياز دارد، موتور
نيروي دست م يباشد. اگر حداقل يكي از دوعامل بيل يا نيروي دست وجود نداشته باشد، كار انجام نم يشود.
براي انجام يك كار كشاورزي مانند شخم زدن به نيروي كششي موتوري نياز است . اين نيرو، نيروي موتور
تراكتور است. اما موتور تراكتور به تنهايي قادر به كشيدن گاوآهن نيست. بلكه براي كشيدن گاوآهن علاوه بر
موتور به ماشين يا ماشينهايي نياز است، ماشين يا ماشينها در اين مثال عبارتند از كلاچ، جعبه دنده، دنده كمك،
كاهنده نهايي. اين ماشينها با هم و با موتور به طور صحيح و منطقي در ارتباط هستند لذا نيروي كششي موتوري
با استفاده از فشار گاز منبسط شده در موتور مي تواند توان لازم براي انجام كار داشته باشد . يكي ديگر از
خصوصيات نيروي كششي موتوري، ارزان بودن آن و قابل دسترسي راحت به آن است تا انجام عمليات
كشاورزي به وسيله آن مقرون به صرفه باشد.

 

۲-۱ – آشنايي با اصول كار موتورهاي احتراق داخلي

موتورهاي احتراق داخلي موتورهايي هستند كه در آنها مخلوطي يكنواخت از ماده سوختني و هوا تحت شرايط
معيني محترق گشته و از انبساط گاز حاصله نيرو توليد مي شود . در موتورهاي احتراق خارجي بر خلاف
موتورهاي احتراق داخلي، ماده سوختني باعث تبخير آب شده و از بخار حاصله براي به كار انداختن قسمتهاي
متحرك استفاده م يشود (مانند موتور بخار).
موتورهاي احتراق داخلي تقسيم بنديهاي مختلفي دارند. يكي از تقسيم بنديهاي موتوره اي احتراق داخلي بر
اساس نوع سوخت مصرفي آن است. كه به موتورهاي ديزل (موتورهايي كه گازوئيل مصرف م ي كنند )
موتورهاي بنزيني، موتورهاي نفتي و موتورهاي گازسوز تقسيم بندي مي شود . يكي ديگر از تقسيم بنديهاي
موتورهاي احتراق داخلي براساس تعداد كورس لازم براي انجام يك سيكل كامل موتور است. كه بر اين اساس
به موتورهاي دوزمانه و چهارزمانه تقسي مبندي م يشوند.
موتورهاي نفتي، قديمي هستند و امروزه كاربرد ندارند. موتورهاي گازسوز جديدتر هستند موتورهاي بنزيني و
ديزل كاربرد بيشتري دارند لذا موتورهاي بنزيني و ديزل شرح داده م يشود.
موتورهاي دو زمانه براي توليد نيروي كم به كار م يروند مانند سمپاشها، چمن زنها، موتورسيكل تها.

موتورهاي چهارزمانه براي توليد نيروي بيشتر بكار مي رود. راندمان بيشتري نسبت به موتور دو زمانه دارند .
موتور تراكتورها و خودروهاي سواري چهارزمانه هستند.

 

۱- ۳- زمانهاي موتور

۱-۳-۱- موتور چهارزمانه بنزيني(اشغال جرقه اي)

در موتورچهارزمانه بنزيني هر سيكل با چهار كورس پيستون يا به عبارت ديگر با دو دور چرخش ميل لنگ
تكميل م يشود.

قبل از شرح زمانها اصطلاحات زير تعريف ميشوند.

-۱ نقطه مرگ بالا:

بالاترين نقط هاي كه پيستون در داخل سيلندر بالا م يآيد را نقطه مرگ بالا گويند.

-۲ نقطه مرگ پايين:

پايين ترين نقطه اي كه پيستون در داخل سيلندر پايين م يآيد را گويند.

-۳ كورس پيستن:

به فاصله بين نقاط مرگ بالا و پايين كورس پيستون گويند. پيستون براي انجام هر كورس
ميل لنگ ۱۸۰ درجه دوران م يكند.
شرط انجام احتراق وجود سه عامل هوا و ماده و سوختني و گرماست. اگر حداقل يكي از اين ۳ عامل حاضر
نباشد احتراق رخ نمي دهد.

مانند كبريت:

ماده سوختني دارد، هوا در مجاورت آن قرار دارد با كشيدن آن روي
جلد سمباده قوطي كبريت نيروي اصطكاك به وجود آمده و در نتيجه آن گرما به وجود آمده لذا چون سه عامل
فوق الذكر حاضر هستند، آتش سوزي رخ مي دهد. در موتورهاي بنزيني مخلوط بنزين و هوا در كاربراتور ب ا
نسبت معين مخلوط شده، در زمان مناسب وارد سيلندر مي شوند و گرما را نيز در زمان مناسب شمع به وجود
مي آورد. حال به شرح زمانهاي مختلف موتور چهارزمانه بنزيني ميپردازيم.

الف- زمان تنفس:

پيستون از نقطه مرگ بالا به طرف پايين حركت كرده سوپاپ تنفس باز مي شود . سوپاپ
تخليه بسته است، در اثر خلاء ايجاد شده در داخل سيلندر مخلوط بنزين و هوا از كاربراتور و از اطراف سوپاپ
تنفس وارد سيلندر ميشود.

ب- زمان تراكم:

پيستون از نقطه مرگ پايين به طرف بالا حركت كرده، سوپاپهاي تنفس و تخليه بسته هستند .
مخلوط بنزين و هواي وارد شده در زمان تنفس متراكم مي شود و در انتهاي كورس تراكم شمع جرقه مي زند و
چون سه عامل گرما، ماده سوختني، و هوا حاضر م يشوند، انفجار رخ ميدهد.

ج- زمان توان:

انفجار ايجاد شده در انتهاي زمان تراكم، باعث انبساط گاز شده و چون تنها قسمت متحركت
داخل سيلندر. پيستون است، پيستون با فشار انبساط گاز به پايين رانده مي شودو به ميل لنگ نيرو وارد كرده و
آنرا مي چرخاند. در زمان توان هر دو سوپاپ تنفس و تخليه بسته هستند. زيرا چنانچه اين سوپاپها باز باشند
مقداري از فشار گاز ايجاد شده از اطراف آنها به بيرون منتقل شده و لذا فشار كمتري به پيستون وارد آم ده و
باعث كاهش قدرت موتور ميشود.

 

د- زمان تخليه:

حاصل انفجار ايجاد شده در زمان توان، مواد سوخته شده (دود) مي باشد. دود حاصل بايد در
زمان تخليه از سيلندر خارج شود. لذا در زمان تخليه پيستون از نقطه مرگ پايين به طرف بالا حركت كرده،
سوپاپ تنفسي بسته است. سوپاپ تخليه باز مي شود، دود موجود در سيلندر به خارج از سيلند ر (به طرف
اگزوز) منتقل ميشود.
در هر يك از زمانهاي فوق الذكر ميل لنگ نصف دور( ۱۸۰ درجه) چرخش كرده كه جمعا ۷۲۰ درجه چرخش
مي باشد. لذا براي انجام يك زمان توان، ميل لنگ دو دور چرخش كرده است. به اين دليل به اين موتورها،
موتورهاي چهارزمانه گفته م يشود.
پيستون فقط در زمان توان به ميل لنگ نيرو وارد مي كند و در سه زمان ديگر از نيروي ميل لنگ براي انجام
حركت رفت و برگشتي خود استفاده مي كند.

شكل ۱ زمانهاي مختلف موتور چهارزمانه، بنزيني را نشان دادهاست.

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

۲-۳-۱ – موتور چهارزمانه ديزل

در موتور ديزل، در زمان تنفس هواي تميز وارد سيلندر شده در انتهاي زمان تراكم در اثر تراكم هوا، گرما به
وجود آمده و در همين لحظه گازوئيل پرفشار از سوراخهاي انژكتور به صورت پودري داخل هواي داغ تزريق
شده و آت شسوزي رخ مي دهد لذا موتور ديزل شمع ندارد.

الف- زمان تنفس:

پيستون از نقطه مرگ بالا به طرف پايين حركت كرده، سوپاپ تنفسي باز شده هواي تميز
وارد سيلندر ميشود سوپاپ دود بسته است.

ب- زمان تراكم:

پيستون از نقطه مرگ پايين به طرف بالا حركت كرده، هوا با نسبت تراكم حدود ۲۰ به ۱
متراكم شده و در نتيجه اين تراكم هوا داغ ميشود. در انتهاي زمان تراكم ، گازوئيل پرفشار از انژكتور داخل
هواي داغ تزريق شده و احتراق رخ م يدهد. هر دو سوپاپ تنفس و دود در اين زمان بسته است.

 

ج- زمان توان:

شدت احتراق حاصل در انتهاي زمان تراكم پيستون را با قدرت به پايين رانده و به ميل لنگ نيرو
وارد م يكند. هر دو سوپاپ بسته است پيستون به طرف نقطه مرگ پايين حركت ميكند.

د- زمان تخليه:

حاصل احتراق در زمان توان دود است. پيستون از نقطه مرگ پايين به طرف بالا حركت كرده
سوپاپ دود باز مي شود. سوپاپ تنفس بسته است. دود ايجاد شده در زمان توان، به خارج سيلندر رانده
مي شود.

همانطور كه معلوم است در هر يك از اين چهار زمان، ميل لنگ ۱۸۰ درجه چرخش كرده است لذا در ۷۲۰
درجه چرخش ميل لنگ يك كورس توان است. به همين خاطر به اين موتورها، موتورهاي چهارزمانه گويند .
لازم به ذكر است سوپاپها دقيقا در نقاط مرگ بالا و پايين بسته نمي شوند بلكه سوپاپهاي دود و تنفس هر كدام
تقريبا ۲۴۰ درجه دوران ميللنگ در هر سيكل موتور باز خواهند ماند.

 

۳-۳-۱ موتور بنزيني دو زمانه

مطابق شكل ۲ اين موتورها بدون سوپاپ بوده و در عوض در بدنه سيلندر آنها سوراخهايي براي ورود گاز
قابل احتراق، خروج دود و ورود گاز از كاربراتور به كارتر تعبيه شده است. پس از احتراق هنگام رانده شدن
پيستون به طرف پايين اول منفذ خروج دود و سپس ورود گاز قابل احتراق به سيلندر باز مي شود . گاز قابل
احتراق هنگام ورود به سيلندر باقيمانده دود را به خارج م يراند. پيستون هنگام تراكم اول منفذ ورود گاز و
سپس منفذ خروج را مي بندد و ضمنا ورود گاز به كارتر را باز مي كند.

طرزكار موتور بنزيني دو زمانه

طرزكار موتور بنزيني دو زمانه

 

در اينجا مانند موتورهاي چهارزمانه پس از عمل تراكم در اثر راندمان موتورهاي دوزمانه كمتر از راندمان موتورهاي چهارزمانه است زيرا مقداري از دود در هر سيكلفرصت انتفال به بيرون را پيدا نكرده و در تراكم بعدي احتراق ناقص انجام ميشود، مقداري از سوخت واردشده به سيلندر فرصت تراكم پيدا نكرده و همراه دود از سيلندر خارج ميشود.

 

۴-۱ ترتيب احتراق موتور 

يك موتور چهار سيلندر مانند چهار موتور تك سيلندر هستند كه در يك مجموعه مشترك قرار گرفته اند. ترتيب
احتراق موتور يعني نوبت كارهاي انجام شده در آن موتور. يعني بعد از سيلندر يك كدام سيلندر احتراق انجام
مي دهد و بعد از آن كدام و در اكثر موتورهاي چهار سيلندر خطي ترتيب احتراق بكاررفته شده ۲-۴-۳-۱
است.

جدول زماني آن به شرح زير است:

 

سيلندر شماره ۴         سيلندر شماره ۳         سيلندر شماره ۲        سيلندر شماره ۱           زاويه چرخشميل لنگ
مكش                            تراكم                      تخليه                             توان                                ۱۸۰
تراكم                             توان                      مكش                             تخليه                               ۳۶۰
توان                              تخليه                     تراكم                              مكش                              ۵۴۰
تخليه                            مكش                     توان                                تراكم                              ۷۲۰

 

دلايل انتخاب ترتيب احتراق اين است كه ترتيب احتراق علاوه بر وايرچيني شمعها، براي فيلرگيري سوپاپهاي
موتور هم ضروري است. در يك موتور چهار سيلندر انتخاب روش احتراق در طراحي موتور چندان تاثير
نمي گذارد ولي در موتورهايي با سيلندرهاي بيشتر، توجه به توزيع صحيح و كاملتر سوخت بين سيلندرهاي
مختلف يك مساله است. دليل اين موضوع آنست كه سوخت داخل مانيفولد گاز داراي اينرسي معيني است و
در جهت مشخص در حال حركت مي باشد. حال اگر دفعتا سوپاپ گازي در نقطه مقابل باز شود بايد سوخت
جهت خويش راعوض كند و وارد سيلندري كه در حال مكش است بشود. بنابراين تمام سعي طراحان موتور
برآنست كه نظم و سرعت مناسبي به ماده سوخت بدهند تا از بالا رفتن اينرسي گاز جلوگيري شود.
در مورد لوله هاي دود نيز همچنين وضعي صادق است.

 

۵-۱-  ساختمان موتور 

مهمترين قسمتهاي ساختمان موتور را در سه قسمت زير تقسي مبندي ميكنند:

۱-۵-۱ سرسيلندر:

شامل قسمتي از دستگاه سوپاپ. اسبكها، مي لاسبكها، ميل ه هاي تايپت،فنرهاي سوپاپ و
مجاري دود و گاز و محفظه احتراق مي باشد. جنس سرسيلندر از چدن يا آلومينيوم است. سرسيلندر به وسيله
تعدادي پيچ به بلوك سيلندر محكم مي شود. سطح زيرين آن سيلندرها را مسدود م يكند. سرسيلندر ممكن است

يكپارچه يا دو پارچه باشد. در موتورهاي بنزيني جاي شمع و در موتورهاي ديزل جاي انژكتور در سر سيلندر
تعبيه م يگردد.

شكل ۳ سرسيلندر را نمايش داده است.

سرسيلندر گلستان موج

شكل ۳ سرسيلندر

۲-۵-۱ بلوك سيلندر:

بزرگترين قسمت موتور را تشكيل داده است و شامل محفظه هاي سيلندر، مجاري آب.
مجاري روغنكاري، سوراخهاي محل عبور ميله فشاري، محل ياتاقانهاي ميل لنگ وميل سوپاپ، محل نصب
پمپ بنزين و دلكو م يباشد. سيلندر موتور استوانه اي است توخالي و كاملا دقيق كه در بلوك سيلندر ساخته
شده است. سيلندر محل حركت پيستون، انجام عمليات چهار زمان موتور، تبديل انرژي شيميايي سوخت به
انرژي حرارتي، تبديل انرژي حرارتي به فشار، تبديل فشار به نيرو، تبديل نيرو به كار و حركت پيستون است.
وقتي سيلندر ساخته مي شود با خطاي بسيار كم استوانه اي كامل م يباشد. ممكن است در داخل سوراخهاي
سيلندر بوش زده شود كه آنها را بوش سيلندر م يگويند. اين عمل براي جلوگيري از سايش خود بدنه صورت
مي گيرد.

بوش بر دو نوع است:

خشك و تر.

بوش خشك بوشي است كه پشت آن با آب سيستم خنك كنندهدر تماس نباشد

و بوش تر بوشي است كه پشت آن با آب سيستم خنك كننده موتور در تماس باشد.

شكل ۴ بلوك سيلندر را نشان ميدهد.

بلوك سيلندر گلستان موج

بلوك سيلندر

 

۳-۵-۱ ميل لنگ:

حركت رفت و برگشتي پيستون به وسيله مي للنگ به حركت دوراني تبديل م يشود. يك
طرف ميل لنگ، چرخ طيار يا فلايويل بسته مي شود در حاليكه در انتهاي ديگر پولي وصل شده كه توسط تسمه،
پمپ آب و وسائل فرعي موتور حركت خود را از مي للنگ مي گيرند. در انتهاي لنگ ها، شاتون متصل شده و در
تكيه گاههاي ميل لنگ به بدنه موتور متصل ميشود. ميل لنگ داراي وزنه هاي تعادل است كه حركت ميل لنگ را
متعادل م يكند.

در شكل ۵ ميل لنگ نشان داده شده است.

 ميل لنگ / گلستان موج

شكل ۵ ميل لنگ

 

۴-۵-۱ چرخ طيار(فلايويل):

چرخ طيار(فلايويل) به قسمت انتهاي ميل لنگ توسط بولت هاي مخصوصي بستهمي شود.

وظيفه اصلي آن ذخيره انرژي و پس دادن آن در مواقع ضروري است. لذا يك سيستم ايجاد ممان
چرخش ثابت است. در موتورهاي احتراق داخلي نيز در موقع مرحله انبساط، انرژي حاصله از احتراق در چرخ
طيار ذخيره شده و در مراحل بعدي كه لازم باشد (مانند مرحله تراكم) آنرا پس ميدهد. علاوه بر آن از چرخ

طيار براي راه اندازي و روشن كردن موتوربه وسيله موتور استارت استفاده مي شود. همچنين كلاچ روي چرخ
طيار بسته مي شود تا نيروي موتور را به جعبه دنده انتقال دهد

 

۵-۵-۱ پيستون و رينگها:

پيستون در موقع احتراق انرژي حاصله را به ميل لنگ توسط شاتون منتقل مي كند.
پيستون توسط محور پيستون(انگشتي) به شاتون وصل شده است و حول آن محور م يتواند حركت آزاد داشته
باشد. ولي از حركت جانبي آن به وسيله دو فاز مخصوص جلوگيري شده است. در سطح خارجي پيستون
شيارهايي تعبيه شده كه رينگهاي كمپرس و روغن در آنها قرار م يگيرند. تعداد اين شيارها برحسب قطر و
كورس پيستون فرق م يكند. قطر پيستون در امتداد انگشتي كمتر از قطر پيستون در امتداد عمود بر آن است.
همچنين قطر پيستون در بالا از قطر پيستون در پايين كمتر است زيرا گرما در قسمت بالاي پيستون بيشتر است
و همچنين انگشتي در جهت خودش پيستون را بيشتر منبسط م يكند. رينگهاي پيستون قطعات حلق هاي شكل
بوده كه در شيارهاي موجود در پيستون قرار م يگيرند. وظايف عمده رينگها تشكيل فضاي آ ببندي شده در
بالاي پيستون، انتقال حرارت از پيستون به بوش و جمع آوري روغن از جدار بوش سيلندر مي باشد.

 

دو نوعرينگ وجود دارد : 

۱ رينگ روغن

۲-رينگ كمپرس

 

رينگ روغن، روغن را از جدار بوش سيلندر جمع و به داخل كارتر برمي گرداند . اين رينگها معمولا در
شيارهاي پايين تر از رينگهاي كمپرس قرار مي گيرند. در موتورهاي كوچك رينگ روغن و در موتورهاي بزرگ
دو رينگ روغن و يا بيشتر به كار برده م ي شوند . رينگ كمپرس، عمل آ ب بندي فضاي بالاي پيستون و
جلوگيري از نفوذ هواي تراكم و يا گازهاي حاصله از احتراق به داخل كارتر را انجام مي دهد . قسمت اعظم
حرارت توسط رينگهاي كمپرس انتقال داده مي شود. تعداد رينگهاي كمپرس در پيستون بر حسب قدرت موتور
فرق مي كند ولي حداقل ۲ رينگ روغن بايد وجود داشته باشد. شكل ۶ پيستون و شاتون و محل رينگها ر ا
نشان داده است.

 

ماشین های کشاورزی" گلستان موج"

ماشین های کشاورزی" گلستان موج"

شكل ۶ پيستون، شاتون و محل رينگها

 

۶-۱ مكانيزم سوپاپ:

مكانيزم سوپاپ در موتورهاي احتراق داخلي چهار زمانه از قطعات زير تشكيل شده
است سوپاپهاي دود و تنفس، ميل سوپاپ، تايپت، ميله فشار، اسبك (رقامك )، فنرهاي سوپاپ، بوش ساق
سوپاپ، بوش مقرسوپاپ.
به طور كلي تبادل گاز و دود در موتورها به وسيله سوپاپها صورت مي گيرد.مكانيسم حركت سوپاپ در زير
شرح داده شده است. در اثر حركت دوراني ميل سوپاپ با دامكهاي آن زير تايپت قرار گرفته و باعث بلند شدن
ميله فشار مي گردد. اين ميله يك سر اسبك را بالا برده و سر ديگر اسبك روي ساق سوپاپ فشار آورده و
باعث جمع شدن فنر سوپاپ مي شود. در نتيجه سوپاپ از مقر خود بلند مي شود و وقتي كه قسمت برآمدگي
بادامك ميل سوپاپ از زير تايپت رد شد سوپاپ در اثر بازشدن فنر به جاي اوليه خود بر مي گردد .

شكل ۷قسمتهاي مختلف مكانيزم سوپاپ را نشان ميدهد.

قسمتهاي مختلف مكانيزم سوپاپ

شكل ۷ مكانيزم سوپاپها

 

ميل سوپاپ كه بادامكها روي آن تعبيه شده اند براي باز و بسته كردن سوپاپها از اين بادامكها استفاده مي گردد.
بادامكها به وسيله حركت دوراني ميل سوپاپ(ميل بادامك) زير تايپت قرار گرفته و ميل فشار را بلند م يكنند.
ميل سوپاپ حركت خود را از ميل لنگ م يگيرد و سرعت دوراني آن در موتورهاي چهارزمانه نصف سرعت
دوراني ميل لنگ است. تايپت ها در بالاي ميل سوپاپ طوري قرار گرفته اند كه بادامكهاي مي لسوپاپ زير آنها
حركت دوراني داشته باشند.

 

۷-۱  سيستم سوخت رساني موتور 

وظيفه سيستم سوخت رساني در موتورهاي بنزيني ايجاد يك مخلوط مناسب از بنزين و هوا و فرستادن آن به محفظه احتراق است.

 

در مدار سوخت رساني موتورهاي بنزيني قطعات زير به كار رفته است:

 

۱-۷-۱ باك بنزين براي ذخيره سازي سوخت

معمولا باك را براي ايمني بيشتر در عقب اتومبيل و در زير
شاسي نصب مي كنند. باك داراي يك لوله ورودي و يك لوله خروجي است.لوله خروجي از بالا و يا از پهلو به
باك متصل مي شود. دهانه خروجي به اندازه ۱۵ ميليمتر از كف بالاتر قرار دارد تا رسوبات وارد مدار سوخت
رساني نشود. براي اطمينال از عدم ورود ناخالصي ها به مدار به ابتداي لوله خروجي، صافي نصب مي كنند . در
داخل باك ممكن است صفحات مو جگير نصب كنند تا از تلاطم سوخت و كف كردن آن جلوگيري شود.

۲-۷-۱ پمپ بنزين

وظيفه پمپ بنزين مكش سوخت از باك و فرستان آن به كاربراتور است. پمپ بنزين ها به
دو صورت مكانيكي و برقي مي باشند. انواع مكانيكي اغلب ديافراگرامي هستند. پمپ بنزين بر اساس تغيير
حجم ايجاد شده به وسيله ديافراگم كار مي كند. در شكل ۸ پمپ بنزين ديافراگمي نشان داده شده است.شيطانك
پمپ بنزين حركت خود را از بادامك خارج از مركزي كه روي ميل سوپاپ(ميل بادامك) قرار دارد، مي گيرد .
وقتي بادامك خارج از مركز ميل سوپاپ در زير شيطانك پمپ بنزين واقع شود، شيطانك رابه بالا حركت داده
و در نتيجه انتهاي شيطانك ميله متصل به ديافراگم را پايين ميكشد.

 پمپ بنزين / گلستان موج

شكل ۸ پمپ بنزين

 

با حركت ديافراگم به پايين، حجم بالاي ديافراگم افزايش يافته و فشار آن كمتر از فشار جو مي شود. بنابراين
سوخت از باك به پمپ وارد مي شود و فضاي بالاي ديافراگم را اشغال مي كند. در موقع ورود سوخت به پمپ
بنزين سوپاپ ورودي پمپ باز م يشود و سوخت قبل از رسيدن به محفظه بالاي ديافراگم از فيلتر فلزي عبور
نموده و به خوبي تصفيه م يشود.
وقتي شيطانك از زير خارج از مركز ميل سوپاپ عبور كرد، فنر زير ديافراگم آزاد شده و ديافراگم را به طرف
بالا هدايت م يكند. در اثر كوچك شدن حجم بالاي ديافراگم فشار اين منطقه افزايش يافته و سوپاپ خروجي
پمپ باز م يشود و سوخت به پياله كاربراتور م يريزد.

كاربراتور

كاربراتور وسيله اي است كه وظيفه دارد سوخت و هوا را با نسبت معيني مخلوط كرده و با
اندازه گيري دقيق بر حسب شرايط كار به موتور ارسال دارد.

طرز كار

پمپ بنزين سوخت مورد نياز موتور را به وسيله لوله لاستيكي به لوله ورودي كاربراتور با فشار
مناسبي ارسال مي كند. سوخت خروجي پمپ پس از داخل شدن به لوله ورودي كاربراتور سوپاپ سوزني
متصل به شناور را باز كرده و به پياله كاربراتور (ظرف شناور) مي ريزد. وقتي پياله كاربراتور به اندازه لازم از
سوخت پر شود شناور آن بالا آمده و سوپاپ سوزني متصل به آن در تكيه گاه خود قرار گرفته و راه عبور
سوخت به پياله را مسدود مي كند. بنزين از پياله كاربراتور از لوله نازكي به لوله ونتوري رسيده و در اثر مكش
پيستون، هوا هنگام عبور از مجراي ونتوري با سرعت زياد حركت كرده لذا بنزين از لوله نازك بيشتر بالا م يآيد
و با هوا مخلوط مي شود. براي كنترل مقدار سوخت مصرفي موتور با فشردن پدال گاز سوپاپ پروانه اي دريچه
گاز باز شده و شدت جريان هوا و سوخت داخل شده به موتور را افزايش م يدهد. دريچه ساسات در معرض
هواي خالص ورودي به كاربراتور قرار دارد. در صبح براي بهتر روشن شدن موتور دريچه ساسات را بسته تا
مقدار هوا كم و مقدار بنزين در مخلوط زياد شود. لذا موتور بهتر روشن شود. پس از روشن شدن موتور،دريچه
ساسات را تا آخر باز كنيد.

 

شكل ۹ كاربراتور ساده اي را نشان ميدهد.

كاربراتور/ گلستان موج

شكل ۹ – كاربراتور

 

۸-۱  سيستم خنك كننده موتور

وظيفه سيستم خنك كننده موتور اين است كه گرماي ايجاد شده در موتور را به خارج منتقل كند. قسمت
زيادي از اين گرما از اگزوز خارج مي شود. قسمت ديگري با تشعشع از موتور خارج مي شود و قسمت ديگري
از اين گرما به وسيله خنك كننده از موتور خارج م يشود.موتورهاي كوچك (مانند سمپاشها، موتور سيكلتها
و…) هوا خنك هستند. يعني به وسيله جريان هواي اطراف خنك م يشوند ولي اكثر موتورها با آب خنك
مي شوند و به موتورهاي آب خنك معروف هستند.
مقدار زيادي از حرارت به وجود آمده در موتور را، جدارهاي سيلندر،سرسيلندر، پيستون و سوپاپها جذب
مي كنند. و در نتيجه قطعات فوق داغ شده و حتي درجه حرارت آنها به درجه حرارت محصولات حاصله از
احتراق ميرسد. اگر اين قطعات خنك نشوند و عمل انتقال حرارت در آنها انجام نگيرد باعث بروز اشكالات
زير در قسمتهاي مختلف موتور مي گردد. ممكن است كه سوپاپها (مخصوصا سوپاپ دود) بسوزد و در نتيجه
آب بندي خود را از دست بدهند و همچنين در اثر درجه حرارت زياد، قطعات انبساط پيدا كرده و ممكن است
كه رينگهاي پيستون به جدار سلندر (بوش سيلندر) چسبيده و باعث خراش آن شوند. در بعضي مواقع مشاهده
شده كه حتي قطعات به حالت مذاب در م يآيند.
در درجه حرارتهاي بالا، روغن (جهت روغنكاري موتور) بخار شده و در نتيجه سر سوپابها و پيستون را
جداره اي از دوده كربن م يگيرد. اين عمل غيراز اينكه باعث كم شدن روغن در سيستم روغنكاري م يگردد بلكه
باعث نامنظم كاركردن موتور نيز ميگردد.

در اثر تغييرات درجه حرارت قطعات مختلف موتور در قسمت تن شهاي حرارتي قرار گرفته و زودتر از بين
مي روند. در موتورهاي بنزيني درجه حرارت بالا، باعث داغ كردن سرشم عها گشته و در نتيجه عمل پيش
احتراق در داخل سيلندر صورت ميگيرد كه باعث كم شدن قدرت موتور و لرزيدن آن ميشود.
با توجه به اشكالات فوق، بايد به نحوي، قطعات مورد نظر خنك شوند. معمولا به وسيله جسم خنك كننده(هوا
يا آب) مقداري از اين حرارت توليد شده(معمولا ۲۵ % تا ۳۵ %) انتقال داده مي شود .

 

متداولترين طرق انتقالحرارت در موتورهاي احتراق داخلي عبارتند از:

سيستم خنك كننده مستقيم:

در اين طريقه حرارت از جداره هاي سيلندر به هواي اطراف آن منتقل مي شود (هوا خنك)

سيستم خنك كننده غيرمستقيم:

حرارت توليد شده اول به خنك كن(معمولا آب است) انتقال يافته و سپس به هواي اطراف سيلندر انتقال داده م يشود.

 

۱-۸-۱ سيستم خنك كننده مستقيم؛

براي اينكه سطح تماس هوا با بدنه خارجي سيلندرها بيشتر باشد بدنه
خارجي سيلندرها را پره پره در نظر مي گيرند. اين سيستم در موتورهاي كوچك و هواپيما استفاده مي شود . در
هواپيما و موتور سيكلت هوا در اثر حركت وسيله نقليه با فشار به طرف سيلندر و در نتيجه پره ها كشيده
مي شود و باعث خنك شدن سيلندر و سرسيلندر مي شود. ولي در موتورهاي ثابت بايستي از پروانه جهت مكش
هوا به طرف پر هها استفاده گردد. در موتورهاي هوا خنك سيلندرهايي كه در رديف عقب موتور قرار گرفت ه اند
در اثر نرسيدن هواي آزاد با فشار زياد، خوب خنك نمي شود.

 

۲-۸-۱ سيستم خنك كننده غيرمستقيم(آب خنك):

در اين طريقه آب باعث خنك كردن قطعات موتور م يگردد.
به اين صورت كه آب در محفظ ههاي آبي كه در بدنه موتور و سرسيلندر تعبيه شده از جريان يافتن آن قطعات
مربوطه خنك م يگردد. سپس آب به رادياتور برگشته وبعد از اينكه قسمتي از حرارت خود را از دست داده و
خنك شد، دوباره به طرف محفظ ههاي آبي هدايت م يشود. اين محفظه هاي آبي در سر سيلندر و بدنه موتور
وجود دارد. در سيستم آب خنك علاوه بر قسمتهاي فو قالذكر(رادياتور، محفظه هاي آبي، پروانه و شيلنگهاي
بالا و پايين براي ارتباط رادياتور به موتور، پمپ آب نيز وجود دارد.

 

شكل ۱۰ طرح اساسي و قسمتها مختلفاين سيستم را نشان ميدهد.

سيستم خنك كننده غيرمستقيم(آب خنك)

شكل ۱۰ – سيستم خنك كننده غيرمستقيم(آب خنك)

 

ضمن كار موتور، آب بوسيله پمپ در اطراف سيلندر و سرسيلندر گردش كرده و حرارت اضافي موتور را
گرفته و گرم ميشود. اين آب ضمن حركت مدار بسته خود از رادياتور كه داراي سطوح تماس زيادي با هواي
خارج است عبور كرده و به كمك پروانه ايكه پشت رادياتور در گردش است، حرارت خود را از دست م يدهد.
با توجه به اهميت سيستمهاي آب خنك كه در اكثر موتورهاي احتراق داخلي به كار رفته است

 

قسمتهاي مختلف آن شرح داده ميشود:

الف- پمپ آب-

پمپ آب از نوع سانتريفوژ بوده و معمولا در قست جلو بدنه موتور نصب شده و محور آن
حركت خود را به وسيله تسمه و پولي از ميل لنگ مي گيرد. آب از مخزن تحتاني رادياتور از طريق شيلنگ پايين
وارد پمپ شده و سپس با فشار زياد به طرف بدنه موتور جريان پيدامي كند و پس از جذب حرارت، از طريق
شيلنگ بالايي وارد رادياتور م يگردد.

 

ب-رادياتور-

وظيفه اصلي رادياتور خنك كردن آب گرم رسيده از موتور م يباشد. رادياتور مبدل حرارتي است كه در آن آب در
اثر جريان در مجاري لانه زنبوري خنك مي شود. بدين طريق كه پروانه هوا را به طرف رادياتور مكيده تا آب موجود در مجاري
بزودي خنك شود. رادياتور شامل مخازن بالايي و پاييني است. اين دو مخزن در بالا و پايين رادياتور سوار مي گردد به طوريكه
قسمت اصلي رادياتور بين اين دو مخزن قرار مي گيرد. درب رادياتور داراي ۲ سوپاپ خلاء و فشار است. سوپاپ فشار وقتي
باز مي شود كه درجه حرارت آب داخل رادياتور زياد شود و هنگام بازبودن سوپاپ فشار، بخار آب اضافي بيرون م يريزد .
سوپاپ خلاء در هنگام سرد شدن رادياتور(بعد از خاموش كردن موتور) به سمت پايين حركت كر ده، باز
مي شود و مقداري از هواي اطراف رادياتور به داخل رادياتور وارد شده تا رادياتور مچاله نشود . سوپاپ فشار
هنگاميكه به سمت بالا حركت كند باز مي شود.

ج-ترموستات-

وظيفه اصلي ترموستات در سيستم خنك كاري كنترل جريان آب بين موتور و رادياتور است .
بدين صورت كه در موقع را هاندازي موتور دريچه ترموستات بسته شده و آب فقط در محفظ ههاي آبي موتور
جريان دارد، لذا درجه حرارت آب فورا بالا رفته و وقتي درجه حرارت آب به مقدار نرمال رسيد (بستگي به

تنظيم ترموستات دارد) دريچه ترموستات باز شده و آب مسير اصلي خود را ( يعني بين محفظ ه هاي آبي و
رادياتور) طي ميكند.

 

د-پروانه

مكش هواي خنك بطرف بدنه رادياتور و خنك كردن آب جريان يافته به رادياتور، به وسيله پروانه
انجام مي گيرد. پروانه حركت خود را به وسيله تسمه و پولي از ميل لنگ و با پمپ آب هم محور است. برحسب
بزرگي و كوچكي موتور و مقدار قدرت آن، تعداد پر ههاي پروانه را كم يا زياد انتخاب م يكنند.
موتور بنا به دلايلي ممكن است درجه حرارتش بيش از حد نرمال زياد شده و احتمالا جوش بياورد.

 

اين دلايلاحتمالي عبارتند از:

خراب بودن ترموستات

شل بودن يا پاره شدن تسمه پروانه

شكستن يك يا تعدادي از پره هاي پروانه

از كار افتادن پمپ آب

خراب بودن سوپاپ فشار درب رادياتور

كم بودن آب موتور

ايجادرسوب املاح موجود در آب در رادياتوريا محفظه هاي آب.

بايد دقت شود هميشه در رادياتور آب سبك (آبچشمه، آب سد يا آب مقطر) ريخته شود تا مشكل رسوب گرفتگي املاح آب در سيس تم خنك كننده بيشنيايد.

 

۹-۱  سيستم روغنكاري موتور

در موتورهاي احتراق داخلي، قطعات فلزي با سرعتهاي مختلف رويهم مي لغزند. اگر بدون واسطه روغن، با هم
در تماس باشند. به علت اصطكاك و گرم شدن زياده از حد، از كار افتاده و باعث متوقف شدن كار موتور
مي گردند. براي اين منظور فيلم نازكي از ماده روغني بين آنها قرار م يدهند تا از اصطكاك و سايش اين قطعات
به ميزان قابل ملاحظ هاي كاهش داده شود. اين عمل به وسيله سيستم روغنكاري در موتورها انجام م يگيرد.

 

ساختمان و طرز كار – سيستم روغنكاري داراي يك مخزن روغن(كارتر)- پمپ بنزين صافي روغن -لوله هاي
رابط- فشارسنج روغن مي باشد. كارتر يا مخزن روغن در زير بدنه موتور قرار گرفته است. قطرات روغن در اثر
نيروي ثقل از قسمتهاي بالاي موتور (ياتاقانها و جداره هاي سيلندر و غيره) به كارتر ريخته و در آنجا توسط
پمپ روغن با فشار زياد به قسمتهاي مختلف موتور مي تواند موتور را خنك كاري كند . وظيفه فيلتر روغن
جذب ناخالصي هاي موجود در روغن است. در جلوي راننده چراغ فشار روغن وجود دارد هنگام روشن بودن
موتور اين چراغ بايد خاموش باشد اگر چراغ فشار روغن در هنگام روشن بودن موتور روشن شد؛ نشانه خطر
يا بروز اشكال در سيستم روغنكاري موتور است. به هر حال دليل بر كم بودن فشار روغن است و بايد موتور
را سريعا خاموش كرد. در غير اينصورت احتمال سوختن (گريپاژ كردن) موتور وجود دارد.

 

بايد در داخل موتور، روغن مناسب طبق توصيه دفترچه سرويس و نگهداري آن ريخته شود. روغن شماره هاييدارد مانند

SAE-10-50 , SAE-40, SAE-30, SAE-20, SAE-  ۱۰  هر چه شماره روغن بيشتر شود

گرانروي آن كمتر بوده و لذا روغن سفت تر است و بالعكس. لذا در زمستان از روغنهايي با شماره كم و در

تابستان از روغنهايي با شماره بيشتر استفاده مي شود. روغنهايي كه داراي دو شماره هستند مانند (SAE10-50)

به روغن اتوماتيك (چهارفصل) معروف اند. اين روغنها بسته به دماي محيط شماره هاي متغيري پيدا مي كنند
(اگر دماي محيط زياد باشد، شماره بالا را به خود م يگيرند و سف تتر م يشوند و بالعكس).

 

۱۰-۱ سيستم برق رساني در موتورهاي بنزيني 

در موتورهاي بنزيني، در انتهاي زمان تراكم، به وسيله توليد جرقه مخلوط متراكم شده منفجر مي شود اين كار به
عهده سيستم بر قرساني موتور است.

 

سيستم برق رساني موتورهاي بنزيني از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

باطري

آمپرمتر

كويل

دلكو

شمع

سيمهاي برق

باطري منبع توليد جريان الكتريسته است باطري ها اكثرا ۱۲ ولت هستند و از نوع تر .

سيستم از دو مدار اوليه (با ولتاژ كم) ثانويه (با ولتاژ زياد) تشكيل شده است. مدار اوليه شامل باطري،آمپرمتر،
سوئيچ، سيم پيچ اوليه، كويل خازن و پلاتين است. كويل ۲ سيم پيچ دارد. سيم پيچ اوليه كويل داراي ۲۴۰ حلقه
از سيم مسي بوده كه به دور ميله آهني كويل پيچانده شده است. مدار ثانويه شامل سيم پيچ ثانويه كويل، سيم
دلكو، چكش برق، سي مهاي شمع و شم عها م يباشد.

سيم پيچ ثانويه كويل ۲۱۰۰۰ حلقه ( تقريبا) سيم نازك دارد وقتي كه سوئيچ و دو سر پلاتين دلكو بسته هستند
جرياني با ولتاژ ضعيف از باطري در مدار اوليه برقرار مي شود و وقتي اين جريان از سيم پيچ اوليه كويل عبور
كند ميله آهني وسط كويل را آهنربا كرده و در اطراف آن حوزه آهنربايي ثابتي را ايجاد مي نمايد كه سيم پيچ
ثانويه كويل در اين حوزه قرار دارد وقتي دو سر پلاتين دلكو از هم باز شدند جرياني با ولتاژ زياد (حدود
۲۰۰۰۰ ولت) در مدار ثانويه ايجاد مي گردد. سيم وسط كويل اين جريان را به سر دلكو برده و به وسيله
چكش برق به موقع و به ترتيب احتراق به سرشمع ها توزيع م يگردد تا سيلندرها عمل احتراق را انجام دهند.
دينام، استارتر، آفتومات در موتورهاي بنزيني و ديزل وجود دارد.

دينام يك موتور الكتريكي است كه براي پر كردن باطري از آن استفاده م يشود. اين الكتروموتور حركت خود را
توسط پولي و تسمه از ميل لنگ مي گيرد، جريان برقي كه دينام توليد مي كند قسمتي از آن به مصرف موتور
رسيده و مازاد آن پس از عبور از آمپر وارد باطري م يشود.
آفتومات كليدي خودكار است كه جريان برق را بين دينام و باطري قطع و وصل مي كند بدين معني كه هر
وقت ولتاژ دينام بالاتر از ولتاژ باطري مي شود جريان را وصل و در غير اينصورت قطع مي كند. به عبارت ديگر
فقط اجازه مي دهد كه جريان از طرف دينام به طرف باطري برود ولي اجازه برگشت نمي دهد مثلا وقتي موتور
آهسته كار مي كند برق دينام ولتاژش كمتر از ولتاژ باطري بوده و آفتومات اجازه عبور مي دهد . دينام حركت
خود را با تسمه و پولي از ميل لنگ مي گيرد لذا اگر دينام با دور كم كار كند (به دليل شل بود و يا پاره شدن

تسمه پروانه) يا به عللي نتواند باطري را شارژ (پر) كند چراغ شارژ باطري در جلوي راننده روشن شده و راننده
متوجه م يشود كه دينام نم يتواند باطري را شارژ كند و بايد نسبت به رفع اشكال اقدام نمايد.

استارتر

دستگاهي است كه موقع روشن شدن موتور توسط جريان وجود در باطري به كار افتاده و چرخ دنده
كوچك آن با چرخ دنده فلايويل درگير شده و باعث راه اندازي موتور مي گردد و به محض روشن شدن موتور
جريان برق از استارتر قطع شده و دنده استارتر فورا از چرخ دنده فلايول جدا مي شود. (توضيح اينكه فلايويل
به انتهاي مي للنگ متصل است).

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

 

۲ – ساختمان و انواع تراكتورهاي كشاورزي

۱-۲ مقدمه و كليات

تراكتور ماشيني است خودگردان (خودكششي) كه از آن سه نيروي كششي،دوراني و هيدروليكي گرفته مي شود
منظور از ماشين خودگران ماشيني است كه نيروي لازم براي حركت انتقالي خود را خودش تامين كند.
تراكتور داراي يك موتور است و براي انجام كار به ماشين نياز است زيرا براي انجام كار وجود موتور و ماشين
نياز است و هيچ كدام به تنهايي قادر به انجام كار نيستند به عنوان مثالي ساده آچار را در نظر م ي گيريم آچار
يك ماشين است براي بازكردن پيچ احتياج به موتور (نيروي دست) مي باشد. آچار به تنهايي نم يتواند پيچ را باز
كند همانطور كه نيروي دست براي باز كردن پيچ نمي تواند بدون آچار اين كار را انجام دهد. وجود هر دو براي
بازكردن پيچ لازم است

در خصوص تراكتور نيز براي انجام كار(كشيدن گاوآهن يا حركت انتقالي خود) به ماشين يا ماشينهايي نياز
دارد. ماشينها در اين خصوص عبارتند از كلاچ، جعبه دنده، دنده كمك، ديفرانسيل و كاهنده نهايي. براي عمل
شخم زدن، گاو آهن نيز يكي ديگر از ماشينهاي مورد نياز است.

تفاوت اساسي تراكتور و اتومبيل در گشتاور چرخهاي آنهاست. اتومبيل(پيكان) نيز يك ماشين خودگردان است.

موتور پيكان ۷۵ اسب بخار قدرت دارد. موتور تراكتور  MF-285  نيز ۷۵ اسب بخار قدرت دارد. از آنجاييكه

مراحل كاهش دور در تراكتور چهار مرحله (جعبه دنده، دنده كمك، ديفرانسيل و كاهنده نهايي) و در پيكان دو
مرحله (جعبه دنده و ديفرانسيل) است لذا مراحل كاهش دور در تراكتور بيشتر است و در اتومبيل (پيكان )
كمتر. لذا تراكتور مي تواند در دنده ۴ نيز از حالت سكون شروع به حركت نمايد ولي اتومبيل نم ي تواند و
همچنين تراكتور م يتواند شخم بزند ولي اتومبيل نم يتواند

دليل همان بود كه در بالا گفتيم. هميشه گشتاور با سرعت دوراني نسبت عكس دارد يعني اگر سرعت دور اني
بيشتر باشد، گشتاور كمتر است و بالعكس. در تراكتور دور ميل لنگ در سيستم انتقال نيرو (جعبه دنده و دنده
كمك، ديفرانسيل و كاهنده نهايي) مرتب كاهش داده شده و دور كمي به چرخها مي رسد لذا گشتاور آنها
بالاست. تراكتورها معمولا در سرعتهاي كمتر از ۳۰ كيلومتر در ساعت ميتوانند حركت كنند اما اتومبيل در
سرعتهاي زياد. لذا گشتاور اتومبيل كمتر است.
براي روشن شدن رابطه بين دور و گشتاور مثال ساد هاي ذكر مي شود.

دوچرخ دنده درگير با هم را در نظر مي گيريم قطر يكي كمتر از ديگري است. اگر چرخدنده كوچك محرك و
بزرگ متحرك باشد مي توانيم بار سنگيني را با چرخ دنده بزرگ حركت دهيم زيرا سرعت دوراني چرخدنده
بزرگ كمتر بوده و لذا گشتاور آن زياد م يشود

 

۲-۲ ساختمان تراكتورهاي كشاورزي

تراكتور داراي يك موتور ديزل است كه در قسمتهاي قبل توضيح داده شد. براي اينكه بتواند كار انجام دهد .
خود را منتقل كند، يا ادوات را بكشد به ماشينهايي نياز دارد به عبارت ديگر براي اينكه بتوانيم نيروهاي كششي،
دوراني و هيدروليكي را از تراكتور دريافت كنيم به ماشينهاي معيني نياز مي باشد كه در زير شرح داده مي شود.

 

۱-۲-۲  ماشينهاي مورد نياز براي دريافت نيروي كششي تراكتور

ماشينهاي مورد نياز براي دريافت نيروي كششي تراكتور عبارتند از :

كلاچ

جعبه دنده

دنده كمك

كاهنده نهايي

كه مجموعا سيستم انتقال نيروي كششي تراكتور را تشكيل ميدهند.

الف- كلاچ

وظيفه كلاچ قطع و وصل كردن انتقال نيرو از موتور به جعبه دنده يا دنده كمك است .

كلاچداراي انواع مختلفي است كه ساده ترين و متداولترين نوع آن در اتومبيلها نيز وجود دارد شرح داده م ي شود .
كلاچ اولين عضو سيستم انتقال قدرت (نيروي) كششي تراكتور است. كلاچي كه شرح داده مي شود كلاچ يك
صفحه اي خشك است:

ساختمان

كلاچ صفحه اي خشك تشكيل شده از صفحه كلاچ صفحه فشاردهنده، محور كلاچ(ساخت كلاچ )
فنرهاي فشار دهنده، اهرمهاي آزادكننده(انگشتي ها) بلبرينگ يا زغال كلاچ، پوسته كلاچ و دو شاخه يا چنگال

 

كلاچ در شكل  (۲-۱) ساختمان كلاچ نشان داده شده است.

ساختمان كلاچ گلستان موج

 

شکل ( ۲-۱)كلاچ يك صفحه اي خشك

 

پوسته كلاچ با پيچهايي محكم به فلايويل موتور بسته شده و هم دور و هم جهت با آن به عنوان يك جسم
صلب مي چرخد. هر كدام از انگشتي ها كه تعداد آنها معمولا ۳ انگشتي و با زاويه ۱۲۰ درجه نسبت به هم
هستند و در يك نقطه روي پوسته كلاچ حالت الاكلنگي دارند. نوك انگشتي ها با بلبرينگ كلاچ در تماس واقع

مي شود (موقع آزاد بودن كلاچ) و انتهاي هر انگشتي با يك پيچ به صفحه فشاردهنده متصل شده است. فنرها
بين صفحه فشاردهنده و پوسته كلاچ هستند وظيفه فشردن صفحه فشاردهنده روي صفحه كلاچ را دارند. محور
كلاچ هزار خار داشته و در داخل هزار خار سوراخ صفحه كلاچ فرو رفته است.

طرز كار کلاج :

 حالت آزاد (خلاص)

 درگير 

 

حالت آزاد :

حالت آزاد، راننده با پاي چپ خود پدال كلاچ را محكم تا آخر فشار داده بلبرينگ كلاچ در اثر فشار چنگال
كلاچ به جلو رفته، سرانگشتي ها را به جلو منتقل كرده لذا به خاط ر خاصيت الاكلنگي انگشتي ها، انتهاي
انگشتي ها عقب آمده و لذا صفحه فشاردهنده را عقب كشيده فشار صفحه فشاردهنده روي كلاچ از بين مي رود.
صفحه كلاچ و محور كلاچ ثابت مي مانند. انتقال نيرو از موتور به جعبه دنده يا دنده كمك قطع م يشود. در اين
حالت همه اجزاء كلاچ حركت دوراني دارند. به جز چنگال كلاچ، صفحه كلاچ و محور كلاچ ، فنرهاي
فشاردهنده فشرده شد هاند.

حالت درگير كلاچ:

راننده پاي خود را از روي پدال كلاچ برداشته فنرهاي فشاردهنده كه در حال قبل (آزاد)
فشرده شده بودند صفحه فشار دهنده را به جلو منتقل كرده و آنرا محكم روي صفحه كلاچ م ي فشارند و لذا
صفحه كلاچ به فلايويل فشرده شده و هم جهت با فلايويل مي چرخد. كلاچ نيز مي چرخد نيرو به جعبه دنده يا
دنده كمك منتقل مي شود در اين حالت فقط بلبرينگ كلاچ نمي چرخد و ثابت مي ماند . دقت شود هيچوق ت
پدال كلاچ تا نيمه گرفته نشود چون اين كار باعث از بين رفتن كلاچ م يشود.

 

ب-جعبه دنده

يكي ديگر از اجزاء سيستم انتقال قدرت كششي تراكتور بوده كه در اتومبيل نيز وجود دارد.

جعبه دنده عبارتند از:

داشتن سرعتها و گشتاورهاي مورد نياز در مواقع به خصوص (در شروع حركت در دنده۱ زده، دور كم و گشتاور زياد است

زيرا هنگام شروع حركت احتياج به گشتاور زياد است و پس از شروع حركت به گشتاور كم نياز است.

 

ساختمان

جعبه دنده ها داراي انواع مختلفي است كه انواع كشويي به دو نوع موازي وسري تقسيم بندي
مي شوند جعبه دنده كشويي موازي جعبه دنده اي است كه محور خروجي و ورودي آن دريك راستا نباشد بلكه
با هم موازي باشند. جعبه دنده كشويي سري جعبه دنده اي است كه محورهاي خروجي و ورودي آن دريك
راستا هستند. دراينجا جعبه دنده كشويي سري شرح داده مي شود.

 

جعبه دنده كشويي سري نشان داده شده در شکل(۲-۲) داراي ۳ دنده .

جعبه دنده كشويي سري.گلستان موج

شکل(۲-۲) جعبه دنده كشويي سري

 

شماره ۱۳ محور محور ورودي (محور كلاچ) است. چرخدنده شماره ۱ با چرخ دنده شمانره ۱۲ دائم درگير
است محور پايين شماره ۱۴ دائم درحال دوران است (درصورت درگيربودن كلاچ) وبا سرعتي كمتر از سرعت
دوراني محور ۱۳ مي چرخد زيرا قطر چرخدنده ( ۱۲ ) ازقطر چرخدنده ۱ بيشتر است. شافت شماره ۶ شا فت
خروجي است كه هم راستا با شافت ورودي شماره ۱۳ است. چرخدنده شماره ۷ واسطه اي است براي داشتن
دنده عقب. چرخ دنده هاي شماره ۴ و ۵ بوسيله ماهكي كه حركت خود را از دس ته دنده در اثر فشار دست
راننده مي گيرند ومي توانند به سمت چپ وراست منتقل شوند. بسته به اينكه چرخدنده هاي ۴ و ۵ با كدام
چرخدنده روي محور پايين يا شماره ۷ درگير باشد يا نباشد مي توانيم دنده هاي ۱ و ۲ و ۳ ويا دنده عقب را
داشته باشيم

 

طرزكار- دنده ( ۱)، براي دنده ۱ چرخدنده شماره ۵ به سمت چپ آمده، با چرخدنده شماره ۹ درگير مي شود ؛
دو مرحله كاهش دورانجام م يشود (يكي ازچرخدنده ۱ به ۱۲ وديگري از چرخدند ه ۹ به ۵ ) لذا محور
خروجي با سرعتي كمتر از محور ورودي ميچرخد.
دندده ( ۲)، براي دنده ( ۲). چرخدنده ۵ ازدرگيري با چرخدند ه چرخدنده شماره ۹ آزاد شده و چرخدنده
شماره ۴ به سمت راست آمده با چرخدنده شماره ۱۰ درگير مي شود. اين حالت يك مرحله كاهش دور از
چرخدنده ۱ به چرخدنده ۱۲ دارد ويك مرحله افزايش دور (ازچرخدنده ۱۰ به چرخدنده ها ۱۴ ) اما كاهش
دور بيشتر ازافزايش دور م يشود. زيرا تفاوت قطر درچرخدند ههاي شماره ۱ و ۱۲ بيش تر است ازتفاوت قطر
درچرخدنده ۱۰ و ۴ لذا سرعت محور خروجي كمتر از محور ورودي است. با اين حال سرعت محور خروجي
بيشتر از حالت دنده ۱ است.

 

دنده ( ۳)، براي دنده ( ۳) چرخدنده شماره ۴ به سمت چپ آمده مستقيما با چرخدنده شماره ۱ درگير شده لذا
شافت هاي ورودي وخروجي به هم قفل شده وسرعت دوراني آنها با هم برابر م يشود.
دنده عقب، براي دنده عقب چرخدند ه شماره ۴ با هيچ دنده اي درگير نبوده بلكه چرخدند ه شماره ۵ به سمت
راست آمده با چرخدند ه شماره ۷ درگير مي شود. وچون چرخدنده شماره ۷ واسطه است لذا جهت دوران محور
خروجي برعكس شده وتراكتور عقب مي رود.

 

حالت خلاص

حالت خلاص، درحالت خلاص هيچ يك ازچرخدنده هاي شماره ۴ و ۵ با هيچ چرخنده اي درگير نيستند دراين
حالت محور ورودي، محور پائيني جعبه دنده وچرخدنده شماره ۷ با قدرت مي چرخند ولي نيرو به محور
خروجي منتقل نمي شود وشانت شماره ۶ ثابت مي ماند.
دقت شود هيچ وقت چرخدنده هاي ۴ و ۵ همزمان با چرخنده ديگري نبايد درگير شود. با توجه به اينكه جعبه –
دنده اكثر تراكتورها فاقد سيستم هم دور كننده است، لذا هنگام تعويض دنده بايد تراكتور ساكن باشد. متاسفانه
رانندگان زيادي اين كار را مراعات نمي كنند.

ج- دنده كمك

يكي ديگر ازاجزاء سيستم انتقال قدرت كششي تراكتور دنده كمك است

 

وظايف دنده كمك عبارتند از:

كاهش دور و افزايش گشتاور چرخها- حالت خلاص (قطع انتقال نيرو به چرخهاي عقب)، دو برابر
كردن سرعت پشروي تراكتور (تعداد دند ههاي تراكتور).
در سر شافت خروجي جعبه دنده يا دنده كمك (بسته به نوع تراكتور) قرار گرفته است. وروي كرانويل بوده
كرانويل را با قدرت مي چرخاند محور هرزگردها ازوسط هرزگردها عبور كرده است ودو محور در داخل
پوسته ديفرانسيل قرار گرفته است لذا هنگاميكه كرانويل م يچرخد پوسته ديفرانسيل ومحور هرزگردها نيز مي
چرخد. هرزگردها ازدو طرف با دو چرخدنده مخروطي درگير هستند. هر چرخدنده مخروطي با محور يكچرخ عقب (پلوس) هزار خار شده است.

 

شكل  ( ۲-۳ ) ساختمان ديفرانسيل را نشان داده است.

ساختمان واجزاء ديفرانسيل

شكل  ( ۲-۳ ) ساختمان واجزاء ديفرانسيل

 

طرز كار

درمسير مستقيم سرعت دوراني هردو چرخ محرك با هم مساوي است لذا هر زگردها فقط حركت
انتقالي دارند وحركت وضعي ندارند به اين ترتيب كه پينيون كرانويل را م يچرخاند. كرانويل پوسته ديفرانسيل
را مي چرخاند، پوسته ديفرانسيل محور هرزگردها را مي چرخاند. محور هرزگردها به هرزگردها حركت انتقالي
مي دهند (هرزگرد دور محور خودش نمي چرخد) چون ازدو طرف چرخدنده هاي مخروطي با هرزگردها درگير
هستند لذا چرخدندههاي مخروطي با سرعت يكسان مي چرخند وچرخها نيز با سرعت يكسان مي چرخند

 

درمسير منحني سرعت دوراني دوچرخ محرك متفاوت است، حركت انتقالي طبق توضيح بالا انجام مي شود
علاوه بر آن هرزگردها شروع به حركت وضعي مي كنند (دور محورشان م ي چرخند ) لذا ازسرعت يك
چرخندنده مخروطي كم كرده به همان مقدار به سرعت چرخدنده مخروطي ديگر مي افزايد بنابراين چرخدنده
مخروطي اين كه به پلوس چرخ داخل دايره مسير هزار خار است با سرعت كمتر دوران م يكند وبالعكس.
بعضي ازتراكتورها واتومبيل ها داراي دو ديفرانسيل هستند مانند تراكتور اونيور سال ۶۵۰ ، در روي اين ماشينها
هنگام شخم زدن (كارهاي سنگين) دنده كمك را دروضعيت سنگين قرار مي دهيم دراين حالت سرعت محور
خروجي دنده كمك ازمحور ورودي آن كمتر شده لذا دور كاهش مي يابد وگشتاور زياد مي شود واين مهمترين
وظيفه دنده كمك است. اگر دنده كمك درحالت سبك قرار داده شود دور محور خروجي و ورودي آن با هم
برابر است. درموقع انجام كارهاي سبك (مثلا حركت درجاده) دنده كمك را دروضعيت سبك قرار م يدهيم. اگر
دنده كمك در وضعيت خلاص قرار گيرد انتقال نيرو به چرخها ي عقب را قطع مي كند وتراكتور متوقف
مي شود.
همانطور كه گفته شد افزايش سرعتهاي تراكتور يكي از وظايف دنده كمك است يعني تراكتور اونيورسال ۶۵۰
كه پنج دنده جلو ويك دنده عقب دارد. درحقيقت ۱۰ دنده جلو و ۲ دنده عقب دارد زيرا در هردنده جعبه دنده،
اگر دنده كمك دروضعيت سبك قرار گيرد تراكتور سريعتر پيشروي مي كند واگر دروضعيت سنگي ن قرار گيرد
درهمان دنده با سرعت كمتر حركت م يكند. اتومبيل ها فاقد دنده كمك هستند.

 

د- ديفرانسيل :

يكي ديگر ازاجزاء سيستم انتقال قدرت كششي تراكتور ديفرانسيل است كه دراتومبيل نيز وجود
دارد. وظايف ديفرانسيل عبارتند از: تغيير جهت انتقال نيرو به اندازه ۹۰ درجه، تقسيم ني رو روي محورهاي
چرخهاي محرك، ايجاد سرعتهاي دوراي مختلف براي چرخها درمسيرهاي منحني، كاهش دور و افزايش
گشتاور.

 

مهمترين وظيفه ديفرانسيل ايجاد دورهاي مختلف براي چرخها درمسيرهاي منحني است. هنگام دورزدن ماشين
چرخي كه درداخل دايره مسير قرار مي گيرد بايد با سرعت كمتري دوران كند وبه همان مق دار چرخي كه
درخارج دايره مسير قرار مي گيرد بايد با سرعت بيشتري دوران كند. به عنوان مثال اگر درمسير مستقيم هرچرخ
عقب تراكتور ۱۳۰ دور در دقيقه بزنند اگر تراكتور با همان دور موتور وارد مسير منحني شود دور يك چرخ
۴۰ دور دقيقه شود دورچرخ ديگر ۲۲۰ دور دردقيقه خواهد بود.
ساختمان ديفرانسيل- ديفرانسيل تشكيل شده است ازپينيون، كرانويل، پوسته ديفرانسيل، دو يا چهار عدد چرخ
دنده هرزگرد، محور هرزگردها، دو عدد چرخدنده مخروطي.
پوسته ديفرانسيل بوسيله تعدادي پيچ به كرانويل بسته شده است وهم دور و همجهت با كرانويل م يچرخد.

تراكتور داراي قفل ديفرانسيل هستند وظيفه قفل ديفرانسيل هم دوركردن محور چرخهاي محرك تراكتور هنگام
بوكسوات كردن تراكتور است. پدال آن درزير صندلي راننده است، با فشار پا درگير مي شود واگر راننده پاي
خود را ازروي آن بردارد بطور اتوماتيك آزاد مي شود. اين يك نكته ايمني است زيرا اگر راننده فراموش كند
قفل ديفرانسيل را آزاد كند در اولين مسير منحني قفل ديفرانسيل شكسته يا تراكتور چپ مي كند.

 

ه – كاهنده نهايي

آخرين عضو سيستم انتقال قدرت كششي تراكتور كاهنده نهايي است كه با كاهش دور،گشتاور چرخها را افزايش مي دهد.

 

شکل  (۲-۴) ساده ترين نوع سيستم كاهنده نهايي را نشان مي دهد.

يك چرخدنده كوچك ويك چرخدنده بزرگ

شکل (۲-۴)كاهنده نهايي شامل يك چرخدنده كوچك ويك چرخدنده بزرگ

 

ساختمان

كاهنده نهايي ازنوعي كه درشكل (۲-۴) ديده مي شود داراي يك چرخدنده كوچك ويك چرخدنده

بزرگ است كه دائم با هم درگير هستند. چرخدنده كوچك به محور خروجي ديفرانسيل (چرخدنده مخروطي
ديفرانسيل) وصل است وچرخدنده بزرگ به چرخ عقب (چرخ محرك) تراكتور متصل است.

 

طرزكار

چرخدنده كوچك را چرخدنده مخروطي ديفرانسيل مي چرخاند و با توجه به تغيير قطر اين دو
چرخدنده، چرخدنده بزرگتر با سرعت دوراني كمتر چرخيده لذا گشتاور آن زيادتر شده درنتيجه باعث افزايش

گشتاور چرخهاي محرك تراكتور مي شود. كاهنده نهايي درتراكتورهاي اونيور سال ۶۵۰ ازاين نوع است

ودرتراكتور هاي مسي فرگوسن  MF- 285 ازنوع سياره اي كامل است كه بخاطر خلاصه شدن مطلب توضيح

داده نمي شود علاقه مندان به كتاب شناخت وكاربرد تراكتور مراجعه نمايند.

 

۲-۲-۲- سيستم انتقال قدرت دوراني تراكتور ( محور تواندهي- محور PTO ) 

يكي ازنيروهايي كه ازتراكتور گرفته مي شود، نيروي دوراني است اين نيرو ازشافت (محور تراكتور قرار دارد گرفته مي شود.

براي بكار انداختن ماشينهاي مانند :

بذرپاشها ، كودپاشها، سمپاشهاي تراكتوري، چاپر، بيل ر، گاوآهن دوار،
خرمنكوب، انواع دروگرها، ساقه كوب، آسيابها و بعضي از كارنده ها و ريكها و … بكارمي رود.

لذا تر اكتور مي تواند علاوه بركشيدن ماشينهاي كشاورزي، مكانيزمهاي داخل آنها را بوسيله محور تواندهي خود به حركت
درآورد.

 

۱-۲-۲-۲- انواع محور تواندهي

 

محور تواندهي ازچند لحاظ طبقه بندي مي شود : 

– ازنظر تعداد شيار، محور تواندهي تراكتورها ازلحاظ تعداد شيار به ۶ شيار و ۲۱ شيار تقسيم بندي م يشوند.
– ازنظر نحوه تامين حركت، به سه حالت چرخ گرد، موتور گرد وخلاص تقسيم بندي م يشوند.
محورتواندهي درحالت چرخ گرد، نيروي خود را از محلي بعد ازجعبه دنده ميگيرد لذا سرعت وجهت حركت
آن در ارتباط مستقيم با سرعت وجهت حركت تراكتور است. يعني اگر تراكتور دردنده ۱ باشد محور تواندهي
با سرعت كم تراكتور دردنده ۵ باشد چون سريعتر حركت مي كند، محور تواندهي نيز با سرعت بيشتري دوران
مي كند. لازم به ذكر است محور تواندهي درحالت چرخ گرد، اگر تراكتور رو به جلو حركت كند ساعتگرد
(راستگرد) است و اگر تراكتور رو به عقب بيايد، پادساعتگر (چپ گرد) است. محور تواندهي درحالت چرخ
گرد كاربرد كمي دارد ودربعضي ازكارند هها و جاروها استفاده مي شود.
محور تواندهي درحالت موتورگرد نيروي خود را ازمحلي قبل ازجعبه دنده مي گيرد دراين حالت محور
تواندهي حركت خود را ازميل لنگ مي گيرد. يعني اگرتراكتور گاز بخورد سرعت ميل لنگ زياد شود لذا سرعت
محور تواندهي نيز زياد مي شود. واگر موتور كمتر گاز بخورد سرعت محور تواندهي كمتر ميشود واگر
موتورخاموش شود محورتواندهي نيز متوقف م يشود.
جهت دوران محور تواندهي در حالت موتورگرد راست گرد است (ديد از پشت تراكتور ). اكثر ماشين -هاي
كشاورزي در حالت موتورگرد از محور تواندهي نيرو ميگيرند.
محور تواندهي درحالت خلاص، اگر محور تواندهي درحالت خلاص باشد، نمي تواند نيرو را منتقل كند. دراين
حالت اگرمحور تواندهي را با دست بگيريم م يتوانيم آنرا بچرخانيم.

۲-۲-۲-۲ – نحوه استفاده از محورتواندهي

 

همانطور كه گفته شد سرعت محور تواندهي درحالت موتورگرد ارتباط مستقيم با سرعت دوراني ميللنگ دارد
يعني هرچه موتور گاز بخورد دور محور تواندهي بيشتر ميشود محورهاي ۶ شيار در دور مشخصه موتور
تراكتور ۵۴۰ دور دردقيقه مي زنند ومحورهاي ۲۱ شياردر دور مشخصه موتور تراكتو ر ۱۰۰۰ دور دردقيقه
مي زنند (كاربرد محور ۶ شيار بمراتب بيشتر از محور ۲۱ شيار است).
با توجه به اينكه دورهاي ۵۴۰ دور دردقيقه و ۱۰۰۰ دور دردقيقه دردور مشخصه موتور بوسيله محورهاي ۶
و ۲۱ شيار گرفته مي شود هنگام استفاده از ماشينهايي كه از محور تواندهي موتورگرد نيرو مي گيرند مانند

دروگرها، سمپاشهاي تراكتور، بيلر، چاپر، بذرپاشها و … حتما بايد سرعت دوراني ميل لنگ را روي
دورمشخصه ثابت نگه داشت. واز آنجائيكه با گازپايي تراكتورنمي توان دورموتور را ثابت نگه داشت لذا بايد
هنگام استفاده از ماشينهاي فوق الذكر از گازدستي استفاده كرد. ابتدا با گازدستي آنقدر گاز مي دهيم تا دور روي

دور مشخصه قرار گيرد. ( درتراكتوراونيور سال ۶۵۰ دورمشخصه ۱۸۰۰ دور دردقيقه است ودرتراكتور  MF-285

دور مشخصه ۱۷۳۰ دوردر دقيقه موتور است ودرتراكتور جاندير ۲۰۰۰ دور دردقيقه موتور است) سپس

شروع به كار كرد. اگربا گاز پايي حركت كنيم در اثر دست انداز افتادن تراكتور، گاهي موتور زياد گاز مي خورد
ودور آن ازدور مشخصه بيشترمي شود در اينصورت محور تواندهي بسته به شيار آن با سرعت بيشتر از ۵۴۰

و ۱۰۰۰ دور دردقيقه مي چرخد وبه ماشين كشاورزي آسيب مي رسد. زيرا ماشينهاي كشاورزي PTO  گرد، براي

دورهاي ۵۴۰ يا ۱۰۰۰ دور دردقيقه طراحي وساخته مي شوند. علاوه براين گاهي تراكتور، كم گاز مي خورد و
دور موتور كمتر از دور مشخصه مي شود دراين حالت محور تواندهي با دورهاي كمتراز ۵۴۰ يا ۱۰۰۰ دور
دردقيقه چرخيده و داخل ماشين كشاورزي بيش باري بوجود مي آيد (خوراك زيادي داخل ماشين شده ولي
بدليل كم بودن سرعت مكانيزمهاي ماشين، ماشين قادر به دفع خوراك ازخودش نيست.) خلاصه اينكه هنگام
كار با ماشينهاي كشاورزي، كه ازمحور تواندهي موتور گرد نيرو م يگيرند حتما بايد با گاز دستي حركت كرد.

 

۳-۲-۲-۲ –  كلاچ محور تواندهي

محور تواندهي مانند نيروي كششي احتياج به كلاچ دارد تا درمواقع مورد لزوم بدون آزاد كردن محور از حالت
موتور گرد بتوانيم با كلاچ آنرا متوقف كنيم درتراكتور اونيورسال ۶۵۰ كلاچ محور تواندهي درپشت تراكتور
قرار گرفته است. دسته بلندي در سمت راست صندلي راننده قرار دارد اگر بطرف جلو مستقل شود كلاچ درگير
شده محور تواندهي با قدرت ميچرخد اگر اين دسته عمودي باشد كلاچ آزاد ومحور تواندهي آزاد است. اگربه
سمت عقب برده شود محور تواندهي ترمز مي شود.

 

درتراكتور MF-285 و اونيورسال ۴۴۵ كلاچ درمرحله اي است به اين صورت كه اگر پدال كلاچ را تا نيمه

پايين ببريم انتقال نيروي موتوربه جعبه دنده قطع مي شود ولي محور تواندهي دراين وضعيت مي چرخد اگر
پدال كلاچ را تا آخر پايين ببريم محور تواندهي نيزآزاد شده انتقال نيرو به محور تواندهي نيز قطع مي شود

دراين حالت پمپ هيدروليك تراكتور  MF-285  نيز از كار م يافتد.

 

شکل ( ۵-۲ ) دونوع محور تواندهي ۶ و ۲۱ شياررا نشان مي دهد.

شکل ( ۶-۲ ) محور تواندهي را درحالت چرخ گرد نشان مي دهد.

 

انواع محورتواندهي 6 و 21 شيار

شکل ( ۵-۲ ) انواع محورتواندهي ۶ و ۲۱ شيار

 

در شکل ۷-۲ حالت چرخ گرد محور تواندهي را درتراكتور اونيور سال ۴۴۵ نشان داده شده است .

برايموتور گرد كردن محورتواندهي بوسيله دسته شماره ۱۵ چرخدنده شماره ۳ رابه سمت چپ منتقل كرده تا با
محور شماره ۱ كه ازميل لنگ نيرو ميگيرد درگير شود در اين حالت محور تواندهي در حالت موتور گرد است

ولي در وضعيتي كه در شكل  ۷-۲   ديده مي شود محور تواندهي درحالت چرخ گرد است زيرا حركت خود را

از محلي بعد ازجعبه دنده (چرخ دنده سمت چپ پيستون) مي گيرد لذا اگر تراكتورسريعتر حركت كند محور
تواندهي سريعتر ميچرخد وبرعكس.

 

محور تواندهي چرخ گرد.گلستان موج

شکل  (۶ -۲) محور تواندهي چرخ گرد

 

محور تواندهي تراكتور اونيور سال 445 درحالت چرخ گرد

شکل  (۷-۲)  محور تواندهي تراكتور اونيور سال ۴۴۵ درحالت چرخ گرد

 

۳-۲-  سيستم هيدروليك تراكتور

سومين نيرويي كه ازتراكتور گرفته مي شود نيروي هيدورليكي است. تراكتورهاي اوليه فاقد سيستم هيدروليك
بودند وفقط ادوات را م يكشيدند. قادر به بلند كردن ادوات نبودند .اما تراكتورهاي امروزي به اين سيستم مجهزند

 

بعضي از موارد كاربرد سيستم هيدروليك عبارتند از:

– بلندكردن ادوات متصل به اتصال سه نقطه تراكتور
– بوسيله خروجي يدكي هيدروليك از راه دور بدون نياز به اتصالات مكانيكي قسمتهايي از ماشين ها را تغيير
موقعيت ميدهند

– استفاده درسيستم فرمان تراكتور براي بهتر فرمان گيري تراكتور

– درگير كردن هيدروليكي كلاچ، قفل ديفرانسيل ومحور تواندهي

 

الف- قسمتهاي تشكيل دهنده هيدورليك عبارتند از:

سيلندر هيدروليك، پمپ هيدروليك، فيلتر روغن هيدروليك، مخزن روغن هيدروليك، لوله هاي رابط ، مقسم،
دسته هاي كنترل، سوپاپهاي فشارشكن، بازوهاي اتصال سيستم هيدروليك، خروجي يدكي هيدروليكي.
پمپ هيدروليك، قلب سيستم هيدروليك است. بيشتر ازنوع دندانه خارجي است. وظيفه پمپ مك ش روغن از

مخزن وعبور آن ازفيلتر و با فشار فرستادن آن به مقسم است.

 

شكل  (۲-۸) طرز كار پمپ هيدروليك ازنوع دندانه خارجي را نشان م يدهد.

طرز كار پمپ هيدروليك ازنوع دندانه خارجي

شکل (۲-۸) طرز كار پمپ هيدروليك ازنوع دندانه خارجي

 

چنانچه پمپ ازكاربايستد. هيچ يك از قسمتهاي ديگر نمي توانند كار خود را انجام دهند . پمپ توسط موتور
تراكتور به حركت درآمده وكار خود را بطور مستمر انجام مي دهد. پمپ هيدروليك تراكتور اونيور سال ۶۵۰
دراين نوع بوده ودبي آن ۴۰ ليتر در دقيقه است.
سيلندر هيدورليك، سيلندر براي بالا بردن ادوات كشاورزي وهمچنين كنترل قسمتهاي مختلف وعمق كار
ادوات بكار مي رود. سيلندرها دردونوع يك طرفه ودوطرفه وجود دارند.

سيلندر يك طرفه، فقط انتقال بار در يك جهت با فشار روغن انجام مي شود وبرگشت آن دراثر وزن بار انتقال
يافته مي باشد. پيستون اين سيلندرها فقط دريك طرف با روغن خيس ميشود وطرف ديگر آن خشك بوده با هوا
درتماس است. سيلندر هيدروليك تراكتورها يكطرفه است هنگام برداشت بار پمپ هيدروليك مي تواند متوقف
باشد. به اين سيلندرها فقط يك لوله روغن وارد م يشود.
سيلندر دوطرفه، در سيلندر دوطرفه انتقال بار درهر جهت با فشار روغن انجام مي شود. هنگام اين كار پمپ
هيدروليك بايد كاركند. به اين سيلندرها ۲ لوله روغن متصل شده است. اگر ازيك لوله روغن دار وارد شود
درهمان لحظه ازلوله ديگر روغن خارج مي شود . خروجي يدكي هيدروليكي تراكتور ها مي تواند دوطرفه باشد. در شکل (۲-۹)

سيلندر هيدروليكي يكطرفه

در شکل (۲-۹) سيلندر هيدروليكي يكطرفه

سيلندر هيدروليكي دوطرفه

در شکل (۲-۱۰) سيلندر هيدروليكي دوطرفه

 

مقسم

وظيفه مقسم تقسيم كردن و هدايت كردن روغن درموقعيتهاي مناسب براي سيلندر هيدروليك است .
مقسم مغز سيستم هيدروليك است. راننده با فشاري كه به اهرمهاي كنترل وارد م يكند باعث جابجايي سوپاپهاي
مقسم شده لذا فرمان مناسب براي حركت بار يا غيره داه م يشود.
فيلتر روغن هيدروليك- وظيفه فيلتر روغن هيدروليك تصفيه وجذب ناخالصي هاي موجود روغن است .
چنانچه فيلتر كثيف باشد، سيلندر هيدروليك بخوبي و با سرعت مناسب بار را جابجا نميكند.

خروجي يدكي هيدروليكي- وظيفه خرجي يدكي هيدروليكي بكار انداختن سيلندر هيدروليك موجود روي
ماشينهايي كه اتصال به تراكتور دارند است. شيلنگهاي متصل به سيلندر هيدروليك ادوات به خروجي يدكي
هيدروليكي تراكتور متصل ميشود ودرآن قرار مي گيرد تا راننده بتواند ازروي تراكتور به سيلندر هيدروليكي ادوات فرمان دهد.

تراكتورهاي اونيورسال و جاندير خروجي يد كي دارن د اما تراكتروهاي MF-285 فاقد خروجي يدكي هستند.

 

سوپاپ فشارشكن

سوپاپهاي فشارشكن بعد از پمپ قرار مي گيرند. اگر بنا به دلايلي فشار دروني هيدروليك
بيش از حد مجاز شود سوپاپ فشار شكن باز شده وروغن پمپاژ شده ازپمپ به مخزن هيدروليك برمي گردد
لذا آسيب وصدم هاي به سيستم هيدورليك نمي رسد.

 

مخزن روغن

دراكثر تراكتورها مخزن روغن هيدروليك همان محفظه انتقال قدرت است يعني روغني كه جعبه
دنده، دنده كمك، ديفرانسيل وكاهنده نهايي درآن كارم يكنند همان روغن هيدروليك است.

در شکل  (۲-۱۱)  سيستم هيدروليك تراكتور وبازوهاي مربوطه نشان داده شده است.

 

بازوهاي مربوط به سيستم هيدروليك به شرح زير هستند : 

محور گردنده

بازوي بلند كن بالايي ( ۲ عدد) بازي رابط ( ۲عدد) بازوي بلند كن پاييني ( ۲عدد) بازوي اتصاع
وسط (ساق وسط) .

 

طرزكار

پمپ هيدروليك روغن را به مقسم داده، با فرمان راننده مقسم روغن را به سيلندر هيدروليك فرستاده
دسته پيستون با ماهك به محور گردنده متصل است. لذا محور گردنده درجهت عقربه هاي ساعت (ديد از سمت
راست تركتور) چرخدنده ولذا بازوهاي بلندكن بالايي بازوهاي رابط را بالا برده وبازوهاي رابط نيز بازوهاي
بلند كن تحتاني را بالا م يبرد ودرنتيجه ادوات بالام يروند.
هنگام پايين آمدن ادوات با توجه به اينكه سيلندر هيدروليك يكطرفه است. با فرمان راننده مقسم درحالت پايين
قرار مي گيرد لذا ادوات دراثر نيروي وزن خود پايين آمده حركت بازوها ومحور گردنده برعكس مي شود .
پيستون داخل سيلندر جلو آمده، روغن داخل سيلندر خالي مي شود.

 

سيستم هيدروليك تراكتور وبازوهاي آن

در شکل  (۲-۱۱) سيستم هيدروليك تراكتور وبازوهاي آن

 

سيتسم هيدروليك به سيستم هاي زير تجزيه شده اند:

سيسم كنترل وضعيت

(موقعيت اين سيستم براي ادواتي است كه بالاي سطح خاك كار مي كنند مانند
دروگرها، چالهكنها، بذرپاشهاي سانتريفوژ و پاندولي. نحوه عمل به اين صورت است كه ارتفاع ادوات
متصل شده به بازوهاي تحتاني را صرفنظر ازمقدار وزن آنها همواره ثابت نگه مي دارد در بذرپاش در ابتداي
بذرپاشي بذرپاش پراست با انجام بذر پاشي وزن بذرپاش كاهش مييابد. اگر تراكتور مجهز به سيستم
كنترل وضعيت نبود به تدريج كه وزن بذرپاش كاهش مي يابد، ارتفاع وسيله زيادتر مي شد ودرنتيجه الگوي
پخش بذر به هم م يخورد.

سيستم كنترل با كشش

اين سيستم مخصوص ادواتي است كه داخل خاك كار مي كنند. مانند گاوآهنها. درموقع
شخم زدن وقتي كه كشش روي گاوآهن خيلي سنگي مي شود وتراكتور بيش ازاندازه زير بارقرار مي گيرد راننده
تراكتور مي توانست تا حدودي گاوآهن را بلند كند كشش را تغيير دهد. وقتي كه شرايط خاك عوض مي شد
وكشش كاهش مي يافت، راننده دوباره م يتوانست گاو آهن را پايين بياورد وكشش را افزايش دهد.
سيستم كنترل كشش خودكار، بطور خودكار وسيله متصل به تراكتور را درحاليكه كشش يامقاومت آن افزايش يا
( كاهش يابد بالا وپايين مي برد. دستگاه حساس كنترل با كشش يا روي محور گردنده (تراكتور اونيورسال ۶۵۰
يا روي بازوهاي اتصال پايين قرار دارد (تراكتور جاندير)

سيستم كنترل حساسيت

اين سيستم سرعت فرود ادوات را تنظيم مي كند. اگر حساسيت را زياد كن يم ادوات
سريعتر پايين م يآيند وبالعكس، سرعت صعود ادوات فقط با گازدادن زياد مي شود.

 

۴-۲ مالبند

از مالبند تراكتور براي اتصال و كشيدن ادوات استفاده ميشود كه در يك نقطه به تراكتور اتصال دارد . اينادوات حتما چرخ حامل دارند.

 

انواع مهم مالبندها عبارتند از:

معمولي، لق (نوساني)، مالبند مخصوص اتصال سه
نقطه و مالبند ثابت.

 

الف – مالبند معمولي

 

ب – مالبند لق

درموقع كشيدن وسايل بزرگ يا كشيدن چند وسيله كه به يكديگر قلاب شده اند استفاده از
مالنبد لق باعث مي شود چرخش درسرپيچ ها آسانتر شود. بعضي ازاين مالبندها ازلحاظ طول وفاصله (ارتفاع )
ثابت هستند اما مالبندهاي لق هميشه داراي حركت افقي عريض تري نسبت به مالبندهاي معمولي هستند

شکل   (۲-۱۳) مالبند لق را نشان مي دهد.

مالبند معمولي

 

شکل (۲-۱۲) مالبند معمولي درحالتي كه طول آن كاهش يافته است

 

ب – مالبند لق

درموقع كشيدن وسايل بزرگ يا كشيدن چند وسيله كه به يكديگر قلاب شده اند استفاده از
مالنبد لق باعث مي شود چرخش درسرپيچ ها آسانتر شود. بعضي ازاين مالبندها ازلحاظ طول وفاصله (ارتفاع )
ثابت هستند اما مالبندهاي لق هميشه داراي حركت افقي عريض تري نسبت به مالبندهاي معمولي هستند

شکل  (۲-۱۳) مالبند لق را نشان مي دهد . 

مالبند لق . گلستان موج

شکل  (۲-۱۳)  مالبند لق

 

ج- مالبند مخصوص اتصال سه نقطه

اين مالبند مخصوص، بين دو انتهاي گويدار بازوهاي بلند كن پاييني
اتصال سه نقطه بسته مي شود و براي كشيدن ماشينهاي كششي معمولي كه با محور تواندهي ودستگاه هيدروليك
كار مي كنند وهمچنين تريلي هاي سبك بكار مي رود. روي اين مالبند (درطول آن ) سوراخهايي وجود دارد تا
چنانچه نقطه اتصال وسايل به تراكتور درامتداد محور طولي وسط تراكتور نباشد، از آن براي اتصال صحيح وسايل استفاده گردد .

 

در شکل  (۲-۱۴)  مالبند مخصوص اتصال سه نقطه را نشان مي دهد.

مالبند مخصوص اتصال سه نقطهمالبند ثابت با سوراخهاي عرضي اتصال

(۱۵-۲) مالبند ثابت با سوراخهاي عرضي اتصال                                                 (۲-۱۴) مالبند مخصوص اتصال سه نقطه

 

د – ملبند ثابت

اين مالبند براي كشيدن وسايل مختلفي كه بدون استفاده از محورتواندهي كار مي كنند، بكار
مي رود. بعضي ازآنها داراي يك سوراخ اتصال بوده ودربعضي داراي چند سوراخ عرضي (افقي) مي باشند . اين مالبند ثابت درپشت بعضي از تراكتورها درزير پوسته ديفرانسيل نصب مي گردد.

 

در شکل (۲-۱۵) مالبند ثابت با سوراخهاي عرضي اتصال نشان داده شده است.

 

۵-۲ – انواع تراكتورهاي كشاورزي

تحول تدريجي تراكتورها موجب بوجود آمدن طبقه بندي هاي گوناگون براي آن شده است تراكتورهاي امروزي
به روش زير طبقه بندي مي شوند.
طبقه بندي تراكتورها براساس تامين خاصيت كششي وخودروبودن (خود گران بودن)

 

الف- تراكتورهاي چرخ دار-

تراكتورهاي چر خدار به دسته هاي زير تقسيم بندي مي شوند.

– تراكتورهاي سه چرخ، امروزه كاربرد كمي دارند، تراكتورهاي چهارچرخ جاي آنها را گرفته اند. تراكتور سه
چرخ نوعي تراكتور رديف كار است. دوچرخ محرك درعقب ويك چرخ راهنما (فرمان گير ) درجلو
مي باشد. براي حفظ تعادل فاصله چرخهاي عقب زياد درنظر گرفته مي شود و همچنين روي چرخ جلو
وزنه اضافه مي كنند.

– تراكتور چهارچرخ معمولي داراي دو چرخ بزرگ درعقب بوده و دو چرخ كوچك درجلو دارند. چرخهاي
عقب محرك هستند. بعضي از اين تراكتورها كه سنگين هستند، درعقب چهارچرخ (در هرطرف دوچر خ)
دارند. بعضي از تراكتورهاي چهار چرخ ، دو ديفرانسيل دارند يعني هر چهار چرخ محرك هستند .
تراكتورهاي چهارچرخ محرك يا داراي چهارچرخ هم اندازه هستند و يا چرخهاي جلو كوچكتر ازچرخهاي

عقب است. تراكتورهاي چهارچرخ محرك با چرخهاي بزرگ وهم اندازه يا ۴WD تراكتور هايي هستند كه

توليد توان مالبندي زيادي مي كنند. قدرت آنها ۱۳۰ تا ۵۰۰ اسب بخار است. اين تراكتورها يا كمرشكن
هستند (چرخش لولايي يا مفصلي ازمركز شاسي) ويا ازطريق چرخش چرخهاي جلو فرمان گيري مي كنند.
– تراكتورهاي دوچرخ، نيزوجود دارند- اين تراكتورها همان تيلرها هستند كه فقط ۲ چرخ محرك دارد. بيشتر
براي كارهاي كششي بكار م يروند. تيلرها درقدرتهاي كمتر از ۱۲ اسب بخار ساخته مي شوند.

 

ب- تراكتورهاي زنجيري-

به منظور كاهش فشار بروي خاك وبالا رفتن كشش درزمينهاي نرم ازتراكتورهاي
زنجيري استفاده شده است. اين تراكتورها در اراضي تپه اي با شيبهاي تند وزمين هاي ناهموار باتلاقي نيز
بخوبي بكار مي روند. اين تراكتورها درعمل براي انجام بسياري از كارهاي مشكل كشاورزي مانند جابجا كردن
خاك كه نياز به توان زياد تراكتور دارند، جاي تراكتورهاي چرخ دار را گرفته اند . امروزه اين تراكتوره براي
مصارف كشاورزي با توان هاي مختلف ازحدود ۳۰ تا ۲۵۰ اسب بخار ساخته مي شوند وم عمولا داراي محور
تواندهي و اتصال سه نقطه نيز هستند كاربرد اين تراكتورها در كشاروزي محدود است .

 

اما ازاين تراكتورهادرموارد زير بخوبي استفاده مي شود.

 

استفاده در باغات ميوه

احياي زمينها

عمليا ت تراس بندي

تسطيح زمين

ايجاد شيار وپشته

ايجاد استخرهاي ذخيره سازي آب درمزرع عمليات خاك برداري

ايجاد نهر هاي انتقال آب

به كاربردن زيرشكنها 
تعمير جاد ه ها

 

طبقه بندي تراكتورها براساس موارد استفاده :

الف- تراكتور عمومي يا خدماتي-

مشابه يك تراكتور چهارچرخ متداول است فاصله چرخهاي جلو وعقب
ممكن است قابل تنظيم يا ثابت باشد دراين تراكتورها تا حدودي فضاي عبور عمودي نسبت به تراكتورهاي
رديف كار (همه كاره) كمتر است. لذا تعادل بيشتري درتپه ها وشيبها دارند اين تراكتورها براي كار درمحوطه
ساختماني مزرعه وانبارها براي بارگيري وحمل ونقل كود دامي وكشيدن تريلي بسيار مناسبند . براي شخم،
ديسك وتسطيح زمين نيز ازاين تراكتورها استفاده مي شود. قدرت اين تراكتورها معمولا حدود ۲۵ تا ۶۵ اسب
بخار است.

ب- تراكتورهاي همه كاره يا رديف كارچهارچرخ-

اين تراكتورها عملا براي انجام كارهاي مزرعه به انضمام
عمليات كاشت، وجين وسله شكني درمزارعي كه اندازه آنها متوسط است طراحي شده است. ازمشخصات اين
تراكتورها عبارتند: فضاي عبور وسيع تر اكسل براي عبور ازموانع عمودي وافقي ، قابليت تنظيم براي عرض
رديفهاي معمول درزراعت، قابليت گردش سريع و كوتاه، راحتي و آساني در جابجايي و كاربرد آن، سهولت و
سرعت در اتصال و جدا كردن ادوات زراعي. بطور كلي براي زراعت بسياري ازانواع محصولات درمزارع قابل
استفاده هستند زيرا محور تواندهي وكنترل هيدروليكي دارد.

 

ج- تراكتورهاي شاسي بلند-

اكسل جلوي ي تراكتورهاي پا بلند عريض وقابل تنظيم است وارتفاع ان ازسطح
زمين زياد است تا بتواند عمليات وجين وسله شكني محصولات رديفي پا بلند مانند نيشكر را انجام دهد. ارتفاع

اكسلها وبدنه آنها را از سطح زمين حدود ۳۵/۶  تا ۳۰/۵  سانتي متر بيشتر ازآن براي تراكتور رديف كار است .

مزاياي اين تراكتورها ماند مزاياي تراكتورهاي رديف كار است.

تراكتور شاسي بلند

(۱۷-۲) تراكتور شاسي بلند

 

د- تراكتورهاي باغي-

تراكتورهاي باغي تراكتوري هستند داراي عرض وارتفاع كم زيرا دربين درختان عبور
كرده وشاخ وبرگ درختان نبايد به راننده يا تراكتور بخورد چون ارتفاع آنها كم است لذا تعادل آنها افزايش
مي يابد. دراين تراكتورها ازگل گيرهاي مخصوص نيز استفاده شده است . تراكتورهاي باغي دردونوع چرخ
لاستيكي وچرخ لاستيكي وچرخ زنجيري وجود دارند. برخي ازتراكتورهاي باغي كمرشكن هستند.

تراكتور باغي گلستان موج

شکل ۲-۱۸ تراكتور باغي

 

 

ه- تراكتورهاي صنعتي-

دراندازه وانواع مختلف ساخته مي شوند دركارهاي صنعتي وحمل وسا يل سنگين
دركاخانجات، فرودگاهها وغيره ساخته شده اند. اين تراكتور را م يتوان به دستگاههاي بالابر، حفاري، باركن
مكانيكي وضمائم مشابه كه روي آنها سوار مي شوند، مجهز كرد. دركشاورزي نيز درانبارهاي ميوه ومواد لبني
استفاده مي شوند

و- تراكتورهاي يونيورسال-

اين تراكتورها به تراكتور مخصوص نيز معروف هستند. انواع مختلفي ازماشينهاي
برداشت ذرت چين، ماشين دانه كن ذرت را حمل مي كند .

 

ز- تراكتورهاي باغچه اي-

تراكتورهاي شاسي كوتاه نيز گفته مي شود. توان آنها بين ۸ تا ۲۵ اسب بخار است .
براي انجام كارهاي باغات كوچك وباغچه ها، ازقبيل خاك برداري، حفرگودال، برش چوب، جاروكردن، برف
روبي چمن زدن شخم، ديسك، وجين وسمپاشي بكار م يروند. موتور اين تراكتورها هوا خنك است.

 

طرق اتصال ادوات كشاورزي به تراكتور

ادوات كشاورزي بنا به اندازه، وزن وفرم ساخت آنها به طرق مختلفي به تراكتورها متصل مي شوند . كلا ادوات
كشاورزي به سه دسته ادوات كششي، سوار ونيمه سوار تقسيم بندي م ي شوند . لذا طرق اتصال ادوات به
تراكتورها نيز به

سه دسته زير تقسيم بندي مي شوند:

 

اتصال سوار-

ماشينهاي كه دردو نقطه به بازوهاي بلند كن پايين تراكتور ودريك نقطه به بازوي اتصال وسط
(ساق وسط) متصل شوند، ماشين سوار ناميده ميشود و اتصال را اتصال سوار گويند . ماشي نهاي سوار سبك
هستند طوريكه درهنگام حمل ونقل سيستم هيدروليك ماشين را كاملا اززمين بلند كرده وبا تراكتور يكپارچه
مي شود. لذا قدرت مانور با اين ماشينها خوب است. راننده به راحتي دنده عقب رفته يا دور مي زند . ماشينهاي
سوار چرخ حامل ندارند. ساق وسط يك حك مكانيكي است كه نقطه سوم اتصال سيستم هيدروليك محسوب
مي شوند

براي اتصال ادوات سوار به تراكتور، مركز تراكتور را با مركز عرض دستگاه نشان هگيري كرده دنده عقب مي آييم.
سپس ابتدا بازوي بلندكن پايين سمت چپ را به دستگاه متصل مي كنيم. ضامن مربوطه را درجاي خود قرار
مي دهيم. سپس با تغييرطول بازوي رابط سمت راست تراكتور، بازوي بلند كن سمت راست را تنظيم كرده به
دستگاه متصل م يكنيم، ضامن مربوطه را درجاي خود قرار مي دهيم درنهايت ساق وسط را متصل م يكنيم.

 

اتصال نيمه سوار-

ماشينهاي كه دردو نقطه فقط به بازوهاي بلندكن پاييني تراكتور متصل مي شوند ماشين نيمه
سوار ناميده مي شوند، اين اتصال را اتصال نيمه سوار گويند. ماشينهاي نيمه سوار سنگين تر هستند قدرت مانور
با اين ماشينها كمتر است تا حدي مشكل عقب روي ومانور وجود دارد. حتما حداقل يك چرخ عقب دارند ،
زيرا هنگام حمل ونقل قسمت انتهاي ماشين به زمين برخورد نكند

 

اتصال كششي-

ماشينهايي كه فقط دريك نقطه به مالبند تراكتور متصل مي شود ماشين كششي واتصال را اتصال
كششي گويند. اين ماشينها به سيستم هيدورليك تراكتور (بازوهاي سيستم هيدروليك ) متصل نمي شوند .
سنگين تر از انواع قبلي بوده وقدرت مانور با آنها كمتر از ۲ نوع قبلي است. تعدادي چرخ درجلو وعقب دارند
وزن ماشين را چرخهاي خودش تحمل مي كند

 

اتصال سريع-

قلابهاي اتصال سريع، براي اتصال سه نقطه ساخته شد هاند. اتصال ادوات سنگين دراين نوع
اتصال آسان ميشود زيرا ادوات سنگين را نم يتوان با دست تكان داد. قلابهاي اتصال سريع به راننده اجازه
مي دهد بدون اينكه صندلي خود را ترك كند، وسيله مورد استفاده را متصل يا جدا نمايد

 

مراحل مختلف كار در كشاورزي و ادوات مربوط

اولين كار دركشاورزي عمليات خاك ورزي است. بعد ازخاك ورزي عمليات كاشت سپس عمليات داشت
ودرنهايت عمليات برداشت است

 

شخم زدن

اولين كار دركشاورزي عمل شخم زدن است زيرا سختي يا مقاومت مكانيكي زياد زمين بايد از بين برود. عمل
شخم زدن بوسيله گاوآهن انجام مي شود. گاوآهنها ماشينهاي خاكورزي اوليه هستند وبراي كشيدن آنها (شخم
زدن) تراكتور بايد توان زيادي مصرف كند. حاصل شخم زدن، كلوخه هاي نسبتا بزرگي است كه درسطح مزرعه
ايجاد مي شود كلوخه ها بايد شكسته شده به قطعات كوچكتر تبديل شود تا بستر مناسب براي ورود ماشين
كاشت فراهم شود. عمل خرد كردن كلوخه ها وصاف كردن زمين وتهيه بستر مناسب براي ورود ماشين كاشت
عمليات خاك ورزي ثانويه ناميده مي شود و بوسيله ماشين هاي خاك ورزي ثانويه (ديسك، ماله، چنگه،
شياركش و…) انجام م يشود. پس ازتهيه بستر مناسب براي بذر ماشينهاي كاشت وارد مزرعه م يشوند
ماشينهاي كاشت عبارتند از رديف كارها، خطي كارها، كارنده هاي مخصوص وبذرپاشها. رديف كارها، خطي
كارها وكارنده هاي مخصوص، بذر يا غده (سيب زميني) را درداخل زمين م يكارند اما بذرپاشها، بذر را روي
زمين پخش م يكنند. لذا براي مدفون كردن آنها بايد روي مزرعه را چنگه يا ديسك زد. پس ازكاشت زمين
وآبياري، بذور سبز شده و جوانه ميزنند. ماشينهايي كه پس ازسبز شدن بذور تا قبل از برداشت وارد مزرعه
ميشوند ماشينهاي داشت هستند. وظيفه اين ماشينها عبارت است از مبارزه با آفات وامراض گياهي (بوسيله
سمپاشها)، تنك كردن محصولات پرپشت (بوسيله تنك كن) كنترل علف هاي هرز (بوسيله وجين كنها) ازبين
بردن سله خاك (بوسيله سله شكنها)، كوددادن زمين (بوسيله كودپاشها) پس ازاينكه موقع برداشت گياهان
فرارسيد ماشينهاي برداشت وارد مزرعه م يشوند اين ماشينها عبارتند از ماشين برداشت محصولات علوفه اي
(انواع دروگرها، جاروها، ساقه كوب، بيلر) ماشين برداشت گياهان دان هاي (كمباين) ماشين برداشت گياهان
ريشه اي (ماشين برداشت چغندر قند) ماشين برداشت گياهان غده اي (ماشين برداشت سيب زميني) ماشين
برداشت گياهان ليفي (مانند ماشين برداشت پنبه) .

 

 

مقدمه

مراحل مختلف كار در كشاورزي و ادوات مربوط

اولين كار دركشاورزي عمليات خاك ورزي است. بعد ازخاك ورزي عمليات كاشت سپس عمليات داشت
ودرنهايت عمليات برداشت است.
اولين كار دركشاورزي عمل شخم زدن است زيرا سختي يا مقاومت مكانيكي زياد زمين بايد از بين برود. عمل
شخم زدن بوسيله گاوآهن انجام مي شود. گاوآهنها ماشينهاي خاكورزي اوليه هستند وبراي كشيدن آنها (شخم
زدن) تراكتور بايد توان زيادي مصرف كند. حاصل شخم زدن، كلوخه هاي نسبتا بزرگي است كه درسطح مزرعه
ايجاد مي شود كلوخه ها بايد شكسته شده به قطعات كوچكتر تبديل شود تا بستر مناسب براي ورود ماشين
كاشت فراهم شود. عمل خرد كردن كلوخه ها وصاف كردن زمين وتهيه بستر مناسب براي ورود ماشين كاشت
عمليات خاك ورزي ثانويه ناميده مي شود و بوسيله ماشين هاي خاك ورزي ثانويه (ديسك، ماله، چنگه،
شياركش و…) انجام م يشود. پس ازتهيه بستر مناسب براي بذر ماشينهاي كاشت وارد مزرعه م يشوند
ماشينهاي كاشت عبارتند از رديف كارها، خطي كارها، كارند ههاي مخصوص وبذرپاشها. رديف كارها، خطي
كارها وكارنده هاي مخصوص، بذر يا غده (سيب زميني) را درداخل زمين م يكارند اما بذرپاشها، بذر را روي
زمين پخش م يكنند. لذا براي مدفون كردن آنها بايد روي مزرعه را چنگه يا ديسك زد. پس ازكاشت زمين
وآبياري، بذور سبز شده و جوانه ميزنند. ماشينهايي كه پس ازسبز شدن بذور تا قبل از برداشت وارد مزرعه
ميشوند ماشينهاي داشت هستند. وظيفه اين ماشينها عبارت است از مبارزه با آفات وامراض گياهي (بوسيله
سمپاشها)، تنك كردن محصولات پرپشت (بوسيله تنك كن) كنترل علف هاي هرز (بوسيله وجين كنها) ازبين
بردن سله خاك (بوسيله سله شكنها)، كوددادن زمين (بوسيله كودپاشها) پس ازاينكه موقع برداشت گياهان
فرارسيد ماشينهاي برداشت وارد مزرعه م يشوند اين ماشينها عبارتند از ماشين برداشت محصولات علوف هاي
(انواع دروگرها، جاروها، ساقه كوب، بيلر) ماشين برداشت گياهان دان هاي (كمباين) ماشين برداشت گياهان
ريشه اي (ماشين برداشت چغندر قند) ماشين برداشت گياهان غده اي (ماشين برداشت سيب زميني) ماشين
برداشت گياهان ليفي (مانند ماشين برداشت پنبه). در اين جزوه ماشينهاي كاشت، داشت و كاشت مورد بررسي
قرار ميگيرند.

 

ماشينهاي خاك ورزي

همانطور كه عمليات خاكورزي به عمليات خاك ورزي اوليه (شخم) وعمليات خاك ورزي ثانويه (تهيه بستر
براي بذر) تقسيم بندي مي شود ماشينهاي خاك ورزي نيز به ماشينهاي خاك ورزي اوليه وماشينهاي خاك ورزي
ثانويه تقسيم بندي ميشود.

نتايج مورد انتظار از انجام عمليات خاكورزي عبارتند از:

• هوا دهي به خاك براي تامين هواي مطلوب براي حيات و فعايت ميكروارگانيس مهاي خاك.
• سروسامان دادن به وضعيت بقاياي گياهي براي كاهش مزاحمت آنها درعمليات بعدي از طريق مدفون
ساختن بقايا درخاك، اختلاط آنها با خاك.
• كنترل علفهاي هرز از طريق دفع آنها.
• مخلوط كردن سموم، كودهاي دامي، كودهاي سبز وكودهاي شيميايي با خاك.
• تامين شرايط مناسب براي رطوبت در خاك وجلوگيري ازتبخير سطحي.
• كنترل فرسايش خاك ازطريق ايجاد سطحي سست، تراس بندي، باقي گذاشتن بقاياي گياهي درسطح
خاك (بوسيله گاوآهنهاي قلمي).
• نرم كردن و تثبيت خاك درحد مورد نياز به منظور تماس همه جانبه خاك با بذر، جذب رطوبت لازم
براي جوانه اي بذر.

 

ماشينهاي خاك ورزي اوليه

اين ابزارها كه گاوآهن ناميده مي شود بجاي بيل كه ابزاري سنتي بود براي شخم بكار گرفته مي شود. گاو آهنها
انواع مختلف دارند كه هريك برحسب شرايط خاص منطقه وزمين بكار گرفته مي شوند.

 

گاوآهنها داراي انواع زير هستند : 

گاوآهن برگرداندار

گاوآهن بشقابي

گاوآهن چيزل – گاوآهن دوار

زيرشكنها

 

 

گاوآهن برگرداندار

گاوآهن برگرداندار وسيله ايست كه كاربيل را انجام م يدهد. يعني خاك را بريده و برمي گرداند. گاوآهنهاي
برگرداندار درسه نوع سوار، نيمه سوار و كششي ساخته م يشوند. اين گاوآهنها ازنظر نحوه عمل به يكطرفه ودو
طرفه تقسيم بندي مي شوند. اين گاوآهنها براي شخم خاكهاي مختلف مناسباند و با برگرداندن خاك ومدفون
كردن بقاياي گياهي سطح كاري مشابه كار بيل انجام ميدهند.

اين گاوآهن ازقسمتهاي زير تشكيل شده است : 

شاسي

عامل خاك ورز(خيش)

ساقه

ضمائم گاوآهن برگرداندار

 

قسمتهاي يك خيش . گلستان موج

شکل ۱- قسمتهاي يك خيش

 

شاسي

شاسي، شاسي ستون فقرات گاوآهن است. از يك طرف به تراكتور متصل م يشود و از طرف ديگر ساقه هاي
گاوآهن به آن متصل ميشود.

 

عامل خاكورز ( خيش)

عامل خاكورز ( خيش)، عامل خاكورز قسمتي است كه در داخل خاك حركت مي كند و مستقيما روي خاك
عمليات انجام مي دهد.

 

خيش ازقسمتهاي زير تشكيل شده است.

تنه

تيغه

كفش

پاشنه

صفحه برگردان

پيشاني

 

 

تنه

تنه؛ ستون فقرات خيش است. ازيك طرف به شاسي وازطرف ديگر به تيغه، كفشي، صفحه برگردان وپيشاني
متصل م يشود.

 

تيغه

تيغه؛ كف لايه، شيار را برش ميدهد ونسبت به جهت پيشروي مايل قرار ميگيرد.

 

صفحه برگردان

صفحه برگردان؛ لايه شيار را بلند كرده برمي گرداند انواع مختلفي ازصفحه برگردانها وجود دارند كه هريك
بستر بذر مخصوص خودش را فراهم مي كند.

 

پيشاني

پيشاني؛ برش عمودي لايه شيار را انجام م يدهد. درجلوي صفحه برگردان قرار م يگيرد.
كفش؛ فشارهاي جانبي گاوآهن را در مقابل ديواره شيار جذب ميكند.

 

پاشنه

پاشنه؛ به انتهاي كفش خيش آخر بسته م يشود وكمك به حمل وزن قسمت عقب گاوآهن م يكند.

 

ساقه

ساقه؛ قسمتي است كه حامل خاك ورز (خيش) را به شاسي گاوآهن متصل مي كند، ساقه ها معمولا به مكانيزم
ايمني ساقه مجهز هستند. خيش را هنگام برخورد به موانع سخت داخل زمين محافظت م ي كند و باعث بالا
آمدن خيش مي شوند تا به خيش آسيب نرسد.

 

مهمترين اين مكانيزمها عبار تند از :

پين برشي

فنري خودبرگشت

هيدروليكي خود برگشت

 

 

ضمائم گاوآهن برگردان دار؛

قسمتهايي هستند كه وجود آنها باعث افزايش كيفيت عمل گاوآهن شده وعدم
وجود آنها باعث ازكار افتادن گاوآهن نميشود.

 

اين ضمائم عبارتند از:

پيش بر

پيش خيش

دنباله صفحه برگردان

تخته خاشاك

قلاب علف گر

ريشه بر

پيش بر در انواع كاردي، بشقابي و مقعر وجود دارد. پيش برها درجلوي خيش بسته مي شوند و كناره شياري را

كه درشرف برگردان شدن است مي برد. در زمين هاي ي كه پوشش گياهي زيادي وجو د دارد از پيش بر

بشقابي استفاده مي شود پيشبر كاردي به گاوآهن اتكاء بيشتري مي دهد. تخته خاشاك صفحه مقعر ي است با
اندازه وشكل معين كه درجلوي لبه بالايي صفحه برگردان نصب مي شود و بقاياي گياهي را كه همراه با لايه
شخم به روي صفحه برگردان منتقل شده اند تاب مي دهد و به داخل شيار منحرف مي كند. دنباله صفحه برگردان
به انتهاي صفحه برگردان متصل مي شود وكمك به برگردان شدن خاك مي كند. قلاب علف گير در جلوي خيش
قرار مي گيرد و كمك ميكند تا علفهاي هرز كاملا مدفون شود.

 

ريشه بر؛

به انتهاي كفش بسته می شود. لبه تيزي دارد كه باعث قطع شدن بهتر علفهاي هرز مي شود.

 

گاو آهن برگرداندار سه خيش سوار

شكل ۲- يك گاو آهن برگرداندار سه خيش سوار

 

تنظيمات گاوآهن برگرداندار

براي انجام صحيح ومطلوب عمل شخم زدن بايد گاوآهن تنظيم شده باشد. مهمترين تنظيم گاوآهن برگرداندار
تنظيم عرض كار است. عرض كار گاوآهن برگرداندار وقتي تنظيم است كه خطوطي كه ازنوك تيغه ها به
موازات جهت پيشروي تراكتور كشيده مي شود، ازانتهاي تيغه بعدي بگذرد. درغير اينصورت قسمتهايي از زمين
شخم نخورده ويا قسمتهايي از زمين دوبار شخم مي خورد. درگاوآهنهاي سوار با چرخش ميله عرضي (ميله اي
كه به بازوهاي بلند كن پاييني متصل مي شود) مي توان عرض كار را تنظيم كرد. همچنين خطي كه از انتهاي تيغه

خيش اول (خيشي كه به تراكتور نزديكتر است) به موازات جهت پيشروي تراكتور كشيده مي شود حداكثر ۵
سانتي متر تا لبه داخلي چرخ عقب سمت راست فاصله داشته باشد.

ماشین های کشاورزی گلستان موج

شکل ۵

 

 

تنظيم ديگر براي صحيح انجام شدن عمل شخم، تراز بودن گاوآهن است. تراز دردوجهت طولي وعرضي انجام
مي شود. چنانچه قسمت جلو وعقب گاوآهن دريك سطح باشند تراز طولي برقرار است . (درجهت طول
تراكتور) وچنانچه سمت چپ و راست گاوآهن دريك سطح باشند تراز عرضي برقرار است. دراينصورت بايد
تراز طولي وعرضي را برقرار كنيد. زيرا اگر تراز طولي برقرار نباشد كف زمين شخم خورده پله پله مي شود
وچنانچه تراز عرضي برقرار نباشد كف زمين شخم خورده مضر س خواهد شد . تراز طولي در دو حالت
مي تواند برقرار نباشد (گاوآهن به جلو يا عقب تمايل داشته باشد) و تراز عرضي نيز در دو حالت مي تواند
برقرار نباشد (گاوآهن تمايل به راست يا تمايل به چپ داشته باشد). درهرحالت نحوه انجام تراز براي گاوآهن
سوار توضيح داده م يشود.

 

عدم برقراري تراز طولي

گاوآهن تمايل به جلو دارد. (جلوي گاوآهن پايين تر است) راه حل        طول ساق وسط را زياد كنيد.

گاوآهن تمايل به جلو دارد. (جلوي گاوآهن پايين تر است) راه حل        طول ساق وسط را زياد كنيد.
گاوآهن تمايل به عقب دارد. (جلوي گاوآهن بالاتر است) راه حل          طول ساقه وسط را كم كنيد.

 

عدم برقراري تراز عرضي

گاوآهن تمايل به راست دارد (سمت راست گاوآهن پايين تر است)
راه حل           طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدورليك را كم كنيد.
گاوآهن تمايل به چپ دارد (سمت چپ گاوآهن پايين تر است)

راه حل          طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدروليك را زياد كنيد.

 

لازم به ذكر است اگر گاوآهن ازنوع يكطرفه است، ترازها در راه سوم شخم بررسي م يشوند و اگر گاوآهن از
نوع دو طرفه است، ترازها در راه دوم شخم بررسي و انجام مي شود. درگاوآهن نيمه سوار تراز عرضي همانند
گاوآهن سوار با تغيير طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدروليك انجام مي شود و تراز طولي با چرخ
عقب گاوآهن. درگاوآهن كششي ترازهاي طولي وعرضي با چرخهاي آن انجام مي شود.

 

روشهاي اجراي شخم با گاوآهن برگرداندار

براي شخم با گاوآهن برگراندار رعايت موارد زير ضروري است.

در ابتدا وانتهاي زمين بايد فضاي كافي براي دور زدن تراكتور وگاوآهن متصل به آن پيش بيني شود به اين
قسمتها حاشيه گفته مي شود. پس از شخم قطعه يا قطعات زمين، دو حاشيه باقيمانده را با روش مناسبي عمود

برشخم قطعات زمين شخم می زنيم.

 

پهناي حاشيه به طول تراكتور وگاوآهن متصل به آن بستگي دارد. براي تراكتور وگاوآهن ۳ خيش پهناي حاشيه
۶ تا ۷ مترانتخاب م يشود

 

شخم به روش قطعه بندي با اين روش شخم با گاوآهنهاي يكطرفه برگرداندار انجام مي شود. ابتدا حاشيه را
به اندازه مناسب دردو طرف زمين انتخاب كرده وخط حاشيه را تعيين مي كنيم. سپس زمين، به قطعات مناسبي
با عرض مناسب تقسيم بندي م يشود عرض قطعات ۳۰ تا ۴۰ برابر عرض كار گاوآهن درنظر گرفته م يشود به
عنوان مثال اگر عرض كار گاوآهن ۹۰ سانتي متر است ، عرض قطعات ۲۷ تا ۲۶ متر مي تواند انتخاب شود.

 

پساز تعيين عرض قطعات به دو روش باز وبسته به شرح زير اقدام به شخم زمين ميشود.

 

شخم به روش قطعه بندي بسته

 

شخم به روش قطعه بندي بسته، به اين روش، روش سرهم كردن نيز گفته م يشود. در اين روش، شخم از وسط
قطعه شروع شده ودر انتهاي آن خاتمه مي يابد. لذا يك پشته دروسط ودرشيار دركنار قطعه تشكيل مي شود،
تراكتور درجهت عقرب ههاي ساعت دور م يزند (گاوآهنها راست برگردان هستند)
شخم به روش قطعه بندي باز، به اين روش، روش جداكردن نيز گفته مي وشد. دراين روش شخم از كنار قطعه
شروع شده ودروسط به اتمام مي رسد. دو پشته دركنار ويك جوي دروسط ايجام م ي شود، تراكتور درجهت
خلاف عقربه هاي ساعت ميچرخد.
توجه شود در هر راهي كه تراكتور شخم م يزند هنگام رسيدن به خط حاشيه وقبل از دورزدن بايد گاوآهن
ازخاك بيرون آورده شود. سپس تراكتور دور بزند. زيرا گاوآهن درداخل خاك نمي تواند دور بزند و آسيب
مي بيند. ترازهاي طولي وعرضي درراه سوم بررسي و انجام مي شوند . زيرا در راه اول ودوم هر چهار چرخ

تراكتور روي زمين شخم نخورده هستند ودر راه سوم به بعد چرخهاي سمت راست تراكتور داخل شياري كه
در راه قبل پشت خيش آخر گاوآهن ايجاد شده و پر نشده است، قرار م يگيرند.
پس از شخم تمام قطعات، دو حاشيه زمين نيز به روش باز يا بسته عمود برشخم قطعات، شخم زده م يشود.

 

روشهاي مختلف شخم

شكل ۴- روشهاي مختلف شخم

 

 

شخم به روش پيوسته،

دراين روش بدون نياز به قطه بندي، كار ازيك سمت زمين حاشيه بندي شروع شده ودر
سمت ديگر آن خاتمه م ييابد. اين روش فقط با گاوآهن برگرداندار دو طرفه امكانپذير است . در اين روش
نسبت به روش قطعه بندي زمان تلف شده درحاشيه كمتر است و فقط صرف دورزدن و تعويض سري
خيش هاي چپ و راست برگردان م يشود.
دراين روش يك پشته در يك طرف و يك جوي درطرف ديگر تشكيل مي شود و سطح شخم خورده
يكنواخت تر خواهد بود. لازم به ذكر است گاوآهن برگرداندار دوطرفه داري دوسري خيش چپ برگردان و
راست برگردان است كه در راههاي شخم به نوبت داخل خاك قرار مي گيرند.

اين گاوآهن درشكل ۵ نشان دادهشده است.

گاوآهن برگرداندن دوطرفه

شكل ۵- گاوآهن برگرداندن دوطرفه

 

شخم به روش گردش؛

اين روش كه دورادور و محيطي نيز ناميده مي شود براي شخم زمين هاي داري شكل

هندسي معين يا نامعين و با استفاده از گاوآهنهاي برگرداندار يك طرفه مناسب است . شخم گردش ي به دو
روش باز يا بسته امكانپذيراست. اجراي شخم گردشي نياز به حاشيه بندي زم ين نيست . درشخم گردش به
روش باز، شخم از مرز قطعه اصلي شروع شده وتراكتور درخلاف جهت عقربه هاي ساعت دور مي زند لذا تمام
لايه ها به سمت خارج مي گردند واز هم جدا مي شوند. درشخم گردش به روش بسته، شروع كار از مرز قطعه
مركزي (مشابه با قطع ه اصلي) بوده وبا گردش موافق عقربه هاي ساعت تمام لاي هها به سمت داخل برم ي گردند
وسرهم مي شوند لازم به ذكر است به منظور حفظ وضعيت لايه سطحي زمين، روش شخم را بايد سال به سال
عوض كرد. شخم گردشي برحسب چگونگي دور زدن در طرحهاي گوش هگرد وگوشه راست اجرا مي شود . در
طرح گوشه گرد تراكتور مدام درحال حركت است، اما گاوآهن درگوشه ها ازخاك خارج و پس ازگردش دوباره
به خاك ميافتد. دراينصورت پس ازخاتمه كار دو نوار قطري شخم نخورده بجاي خواهد ماند كه بايد درآخر
هريك را به عنوان قطعه اي مستقل شخم زد. درطرح گوشه راست، اجراي هر دو روش بسته و باز امكان پذير
است، درروش بسته، ابتدا قطعه كوچكي مشابه قطعه اصلي درمركز قطعه اصلي انتخاب م يشود. مشروط براينكه
در گوشه ها گاوآهن از خاك خارج شود و پس از يك گردش ۲۷۰ درجه و قرار گرفتن در امتداد ضلع مجاور
دوباره به خاك افتد. در روش گوشه راست باز، درحاليكه خط كار هنوز به انتها نرسيده است گاوآهن بايد
ازخاك خارج شود وپس از گردش به چپ وقرارگيري درجهت جديد به خاك مي افتد ب ا ادامه اين كار در
وسط قطعه اي بدون شخم خوردن باقي مي ماند كه مي توان آنرا به روش باز يا بسته شخم زد. شكل ۶ شخم به
روش گردشي گوشه راست بسته وشكل ۷ شخم به روش گردشي گوشه راست باز را نشان مي دهد.

 

شخم به روش گردش - شخم به روش گردشي گوشه راست بسته

 

گاوآهن بشقابي
الف- معرفي، كاربرد وانواع

گاوآهن بشقابي تا حدي خاك را بر مي گرداند. بشقابهاي گاوآهن هنگام كار دراثر نيروي اصطكاك خاك با
بشقاب دوران مي كنند. لذا خيشها دراين گاوآهنها، بشقابها هستند. بعضي ازموارد كاربرد اين گاوآهنها عبارتند
از: شخم عميق تا حدود ۴۰ سانتي متر، خاكهاي متخلخل ، خاكهاي سفت وخشك كه گاوآهنهاي برگرداندار به
سختي درآن نفوذ مي كنند، خاكهاي چسبنده، خاكهاي بسيار سا ييده شده، ناهموار وريشه دار، خاكهاي دار اي
لايه هاي سخت عمقي ازجمله لايه حاصل ازكار مداوم گاوآهنهاي برگرداندار درعمق ثابت.
اين گاوآهنها در انوع يكطرفه سوار، دو طرفه سوار، دوطرفه نيمه سوار ودوطرفه كشيدني متداول اند . گاوآهن
بشقابي دو طرفه دوسري خيش ندارد فقط يك سري خيش دارد كه با تغيير وضعيت استقرار بشقابها مي توان
جهت برگرداندن كردن خاك را عوض كرد.

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

عوامل خاك ورز دراين گاوآهنها عبارتند از خيشهاي بشقابي كه تك تك به قاب گاوآهن متصل مي شوند .
چرخ شيار عقبي كه لبه تيز آن درخاك فرو م يرود وتعادل جانبي دستگاه را ايجاد م يكند.
قطعات يك خيش بشقابي عبارتند از بشقاب، تنه (شامل توپي، ياتاقانها ومحفظه ياتاقانها)، ساقه وكمك برگردان
(گل پاك كن).
بشقاب قطعه اصلي خيش است ولبه تيز آن خاك را برش م يدهد وبه دليل تقعر خود لايه شخم را م ي غلتاند .
قطعه ثابت و قابل تنظيم كمك برگردان نيزوجود دارد كه علاوه بركمك به بهتر برگرداند ه شدن لايه شخم،
وظيفه پاك كردن كل را نيز به عهده دارد.

 

شكل ۹ قطعات اصلي گاوآهن بشقابي را نشان داده است.

قطعات اصلي گاوآهن بشقابي

شكل ۹- قطعات اصلي گاوآهن بشقابي

 

 

ج- اصول كار گاوآهنهاي بشقابي

گاوآهن بشقابي ضمن حركت به جلو و گردش بشقابها به كمك وزن خود به خاك نفوذ مي كند و بقاياي گياهي
سطحي و خاك را در عمق معين برش مي دهد و جابجا مي كند. خيشهاي بشقابي برخلاف انواع برگردان دار نه
تنها قدرت نفوذ درخاك را ندارند، بلكه به دليل گردش به خروج ازخاك تمايل دارند وبراي حفظ عمق مطلوب
كار بايد گاوآهن وزن كافي داشته باشد. سرعت كار در حين شخم با گاوآهنهاي بشقابي بايد نسبتا كم و
يكنواخت باشد تا عمل برش يكسان انجام شود اگر سرعت زياد باشد، عمق كار كاهش مي يابد. نفوذ درخاك
وسرعت گردش بشقابها نسبت به سرعت پيشروي عمدتا به وضعيت استقرار بشقابها بستگي دارد.
زاويه تمايل، زاويه اي است بين سطح قاعده بشقاب وخط عمود بر زمين ومقدار مطلوب ان از ۱۵ تا ۲۵ درجه
است.

 

افزايش اين زاويه قدرت نفوذ دستگاه را درخاكهاي سنگين وچسبيده بهبود مي بخشد. كاهش اين زاويه كاركرد
خيش را درخاكهاي سست و پوك اصلاح م يكند.
زاويه برش (زاويه افقي) زاويه اي است بين سطح قاعده بشقاب و جهت پيشروي و مقدار مطلوب آن ۴۲ تا
۴۵ درجه است. كاهش اين زاويه سرعت گردش بشقاب را نسبت به سرعت پيشروي افزايش مي دهد و عرض
برش را كاهش. افزايش اين زاويه قدرت وعرض برش بشقاب را بهبود مي بخشد. مقاومت برش گاوآهن هاي
بشقابي درزاويه برش حدود ۴۵ درجه قاعدتا حداقل است. شكل ۱۰ زاويه هاي تمايل وبرش را نشان ميدهد

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

د- تنظيمات گاوآهن بشقابي

براي اينكه گاوآهن بشقابي درعمق مناسب كاركند بايد تنظيمات زير را انجام داد.

 

۱- تنظيم تراز عرضي وطولي دستگاه، درگاوآهن بشقابي سوار همانند گاوآهن برگرداندار سوار انجام مي شود
يعني تراز طولي با تغيير طول ساق وسط و تراز عرضي با تغيير طول بازوي رابط سمت راست سيستم
هيدروليك تراكتور انجام ميشود.
۲ – فاصله بين چرخهاي جلو و بين چرخهاي عقب تراكتور در حد لازم تنظيم شود.
۳ – عرض گاوآهن بشقابي در مقادير معين و درست تنظيم شود. عرض كار همه بشقا بها بايد يكسان باشد
دراين گاوآهن ها عرض وعمق كار بر يكديگر تاثير دارند. اين تاثير ناشي از شكل دايره مانند بدنه خيش
است.

 

۴- تنظيم چرخ شيار عقبي اين چرخ بطور عمودي و افقي قابل تنظيم است ومي توان آنرا نسبت به زمين شخم
خورده متمايل كرد. درشرايط عادي چرخ را بايد دركف شيار ودرمقابل ديوار آن مستقر كرد .

بنحوي كه كمي به طرف زمين شخم خورده متمايل باشد. لبه پاييني چرخ، بايد حدود ۲/۵ cm  يا بيشتر پايين تر از لبه زيرين بشقابها قرار گيرد.
۵-  زاويه هاي تمايل وبرش بشقابها بايد به مقادير لازم و يكسان براي تمام بشقابها برحسب نوع خاك وبه
منظور تغيير قدرت نفوذ يا عرض برش ونيز متناسب با وضعيت سطحي خاك تنظيم شود.

 

گاوآهن چيزل
الف- معرفي، موارد كاربرد وانواع

گاوآهنهاي چيزل به نامهاي قلمي، پنجه غازي وشفره اي نيز معروف اند. اين گاوآهن فقط ۲۵ % بقاياي گياهي را
مي تواند مدفون كند. لذا برخلاف گاوآهنهاي بشقابي وبرگرداندار خاك را بخوبي برگردان نمي كنند بلكه مانند
گاوآهن بومي فقط شيارهايي درزمين ايجاد مي كند. اين گاوآهنها با عرض كار ۱۴ متر نيز ساخته شده اند و
روزانه بيش از صد هكتار زمين را در عمق مطلوب شخم مي زنند. كاربرد اين گاوآهن ها در مواردي توصيه
مي شود كه برگردان كردن خاك توصيه نم يشود. (به عنوان مثال براي كنترل فرسايش يا محدودكردن تبخير
سطحي) با اين گاوآهنها م يتوان گياهان هرز را كنترل كرد.

 

مي توان لايه سخت ناشي از كار مداوم گاوآهنهاي برگرداندار را شكست. مقاومت كششي آنها در واحد عرض
كار وعمق كار حدود نصف مقاومت كششي گاوآهنهاي برگرداندار است. لذا براي زمين هاي ديم زار بسيار
مناسب هستند. اين گاوآهنها عمدتا درانواع سوار وكشيدني عرضه م يشود . عرض كار انواع سوار معمولا

حدود ۱/۵ تا ۶ متر وانواع كشيدني حدود ۳ تا ۱۴ متر است.

 

ب- ساختمان گاوآهنهاي چيزل
گاوآهن چيزل از دو قسمت مجزا تشكيل شده است.:

 

-۱ عوامل خاك ورز(شاخه ها)
-۲ قاب (شاسي)
هرشاخه متشكل از يك ساقه وتيغه است. شاخه ها معمولا با فواصل نسبي حدود ۳۰ سانتي متر با آرايش خاصي
به قاب اتصال مي يابند.

 

شكل ۱۱ گاوآهن چيزل سوار وشكل ۱۲ عامل خاك ورز را نشان مي دهد.

گاوآهن چيزل سوار

شكل ۱۱ – گاوآهن چيزل سوار

 

عامل خاك ورز در گاوآهن چيزل

شكل ۱۲ – عامل خاك ورز در گاوآهن چيزل

 

ساقه بر دونوع نيمه ثابت وفنر دار است. نوع فنردار قابليت كار درزمينهاي پرمانع را دارد . وجود فنر باعث

ارتعاشهايي درشاخه مي شود كه به شكستن خاك كمك مي كند. فاصله عمودي بين قاب ونوك تيغه تا ۸۰cm

افزايش يافته است. درصورتيكه اين فاصله كم باشد به دليل انبوهتر شدن بقاياي گياهي سطح ي، امكان جريان
يافتن آنها درهنگام كار كاهش خواهد يافت وجلوي گاوآهن گرفتگي پوشش گياهي بوجود مي آيد . به انتهاي
ساقه تيغه اي متصل مي شود كه نوع و شكل آن تعين كننده مورد كاربرد خاص گاوآهن است. انواع باريك مثل
نوع قلمي براي شخم پاييز و انواع پهن مثل پنجه غازي دربهار براي تهيه بستر بذر وكنترل گياهان هرز به كار
مي روند. درشكل ۱۲ تيغه ازنوع قلمي است. هرچه تعداد تيركهاي عرضي قاب افزايش يابد، فاصله بين
شاخه هايي كه بطور عرضي هم رديف اند افزايش مي يابد. افزايش اين فاصله باعث مي شود درجلوي گاوآهن

گرفتگي بقاياي گياهي پيش نيايد اين تيركهاي عرضي درگاوآهنهاي سوار معمولا ۲ ودرانواع كشيدني ۳ است

لذا فاصله شاخه هاي همرديف ۶۰ یا ۹۰cm است.

 

ج- اصول كار گاوآهنهاي چيزل

اين گاوآهن براي نفوذ در خاك سخت، متلاشي كردن لايه هاي سخت و متراكم و شكستن كلوخ هاي بزرگ
طراحي شده است. سطح شخم خورده مي تواند بارندگي را بگيرد و نگه دارد و نسبت به كنترل فرسايش ناشي
از باد و باران مفيد باشد. زيرا درهنگام شخم، بيشتر بقاياي گياهي (حدود ۷۵ %) درسطح خاك باقي مي مانند و
ضمن پيشگيري از فرسايش، تبخير رطوبت را نيز كاهش م يدهند.
كمترين مقاومت كششي و بيشترين مقدار متلاشي شدن خاك در وضعيتي است كه تيغه نيروي رو به بالا به
خاك وارد آورد يعني سطح رويي آن نسبت به سطح افق حدود ۲۰ درجه زاويه داشته باشد . اگر عمق
كارگاوآهن چيزل به حدي افزايش يابد كه قسمت خميده بالاي ساقه با سطح خاك تماس يابد، برميزان
مقاومت كششي آن افزوده خواهد شد. با افزايش عمق و سرعت كار برنيروي كششي مورد نياز اضافه خواهد
شد.

 

د-تنظيمات گاوآهنهاي چيزل
براي انجام شخم صحيح با گاوآهنهاي چيزل بايد تنظيمات زير انجام داد :

– تراز طولي وعرضي دستگاه درگاوآهن چيزل سوار مانند گاوآهن برگرداندار سوار، تراز طولي با تغيير طول
ساق وسط و تراز عرضي با تغيير طول بازوي سمت راست سيستم هيدروليك تراكتور انجام م يشود.
– تنظيم عرض كار، عرض كار گاوآهن چيزل برابر است با فاصله بين شاخه ها ضربدر تعداد شاخه ها پس از
اتصال، با عمود قرارگرفتن محور عرضي دستگاه نسبت به محور طولي تراكتور، عرض كار كامل بدست
خواهد آمد.
– براي تنظيم عمق كار ازسيستم كنترل كشش خودكار تراكتور استفاده مي شود. البته درخاكهايي كه مقاومت
كششي دائما درحال تغيير است ازچرخهاي تثبيت كننده عمق استفاده م يشود.
درگاوآهنهاي چيزل سوار، تراز عرضي با تطبيق وضعيت عمودي چرخهاي سمت چپ و راست برقرار
مي شود وتراز طولي با تنظيم قلاب اتصال مالبند انجام م يشود.
درآرايش شاخه ها درروي قاب گاوآهن كشيدني ، برقراري وضعيت تقارن بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد تا
درهنگام كار، گاوآهن به يك سمت تمايل پيدا نكند

 

گاوآهن دوار يا خاك شكن دوار
الف- معرفي، موارد كاربرد وانواع

 

گاوآهنهاي دوار به نامهاي تيلر هاي دوار و رتيواتور نيز معروف هستند. دراين گاوآهنها قدرت مورد نياز براي
خاك ورزي ازطريق محورتواندهي تراكتور تامين مي شود.

 

گاوآهنهاي دوار براي موارد زير كاربرد دارند : 

– خرد كردن ساقه ها و بقاياي گياهي و مخلوط كردن آنها باخاك

 – انجام شخم در فاصله بين درختان بخصوصبراي شخم بهاره باغات

– انجام توام شخم وكاشت

– خرد كردن ساقه هاي كلفت ونازك موجود درسطح زمين 

بعضي ازگاوآهنهاي دوار خودگردان هستند. گاوآهنهاي خودگردان در كشاورزي كاربرد كمي دارند. بعضي از
آنها پشت تراكتور متصل شده و براي حركت محور خود موتور كمكي دارند. بعضي ازآنها بوسيله يك نفر بطور
شخصي هدايت مي شود وداراي موتور است (اين نوع براي اراضي كوچك بكار مي رود) و نوع متداول آنها به
پشت تراكتور متصل شده و از محورتواندهي تراكتور نيرو ميگيرد.

 

ب- ساختمان گاوآهنهاي دوار
قسمتهاي تشكيل دهنده گاوآهن دوار عبارتند از:

– محور گاوآهن (محور گردنده ) ميل گاردان 

 – سيستم انتقالنيرو (جعبه دنده) 

 – كفش 

 – درپوش خاك

 

 

قطعات گاوآهن دوار

شكل ۱۳ – قطعات گاوآهن دوار

 

 

زيرا عمل قطع كردن علفهاي هرز را بهتر انجام مي دهند و كمتر سبب خردشدن خاك م يشود. تيغه هاي c شکل

هنگامي كه خاك سخت و نفوذ درآن مشكل باشد، بهتر عمل م يكند. تيغه ها روي فلانژهايي متصل شده اند .
انتقال نيرو به محور گاوآهن مي تواند ازوسط، ازيك طرف يا از هردو طرف انجام شود اما دربيشتر آنها نيرو
ازيك طرف محور به آن وارد مي شود.

 

درپوش خاك، صفحه اي منحني شكل است كه درپشت گاوآهن قرار مي گيرد و بوسيله زنجيري مي تواند در

بالا يا در پايين قرار گيرد. ميل گاردان به محور PTO تراكتور متصل شده ونيروي دوراني تراكتور را به جعبه

دنده منتقل مي كند، جعبه دنده داراي تعدادي چرخ دنده است كه كار انتقال نيرو وتغيير دور محور گاوآهن

نسبت به محور  PTO  را انجام مي دهند.

 

ج) اصول كار گاوآهنهاي دوار

 

محور  PTO  موتور گرد تراكتور ( ۶ شيار ۵۴۰ دور در دقيقه) حركت خود را به جعبه دنده ميدهد، نيرو از جعبه

دنده به محور گردنده گاوآهن منتقل مي شود. لذا محور گردنده هم جهت با چرخش چرخهاي تراكتور مي
چرخند. تيغه هاي محور گردنده با زمين تماس پيدا مي كند و كلوخه هايي جدا كرده به عقب پرتاب مي كند .
گاوآهن دوار تنها ماشين خاكورزي است كه به تراكتور كشش منفي اعمال مي كند. يعني هنگام كار به حركت
تراكتور در جهت جلو كمك مي كند.

 

اندازه قطعات بريده شده خاك به چند عامل بستگي دارد اين عوامل عبارتند از:

سرعت پيشروي، تعداد تيغه هاي روي هر فلانژ، سرعت محور گردنده (روتور) و موقعيت درپوش
خاك، براي ايجاد قطعات بزرگ (كلوخه هاي بزرگ) بايد سرعت پيشروي تراكتور زياد، سرعت محور گردنده
كم، تعداد تيغه هاي روي هر فلانژ كم و درپوش خاك بالا باشد و براي ايجاد قطعات كوچك (كلوخه هاي
كوچك) بايد سرعت پيشروي تراكتور كم، سرعت محور گردنده زياد، تعدادتيغه ها روي فلانژها زياد و درپوش
خاك پايين باشد.

 

در شكل ۱۴ تاثير وضعيت درپوش روي اندازه قطعات نشان داده شده است. اگر درپوش بالا باشد قطعات
خاك هنگام پرتاب شدن، به عقب آن برخورد نكرده لذا بزرگتر هستند و اگر درپوش پايين باشد قطعات خاك
به آن برخورد كرده و به ذرات كوچكتر تبديل مي شوند.

 

تاثير موقعيت درپوش روي اندازه قطعات

شكل ۱۴ – تاثير موقعيت درپوش روي اندازه قطعات

 

 

د) نياز قدرتي گاوآهن دوار

انرژي ويژه مورد نياز براي گاوآهن دوار (انرژي در واحد حجم از خاك زير ورو شده) تقريباً معادل سه برابر
انرژي مورد نياز يك گاوآهن برگردان دار است. اين انرژي حتي ممكن است از انرژي لازم در سه مرحله شخم

زدن، ديسك زدن و چنگه زدن نيز بيشتر باشد. تيلر دواري كه در يك عمق متوسط كار مي كند به متوسط

نيرويي برابر با  ۲۱N(cm^2)) 30 psi   در مقطع شيار برش خورده نياز خواهد داشت .

 

ه) تنظيمات گاوآهن دوار
براي انجام صحيح شخم با گاوآهن برگرداندار بايد تنظيمات زير را انجام شود.

عمق كار؛

عمق كار با بالا و پايين رفتن كفشهاي گاوآهن تنظيم مي شود. چنانچه كفشها بالا بيايند محور گردنده
پايين تر رفته لذا عمق كار بيشتر مي شود و چنانچه كفش ها پايين بيايند محور گردنده بالا قرار گرفته لذا عمق
كار كاهش مي يابد.

تنظيم دور محور گردنده؛

سرعت دوراني محور گردنده بوسيله جعبه دنده و باتوجه به جدول س رعتهاي محور
گردنده تنظيم مي شود. گاوآهن دوار بايد هنگام كار تراز طولي و عرضي داشته باشد.

هر چه رطوبت خاك بيشتر باشد، سرعت محور گردنده نيز بايد افزايش يابد. سرعت محور گردنده از ۱۴۰ rpm

تا ۳۰۰  rpm تغيير مي كند.

 

زير شكنها
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

زير شكن وسيلهاي است براي شكستن لايه هاي سخت خاك كه به دليل رفت و آمد مكرر تراكتورها و ماشين
هاي سنگين، وجود نمك در آب آبياري و با سخت شدن طبيعي خاك در زير لايه سطحي ايجاد مي شوند . در
استفاده از زير شكنها رعايت موارد زير توصيه مي شود. زيرشكني را بايد هنگامي انجام داد كه خاك نسبتاً

خشك باشد. خاك زير لايه شكسته شده بايد گنجايش پذيرش رطوبت را داشته باشد و نبايد خيلي اسيدي يا

بازي باشد. مسير حركت چرخهاي تراكتور در راههاي متوالي كار بايد حداقل ۳۰  cm از شكافها فاصله داشته

باشد. زير شكنها اغلب از نوع سوارند و بسته به عمق نفوذ و اندازه آنها تعداد شاخه ها از يك تا ۱۳ عدد است

اگر تعداد شاخه ها بيشتر از ۵ تا باشد قاب را v شكل مي سازند.

 

زير شكن با قاب  V  شكل در شكل ۱۵ مشاهده مي شود. با افزايش عمق، و در نتيجه بيشتر شدن مقاومت

كششي، تعداد شاخه ها را بايد كاهش داد تا با اندازه تراكتورهاي موجود در مزرعه تناسب يابند. زير شكنهاي

عميقرو يك يا دو شاخه اي ساخته مي شوند. حداكثر عمق نفوذ زيرشكنها به ۹۰ cm  مي رسد. يكي از

كاربردهاي جنبي زيرشكنها ايجاد كانالهاي موقت زهكشي و زيرخاك كردن لوله هاي پلاستيكي يا كابلها است.

 

زيرشكن با قاب v شكل و شاخه هاي c شكل

شكل ۱۵ – زيرشكن با قاب v شكل و شاخه هاي c شكل

 

ب) ساختمان زير شكنها

زيرشكن از دو قسمت مجزا يعني شاخه ها و قاب تشكيل شده است. شاخه ها به دو شكل  c  يا عمدتاً  L

شكل ساخته مي شوند. هر شاخه از قطعاتي چون ساقه، كفش، ناخن تشكيل مي شوند. در شكل ۱۶ قطعات
ساختماني يك شاخه از زيرشكن نشان داده شده است. معمولاً قطعه قابل تعويضي به نام پيشاني در جلوي
ساقه قرار مي گيرد كه با لبه جلويي نسبتاً تيز باعث برش بهتر خاك و دوام عمر شاخه مي شود.

 

در ضمن كفش مي تواند جزء ساقه و انتهاي به جلو كشيده آن باشد يا قطعه اي مجزا به ساقه و پيچ و مهره مي
شود. ناخن معمولاً قطعه اسكنه مانندي است كه به كفش پيچ و مهره مي شود. شاخه در انتهاي بالايي به ميل
افزار متصل مي شود.
شاخه ها معمولاً به پين برشي مجهز هستند تا در مواقع بيش باري محافظت شوند.

 

قطعات ساختماني يك شاخه از زيرشكن

شكل ۱۶ – قطعات ساختماني يك شاخه از زيرشكن

ج) اصول كار زيرشكن ها

باتوجه به عمق كار زياد زير شكنها، قدرت لازم براي كشيدن فقط يك شاخه از آن ممكن است از ۶۰ تا ۸۵
اسب بخار باشد. ساقه پهن و نسبتاً كم ضخامت آن در جلو به پيشاني لبه تيز و در پايين به كفش منتهي مي
شود.

هنگام كار با زيرشكنها بايد تراكتور قدرت لازم براي كشيدن آنرا داشته باشد. زيرا زيرشكنها در عمق زياد و

زمين هاي سخت كار مي كنند و احتياج به نيروي كششي زيادي دارند . چنانچه تراكتور قدرت لازم براي

كشيدن آنرا نداشته باشد، مي توان بطور قرينه از طرفين شاخه ها را باز كرد. هنگام كار با زيرشكنها نبايد زمين

مرطوب باشد زيرا شاخه ها در زمين هاي مرطوب شيارهايي ايجاد مي كنند و موجب خرد كردن خاك نمي شوند.

د) تنظيمات زيرشكنها
براي انجام كار صحيح بوسيله زيرشكنها، بايد تنظيمات زير انجام شود.

۱ – تراز طولي و عرضي، در زيرشكنهاي سوار تراز طولي با تغيير طول ساق وسط و تراز عرضي بوسيله
تغيير طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدروليك تراكتور انجام مي شود (مانند گاوآهن سوار)
۲ – تنظيم عمق كار، براي تنظيم عمق كار از سيستم كنترل كشش خودكار تراكتور استفاده ميشود.

۳ – تنظيم فاصله بين شاخه ها، فاصله بين شاخه ها ۴۰ تا ۱۰۰cm  نسبت به شرايط زمين قابل تنظيم است.

 

ماشينهاي خاك ورزي ثانويه

حاصل كار ماشينهاي خاكورزي اوليه (گاوآهنها) كلوخههاي بزرگ و كوچك، جويها و شيارها (در اثر روش-
هاي اجراي شخم) مي باشد. بايد زمين مسطح و كلوخهها خرد شوند اي ن وظيفه برعهده ماشين هاي خاك
ورزي ثانويه است. و به اين عمليات، عمليات خاكورزي ثانويه گفته مي شود . از آنجائيكه ماشينهاي خ اك
ورزي ثانويه در شرايط بهتري (مقاومت مكانيكي كمتر خاك) حركت مي كنند و عمق كار آنها نيز نسبت به
عمق كار ماشينهاي خاك ورزي اوليه كمتر است. (حدوداً نصف) لذا احتياج به نيروي كششي كمتري دار ند و
عرض كار آنها نيز بيشتر است.
همچنين به دليل كم بودن نيروي كششي مورد نياز، سرعت حركت آنها نيز بيشتر است .

كولتيواتورهاي مزرعه
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

 

كولتيواتورهاي مزرعه ويژگيهاي گاوآهن چيزل را دارند اما ابعاد ساختماني و كاري كوچكتر دارند . م وارد
كاربرد كولتيواتورهاي مزرعه عبارتند از : نرم كردن خاك در زمين هاي شخم خورده قبلي و آماده سازي بستر
بذر در عمق نسبتاً زياد مخصوصاً براي كاشت چغندرقند و سيب زميني – كنترل گياهان هرز – احياي مراتع و
علفزارها – خاك ورزي در زمين هاي آيش – جاكن كردن بقاياي كشت قبلي بخصوص غلات – تهويه خاك
و ايجاد سطحي كه براي جذب رطوبت بيشتر آماده باشد.كاربرد كولتيواتور در خاكهاي تازه شخم خورده توصيه
نمي شود زيرا كاه وكلش تازه مدفون شده را به سطح خاك منتقل مي كنند. تهيه بستر بذر با كولتيواتور در
خاكهاي سبك تا نيمه سنگين و عاري از سنگ و ريشه در زمان و شرايط مطلوب علمي خواهد بود . در ضمن
در زمان كار دستگاه خاك نبايد مرطوب باشد. زيرا در غير اينصورت رشته هايي از خاك خيلي مرطوب (گل
مانند) را به سطح منتقل خواهند كرد. كولتيواتورهاي مزرعه در انواع سوار و كشيدني عرضه مي شوند .

 

ب) ساختمان كولتيواتورها

كولتيواتور متشكل از عوامل خاك ورز (شاخه ها) و قاب (شاسي) است. هر شاخه شامل بازو و تيغه است .
بازوهاي كولتيواتور كه معمولاً مجهز به ضامن ايمني هستند در چهار نوع نيمه ثابت، نيمه فنري، فنردار و تمام
فنري وجود دارند. امروزه از بازوهاي نيمه ثابت در كارهاي سطحي استفاده مي شون د. بازوهاي نيمه فنري
هنگام برخورد به موانع در مسيري قوسي شكل به بالا و عقب حركت مي كنند و از آن عبور مي كنند. بازوهاي
فنردار بهتر خاك را نرم مي كنند. بازوهاي تمام فنري در مقابل هر نوع مانعي تغيير شكل و وضعيت مي دهند و
ارتعاشهاي زياد آن هم كلوخها را بهتر خرد مي كند و علف هاي هرز را بهتر ريشه كن مي كند . عيب باز وي
تمام فنري اين است كه بدليل واكنش سريع، زاويه قرارگيري آن نسبت به زمين و عمق نفوذ دائم در حال تغيير
است. اين اثرات نامطلوب در زمين هاي مرطوب بيشتر آشكار مي شود

 

شكل ۱۷ يك كولتيواتور مزرعه پهن و چند تكه را و شكل ۱۸ انواع بازوهاي كولتيواتورهاي مزرعه را نشان
مي دهد

كولتيواتور مزرعه پهن و چند تكه

شكل ۱۷ – كولتيواتور مزرعه پهن و چند تكه

 

انواع مختلف بازوهاي كولتيواتور مزرعه

شكل ۱۸ – انواع مختلف بازوهاي كولتيواتور مزرعه

 

انواع مختلف تيغه براي كولتيواتور مزرعه موجود است. انواع قلمي عموماً براي خاك ورزي در عمق بيشتر و
خاكهاي سخت و انواع باريك براي احياي علف زارها بكار مي رود. تيغه پنجه غازي كم عرض براي تهيه
بستر بذر و انواع پهن تر عمدتاً براي از بين بردن گياهان هرز كاربرد دارند.

 

ج) اصول كار كولتيواتورها

كولتيواتور مزرعه مي تواند در خاك سخت نفوذ و كلوخه ها را خرد كند. سطح خاك را بشكند و از هم باز
كند، رطوبت را جذب كند و مانع فرسايش خاك شود. چنانچه فاصله بين شاخه ها افزايش يابد (حتي بيشتر از ۳۰ سانتيمتر

استفاده از كولتيواتور مزرعه را در زمين هاي كلش دار نيز امكانپذير ميسازد.

در شرايط بد مي توان تعدادي از شاخه ها را از هر دو طرف قاب حذف كرده، مقاومت كششي را كاهش داد تا عمق كار مطلوب
حفظ شود. به اين شرط كه تعداد شاخه هاي باقيمانده در هر طرف دستگاه يكسان باشد. عمق كار كولتيواتور
مزرعه به شرايط خاك مورد عمل، نتايج مطلوب خاك ورزي و نوع تيغه بستگي دارد. تيغه هاي قلمي دوسر مي توانند در خاك سبك و كم كلش تا عمق

۱۲/۵ سانتي متر يا بيشتر در خاك نفوذ كنند. چنانچه از تيغه هاي پنجه غاري استفاده شود عمق كار حدود ۱۰ سانتي متر است. در خاك تازه شخم خورده عمق كار بايد محدود باشدتا بقاياي گياهي را به سطح نياورد.

 

د) تنظيمات
براي انجام صحيح وظيفه كولتيواتور بايد تنظيمات زير انجام شود.

در كولتيواتورهاي سوار تنظيم عمق معمولاً با سيستم كنترل كشش انجام مي شود. در بعضي از موارد ، شرايط
خاك استفاده از چرخهاي ميزان براي محدود كردن عمق نفوذ كولتيواتور را ايجاب مي كند.
تراز طولي كولتيواتورهاي سوار (مانند گاوآهنهاي برگرداندار سوار) با تغيير طول ساق وسط انجام مي شود و
تراز عرضي آن با تغيير طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدروليك تراكتور انجام مي شود . در
كلتيواتورهاي كششي، تنظيم عمودي نقطه اتصال مالبندي تراز طولي را امكانپذير مي سازد. براي تراز عرضي
مكانيسمي روي دستگاه پيش بيني شده است. عمق كار در كولتيواتور ها با تغيير وضعيت عمودي چرخهاي

حامل و از طريق جك مستقر در روي دستگاه كنترل مي شود. سرعت كار در كولتيواتورها ۵/۵-۸  km/h  است.

 

ديسك
الف) معرفي، كاربرد و انواع

ديسك پس از گاوآهن برگرداندار از مهمترين ابزارهاي خاك ورزي است. عوامل خاك ورزي ديسك به شكل
بشقابهاي مقعر، مدور و گردان هستند.
بشقابهاي هر گروه پس از درگير شدن با خاك با هم حول محور مشتركي گردش مي كنند . استفاده از ديسك
تقريباً در هر نوع خاك عملي است. انواع بزرگ در خاك ورزي اوليه و برش و اختلاط بقاياي گياهي كاربرد
دارند. اگر كشتزارهاي داراي بقاياي انبوه گياهي (مانند ساقه هاي ذرت) قبل از شخم ديسك زده شوند ، سطح
زمين سست مي شود و بقاياي سطحي برش مي خورد و با لايه سطحي مخلوط ميشود. لذا پس از شخم اين
بقايا سريعتر مي پوسند. در حال حاضر خاك ورزي ثانويه براي تهيه بستر بذر مهمترين كاربرد ديسك هاست .
ديسك در زمين شخم خورده به كمك وزن و با لبه تيز پره ها كلوخهها را برش مي دهد . و ضمن جابجايي
خاك آنها را نرم مي كند. افراط در استفاده از ديسك خاك را پودر مي كند و عوارض بعدي چون سله بستن را

به همراه خواهد داشت.

 

ساير موارد كاربرد ديسك عبارتند از:

شخم زمين هاي آيش ، دادن مواد شيميايي به
خاك، كنترل علفهاي هرز، زير خاك كردن بذر (كشت درهم). ديسكها در انواع سوار يا كشيدني وجود دارند .
ديسكها از لحاظ چگونگي كاركرد به دوزانويي يا يك زانويي، يك راهه يا دوراهه تقسيم بندي مي شوند.

 

شكل۱۹ يك ديسك دوزانويي را نشان مي دهد.

ديسك دوزانويي سوار

شكل ۱۹ – ديسك دوزانويي سوار

 

ديسكهاي دوزانويي داراي چهار گروه بشقاب هستند كه دوبه دو پشت سرهم هستند. ديسك يك زانويي داراي
دو گروه بشقاب است كه يكي جلو و ديگري عقب قرار گرفته است. اين ديسكها آفست بسته مي شوند . در
ديسكهاي يك زانويي در مقايسه با ديسكهاي دوزانويي، قطر بشقابها و وزن به ازا هر متر عرض كار ، بيشتر
است. لذا ديسكهاي يك زانويي بجاي گاوآهنهاي بشقابي بكار گرفته ميشوند

 

ب) ساختمان ديسكها

هر ديسك شامل چند گروه ( ۲ يا ۴) است كه با آرايش خاصي به قاب متصل مي شوند. هر گروه داراي يك
محور مركز (با مقطع مربع يا چند ضلعي)، پره هاي بشقابي ، فاصله انداز هاي قرقره مانند در بين پره ها
(ماسوره)، دستكها (به تعداد يا تاقانها)، گل پاك كن ها، مهره و قفل كن است.
در ديسكهاي كششي، شاسي داراي چرخهاي حامل است و در ديسك سوار ، شاسي بدون چرخ است . در
ديسكهاي كششي، چرخها به كمك جك (مكانيكي يا هيدروليكي) تغيير وضعيت مي دهد. وزن شاسي در انواع
كششي بيشتر و در انواع سوار سبك تر است. ولي روي آن محلهاي افزودن وزنه پيش بيني شده است . پره
هاي كوچكتر بدليل سطح تماس كمتر با خاك، بهتر مي توانند نسبت به انواع بزرگ در زمين هاي سخت نفوذ
كنند.
پره هاي بزرگتر بقاياي سطحي را بهتر برش مي دهند. در بعضي ديسكها پره هاي موجود روي گروههاي
جلويي ضخيمتر است، زيرا گروههاي جلويي در شرايط سختري كار مي كنند. پره ها (بشقابها) به دو شكل كلي
مخروطي ناقص (كروي) و با لبه صاف يا كنگره دار عرضه مي شوند در پرههاي مخروطي خاك به سه ولت به

 

جريان مي افتد زيرا فاصله بين سطح داخلي پره نسبت به پره مجاور از بالا تا پايين يكسان است شكل ۲۰ دو
نوع پره (بشقاب) را نشان مي دهد

 

بشقابهاي كروي و مخروطي با لبه صاف و كنگره دار

شكل ۲۰ – بشقابهاي كروي و مخروطي با لبه صاف و كنگره دار

 

پره هاي كنگره دار به دليل كاهش سطح تماس خاك با لبه خارجي، بهتر در خاكهاي سخت فرو مي روند . لذا
بقاياي گياهي و كلوخها را بهتر خرد مي كنند. اگر در ديسكي هر دو نوع پره صاف و كنگره دار بكار رفته باشد،
معمولاً انواع كنگره دار روي گروههاي جلويي بسته مي شود. گل پاك كنها از گرفتگي پره ها بر اثر خاك
چسبندگي، بقاياي گياهي و يا كلوخ جلوگيري مي كنند.
شاسي ممكن است شكل پذير يا ثابت باشد. شكل پذيري قاب امكان عبور تك تك گروه ها را از روي موانع
فراهم مي كند. شاسي بايد بحد كافي سنگين باشد، زيرا ديسك مانند گاوآهن بشقابي تمايل به نفوذ در خاك
ندارد و بايد به اندازه كافي سنگين باشد تا عمق كارآن كاهش نيابد.

 

ج) اصول كار ديسكها

با كشيدن ديسك در سطح مزرعه بشقابهاي مستقر در محور گروه با درگيري با خاك، حول اين محور به گردش
در مي آيند، گروه نسبت به جهت حركت عمود نيست و با زاويه اي قرار گرفته است. با افزايش زاويه گروهها
نسبت به خط عمود در جهت حركت، دوران كاهش و در وزن معيني از دستگاه نفوذ افزايش مي يابد . در اين
صورت بشقابها ضمن گردش خاك را از جا مي كنند و مي غلتانند. با افزايش اين زاويه، گردش خاك پوشش
بقاياي گياهي سطحي با خاك و شدت پودر شدن خاك افزايش مي يابد.
زاويه برش (زاويه گروه) زاويه ايست كه امتداد گروه با خط عمود بر جهت پيشروي مي سازد. اين زاويه از ۱۰
تا ۲۵ درجه متغير است. افزايش زاويه برش سبب نفوذ بهتر پره، پوشش بيشتر بقاياي سطحي و نيز افزايش
قدرت مورد نياز مي شود. زاويه برش گروههاي جلويي بيشتر از زاويه برش گروههاي عقبي است زيرا شرايط
كاري گروههاي جلويي سخت تر است.

 

حداقل زاويه برش براي انجام عمليات خاك ورزي ثانوي است. در خاكهاي مرطوب براي جلوگيري از مسدود
شدن بين پره ها بايد زاويه برش را كم كرد. براي كار ديسك در عمق زياد بايد زاويه برش را افزايش داد . اگر
پوشش بقاياي گياهي سطحي مورد نظر باشد بايد حداكثر زاويه برش را انتخاب كرد.

د) تنظيمات ديسك

نفوذ يكنواخت و تراز بودن از مهمترين عوامل موثر در كاركرد ديسكهاست. تنظيم عمق كار به روشهاي زير
انجام مي شود. افزايش زاويه گروه، نفوذ را افزايش مي دهد. افزايش وزن قدرت نفوذ را بيشتر و افزايش فاصله
بين پره ها وزن بيشتري را روي هر پرده متمركز مي كند. پره هاي كوچكتر بهتر نفوذ مي كنند. در حاليكه نفوذ
پره هاي بزرگتر در خاكهاي سست بيشتر است. پره هاي تيز، خاك و بقاياي گياهي را بهتر خرد مي كنند و
بيشتر نفوذ مي كنند. با بالا بردن نقطه اتصال، قدرت نفوذ كاهش مي يابد و برعكس.
تراز طولي و عرضي ديسك، تراز طولي ديسك سوار با تغيير طول ساق وسط انجام مي شود و تراز عرضي
ديسك سوار با تغيير طول بازوي رابط سمت راست سيستم هيدروليك تراكتور انجام مي شود (مانند تراز
گاوآهنهاي برگرداندار سوار) ديسكهاي كشيدني قاعدتاً بايد در همه حال تراز عرضي داشته باشند. مگر اينكه
نقصي چون تغيير شكل در قاب يا يك اندازه نبودن چرخها تراز عرضي را برهم زده باشد . قدرت نفوذ
يكنواخت و كار كرد مطلوب ديسك با تراز كردن آن در جهت طولي و عرضي تامين مي شود.
سرعت حركت بايد خيلي زياد باشد، زيرا نفوذ ديسك با افزايش سرعت كاهش مي يابد.

 

پنجه ها

پنجه به نامهاي چنگه (هرس) نيز معروف است.

الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع :

پنجه (چنگه) بر دو نوع ثابت و دندانه فنري تقسيم بندي مي شود. نوع دندانه ثابت دو شكل قابل تفكيك دندانه
ميخي و دندانه انگشتي دارد.

 

پنجه ها موارد كاربرد متعددي دارند كه عبارتند از:

كلوخ شكني و تهيه بستر نهايي بذر،

سله شكني و ايجاد لايه سست در سطح خاك قبل يا پس از كاشت بذر ،
هوادهي به خاك،

زير خاك كردن بذر،

اختلاط كودها و مواد شيمايي با خاك،

صاف كردن و تثبيت سطحي
خاك،

كنترل گياهان هرز،

حفظ رطوبت خاك از طريق شكستن لوله هاي مويي،

احياي مراتع.

 

در زير انواع پنجه ها شرح داده شده است:

پنجه دندانه ميخي

اين پنجه يكي از نخستين ابزارهاي كشاورزي است. نوع ابتدايي آن الواري با دندانههاي گوه مانند بوده است .
در زير پاي گاويار كه گاو آنرا مي كشيد مستقر ميشود. عمدتاً براي سله شكني زمينهاي بذرپاشي شده مورد

استفاده قرار مي گيرد. عوامل خاك ورز پنجه دندانه ميخي عبارتند از: دندانه هاي ثابتي كه به شكل و اندازه اي
خاص و با آرايشي خاص به قاب پيچ و مهره يا جوش شده اند به نحوي كه هنگام كار هيچ يك از دندانه ها
پشت سرهم قرار نگيرند و فاصله بين خطهاي اثر دندانه هاي مختلف برابر با عرض كار يك دندانه باشد .
دندانه ها روي تعداد زيادي ميله عرضي حامل قرار ميگيرند (معمولاً پنج عدد) تا فاصله بين دو دندانه متوالي
روي ميله زياد باشد و در نتيجه مواد سطحي براحتي جريان مي يابند شكل ۲۱ پنجه دندانه ميخي را نشان مي
دهد.
در بعضي از انواع پنجه، قاب ساده ميله هاي عرضي قابليت گردش در قاب دارند. در نتيجه زاويه بين دندانه ها
و زمين بر حسب نياز قابل تغيير است. با تغيير زاويه استقرار دندانه ها از حالت عمود به نحوي كه آنها به جلو
كشيده شوند قدرت نفوذ دستگاه افزايش مي يابد. و با معكوس كردن آن پنجه نقش ماله را بازي خواهد كرد.

 

پنجه دندانه ميخي

شكل ۲۱ – پنجه دندانه ميخي

 

دندانه ها اغلب سطح مقطع لوزي دارند. دندانه ها طوري در قاب استقرار دارند كه راس تيزتر لوزي روبه رو و
در جهت حركت قرار مي گيرند تا تاثير بر خاك افزايش يابد. دندانه ها در انتهاي پاييني تيز و نوك دارند.
نوك دندانه ها در پنجه هاي سنگين، به سمت جلو زاويه داده شده است تا ضمن نفوذ بهتر خاصيت ضربه زني
قسمت عمود و بالايي دندانه محفوظ بماند. شكل ۲۲ اقسام مختلف دندانه هاي ميخي را نشان داده است.
شدت ضربه زني دندانه ها متناسب با مجذور سرعت پيشروي افزايش مي يابد لذا انجام كار با سرعت زياد تر
مزيت دارد.

 

شكلهاي مختلف دندانه ميخي

شكل ۲۲ – شكلهاي مختلف دندانه ميخي

 

پنجه هاي دندانه انگشتي

پنجه هاي دندانه انگشتي بجاي دندانه هاي ثابت ميخي و نوك دار، دندانه هاي فنري با سطح مقطع دايره اي به

قطر حدود ۷ تا ۹/۵ ميليمتر و طول حدود ۲۵ تا ۵۰ سانتي متر دارد. براي افزايش خاصيت فنري، دندانه ها در

قسمتي كه به قاب متصل مي شوند به شكل فنر پيچشي ساخته مي شوند. شكل ظاهري و موارد كاربرد اين
پنجه ها شبيه پنجه دندانه ميخي است.
اما ارتعاش پذيري دندانه ها به متلاشي كردن كلوخها، گذر از كنار موانع، بيرون كشيدن گياهان هرز جوان و
صاف كردن سطح خاك كمك مي كند. در حاليكه وزن دستگاه سبك و مقاومت كششي كمي دارد. در شكل ۲۳
پنجه دندانه انگشتي نشان داده شده است.

 

پنجه دندانه انگشتي

شكل ۲۳ – پنجه دندانه انگشتي

 

نوع خاصي از پنجه دندانه انگشتي به نام پنجه قاب توري داراي قابي زنجير بافت و شكل پذير است و دندانه
هاي دو سر دارد. از سر كوتاه دندانه ها مي توان براي سله شكني و مبارزه با گياهان هرز، پس از كاشت و قبل
از جوانه زني، در زمين هاي تحت كشت رديفي وجوي – پشته دار استفاده كرد. طول كوتاه دندانه و نفوذ كم
آن به جوانه در حال خروج صدمه نمي زند و شكل پذيري قاب سبب تاثير دستگاه در تمام سطح زمين مي
شود. پس از جوانه زني بذرها نيز، مي توان از اين دستگاه براي سله شكني و مبارزه با گياهان هرز استفاده كرد.
البته با پشت و رو كردن آن و استفاده از سربلند دندانه ها، پنجه قاب توري در حين كاردر شكل ۲۴ نشان داده
شده است.

 

پنجه قاب توري در حين كار در زمين جوي – پشته

 

شكل ۲۴ – پنجه قاب توري در حين كار در زمين جوي – پشته

 

 

پنجه هاي دندانه فنري

پنجه دندانه فنري در حقيقت كولتيواتور سبكي است كه مي توان آن را براي ايجاد اثرهاي گوناگون در خاك

تنظيم كرد. عوامل خاك ورز اين دستگاه دندانه هايي هستند از جنس تسمه هاي فولادي فنري و c شكل كه به

نوك تيزي ختم مي شوند يا در انتها به تيغه هاي قلمي شكل متصل اند. در شكل ۲۵ سه نوع دندانه فنري نشان
داده شده است.

 

 سه نوع دندانه فنري

شكل ۲۵ – سه نوع دندانه فنري

 

دندانه ها به شيوه خاصي به ميله هاي عرضي حامل متصل مي شوند. هر نقطه از پنجه دندانه فنري ۳ يا ۴ ميله
عرضي لوله مانند يا ناوداني شكل دارند. دو ميله طولي جانبي به نحو خاصي به كفشهايي منتهي مي شوند كه
كار روي زمين قرار مي گيرند و عمق نفوذ دستگاه را كنترل مي كنند. بوسيله اهرمي ميتوان ميله ها ي عرضي
هر قطعه را گردش و از اين طريق زاويه استقرار نوك دندانه ها را نسبت به زمين تغيير داد تا عمق مناسب
حاصل شود.
اگر نوك دندانه ها از اين طريق تقريباً عمود بر زمين قرار گيرند، عمق كار بسيار كم و تاثير دستگاه جزئي و
سطحي خواهد بود. حداكثر عمق وقتي است كه نوك دندانه ها تقريباً افقي قرار گيرد. پنجه دندانه فنري براي
عملياتي مانند سست كردن خاك، سله شكني، انتقال كلوخها به سطح خاك و شكستن آنها ، اختلاط بقاياي
گياهي در لايه سطحي، هوادهي به خاك و خارج ساختن ريشه گياهان هرز بسيار مناسب است.

در شكل ۲۶ پنجه دندانه فنري با دندانه هاي زاويه پذير نشان داده شده است.

پنجه دندانه فنري با دندانه هاي زاويه پذير

شكل ۲۶ – پنجه دندانه فنري با دندانه هاي زاويه پذير

 

 

پنجه دندانه فنري در مقايسه با ديسك، براي زمين هاي سنگلاخي مناسب تر است. اما اگر بقاياي گياهي و
سطحي انبوه باشد، پنجه به دليل گرفتگي قادر به كار نخواهد بود. به دنبال هر قطعه از پنجه دندانه فنري مي
توان ماله اي به شكل چنگه دندانه انگشتي متصل كرد.

در شكل ۲۷ پنجه دندانه فنري كه به پنجه دندانه انگشتي منظم شده است نشان داده شده است.

 

پنجه دندانه فنري داراي ضميمه پنجه دندانه انگشتي

شكل ۲۷ – پنجه دندانه فنري داراي ضميمه پنجه دندانه انگشتي

 

پنجه هاي دندانه ارتعاشي

استفاده از توان موتور از طريق محور تواندهي به جاي چرخهاي محرك، بكسوات چرخها را كاهش مي دهد يا
حذف مي كند. پنجه هاي دندانه ارتعاشي براي آماده سازي بستر بذر مورد استفاده قرار مي گيرند . يك پنجه
ارتعاشي داراي دو يا چهار رديف تيركهاي افقي دندانه دار است. كه حركت خود را از محور تواندهي تراكتور و
از طريق يك جعبه دنده و واحد محرك خارج از مركز مي گيرد. هر تيرك متحرك داراي تعدادي دندانه با طول حداکثر ۲۳ cm است.

 

دندانه ها توسط پيچ و مهره به تيركها متصل شده اند. انواع دو تيرك دار براي خاكهاي سبك تا متوسط و انواع
چهار تيرك دار براي خاكهاي سنگين بكار مي روند.

 

شكل ۲۸ قسمتهاي يك پنجه دندانه ارتعاشي را نشان ميدهد.

 

 پنجه دندانه ارتعاشي

شكل ۲۸ – پنجه دندانه ارتعاشي

 

براي بيشتر خرد شدن خاك بايد، سرعت پيشروي را كاهش، سرعت ارتعاشي دندانه را افزايش و تعداد دندانه

ها را نيز افزايش داد و بالعكس، حداكثر عمق كار حدود  cm 20 است و عرض كار به بيش از ۴ متر مي رسد. با

توجه به تاثير شديدتر پنجه هاي ارتعاشي نسبت به انواع ديگر پنجه، مي توان با آنها كاري را انجام داد كه اثر
آن با چند بار كاربرد پنجه هاي معمولي و غلتكها برابري كند

 

وظيفه كلاچ جغجغه اي در اين پنجه ها اين است كه هنگام توقف محور تواندهي تراكتور، انتقال نيرو از طرف
پنجه را به محور تواندهي تراكتور قطع مي كند. پنجه هاي ارتعاشي را مي توان به ضميمه هايي مانند خرد كن
غلتان متصل كرد. خرد كن غلتان از صفحات مدوري تشكيل شده است كه از طريق ميله هاي عرضي كه به آنها

جوش داده شده است با هم ارتباط دارند و در خاكهاي سست ميتواند لايه اي به عمق كمتر از ۱۰ cm را

تسطيح و تثبيت كند. شكل ۲۹ پنجه ارتعاشي همراه با خرد كن غلتان را نشان داده است. توان مورد نياز پنجه
هاي ارتعاشي تابع نوع و وضعيت خاك، عمق كار، نتايج مورد نظر و سرعت پيشروي است. پنجه اي با ۳ متر
عرض كار معمولاً حدود ۴۰ اسب بخار و نوع ۲ و ۴ متري آن حدود ۵۵ اسب بخار توان در روي محور
تواندهي نياز دارد.

 

پنجه ارتعاشي همراه با خردكن غلتان

شكل ۲۹ – پنجه ارتعاشي همراه با خردكن غلتان

 

ب) تنظيمات پنجه ها

تنظيمات مهم پنجه ها عبارتند از تراز طولي و عرضي و عمق كار. اين تنظيمات بر حسب نوع و نحوه اتصال
دستگاه به شيوه هايي مانند آنچه در مورد ساير ابزارها تشريح شد، انجام پذير است.

غلتكها

الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع
هدفهاي اساسي كاربرد غلتكها عبارتند از:

فشرده كردن خاك به منظور كاهش پوكي خاك و تسريع نشست آن، صاف كردن مزرعه و له كردن كلوخه ها يا
فشردن آنها به داخل لايه نرم شده سطحي تا با جذب رطوبت نرم شوند. فشردگي و نرمي خاك، تماس بذر با
خاك را زيادتر و جوانه زني آن را تسريع مي كند. اين مورد مخصوصاً براي گياهان ريز بذر اهميت ويژه دارد.

 

غلتك صاف

شبيه غلتك مورد استفاده در راهسازي است. بدليل توزيع وزن در كل سطح، كمترين فشار را به خاك وارد مي
كند بدليل هموار بودن سطح تماس، كلوخ شكني اين غلتك در حد له كردن كلوخهاي سطحي است. بنابراين از
غلتك صاف به عنوان يك ابزار تهيه بستر بذر كمتر استفاده مي شود.

بعضي موارد كاربرد آن عبارتند از:

له كردن كود سبز قبل از شخم، تثبيت بذر در داخل خاك (انواع سبك آن )،
نگهداري مراتع به منظور چسباندن ريشه ها به زمين پس از خاتمه فصل يخبندان. غلتك صاف استوانه اي است
فولادي كه براي تامين وزن كافي مي توان داخل آن را با آب يا سيمان يا شن پر كرد.

 

غلتك صاف در شكل ۳۰ديده مي شود.

 

غلتك صاف

شكل ۳۰ – غلتك صاف

 

غلتك شياردار از حلقه هاي چدني لبه صاف يا دندانه دار به قطر حدود ۲۵ تا ۴۶ سانتي متر ساخته شده است .

قسمت انتهاي اين حلقه ها با زاويه ۶۰ درجه باريك و به لبه تيزي منتهي مي شود. اين حلقه ها روي محوري
بطور ثابت درگير مي شوند. هنگام كار با اين غلتك ها، با توجه به اينكه صرفاً لبه تيز پره ها باسطح زمين تماس
مي يابد. بدليل بالا بودن فشار مخصوص سطح غلتك، كلوخها با عمل گوه مانند پره ها خرد مي شوند. معمولاً
غلتكهاي شياردار بصورت دو قطعه اي و پشت سر هم بكار گرفته مي شود بطوريكه امتداد هر پره روي قطعه
عقبي از بين دو قطعه مستقر بر روي قطعه جلويي بگذرد و بدين ترتيب مرزها از وسط شكافته شوند . در اين

حالت قطر پره هاي عقبي كمتر از قطعه جلويي است.

معمولا ۳۷/۵ سانتي متر براي قطعه جلويي و ۳۰ سانتي متر براي قطعه عقبي) شكل ۳۱ غلتك شياردار دو قطعه اي را نشان مي دهد. لبه غلتك شياردار صاف يا دندانهدار است.

 

در شكل ۳۲ حلقه هاي تشكيل دهنده غلتكهاي شياردار نشان داده شده است.

 

غلتك شياردار دو قطعهاي

شكل ۳۱ – غلتك شياردار دو قطعهاي

 

حلقه هاي تشكيل دهنده غلتكهاي شياردار، لبه صاف و دندانه دار

شكل ۳۲ – حلقه هاي تشكيل دهنده غلتكهاي شياردار، لبه صاف و دندانه دار

 

 

غلتك كمبريج

سطح جانبي اين نوع غلتك را يك در ميان حلقه هاي صاف و دندانه دار تشكيل مي دهند. حلقه هاي لبه صاف
با قطر كمتر بطور ثابت روي محور قرار گرفته اند. در حاليكه حلقه هاي دندانه دار باريكتر ولي داراي قطر
اندكي بيشترند و بدون ارتباط با محور مي تواند آزادانه روي آن گردش كنند.

شكل ۳۳ قطعهاي از غلتك كمبريج نشان داده شده است.

 

قطعهاي از غلتك كمبريج

شكل ۳۳ – قطعهاي از غلتك كمبريج

 

 

بدليل وجود حدود ۲/۵ سانتي متر اختلاف قطر، دور حلقه ها متفاوت است و يك اختلاف نسبي دائمي در

حركت قسمتهاي مختلف سطح بوجود مي آيد و در نتيجه ضمن تاثير بيشتر از مسدود شدن فضاي بين پره ها
جلوگيري مي شود.

 

غلتك كمبريج نسبت به انواع شياردار كلوخها را با شدت بيشتر مي شكند و خاك را در عمق بيشتري تثبيت مي
كند. در نوع تغيير شكل يافته اي از غلتك كمبريج به جاي حلقه هاي لبه صاف ، از حلقه هاي پنجه كلاغي
استفاده شده است. حلقه پنجه كلاغي حلقه لبه صافي است كه بر حاشيه آن پره هاي كوتاه و شعاعي با آرايش
خاصي نصب شده اند. اين غلتك در تثبيت خاك تاثير كمتري دارد و در عوض، سطح خاك نسبتاً پودر شده اي
بر جاي مي گذارد و از اين طريق مانع خشك شدن سريع خاك مي شود. به اين غلتكها، غلتكهاي چكشي نيز
گفته مي شود. شكل ۳۴ غلتك كمبريج از نوع چكشي را نشان مي دهد

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

غلتك خاك نشان

غلتكهاي صاف، شياردار يا كمبريج تا حدي سطح خاك را فشرده مي كنند، ولي قادر به فشردن لايه هاي زير
خاك و پر كردن فضاهاي خالي باقيمانده از عمل شخم نيستند و از اين رو نمي توانند استقرار خاك را تسريع
كنند. اگر از غلتكهاي بسيار سنگيني براي اين منظور استفاده شود ممكن است لايه هاي زيرين تثبيت شوند ولي
اين عمل لايه هاي رويي را بيش از حد فشرده و ساختار خاك را تخريب و خشك شدن آن را تسريع مي
كند.عوامل خاك ورز غلتكهاي خاك نشان چرخهايي هستند داراي طوقهاي گوه مانند با لبه صاف يا دندانه دار
كه بر پره هاي شعاعي نصب شده اند.

 

چون وزن زيادي بر لبه نازك چرخها تمركز مي يابد، مقدار فشار وارد شده بر سطح زياد است . (بیش از cm

۱۲ ) بدين ترتيب فضاهاي زيرين خاك پر مي شود، در حاليكه لايه هاي سطحي تحت فشار قرار نمي گيرند و

حتي خاك نرم زيرين بوسيله پره هاي چرخها بالا مي آيد و لايه سست و نرمي در سطح زمين باقي مي م اند .
كشيدن اين غلتك با توجه به عمق نفوذ نسبتاً زياد آن به نيروي زيادي نياز دارد. در مواردي كه نيروي كششي
كافي در اختيار باشد، يك قطعه كم عرض از اين غلتك را مي توان مستقيماً پشت گاوآهن برگرداندار بست و
بكاربرد.

 

شكل ۳۵ غلتك خاك نشان را نشان مي دهد.

 

غلتك خاك نشان

شكل ۳۵ – غلتك خاك نشان

 

 

غلتك پيچكي

غلتك پيچكي خاك را بطور جزئي تثبيت و كلوخها را بخوبي خرد مي كند بخصوص اگر در اندازه هاي
كوچك بكار رفته باشند. عمل كلوخ شكني با اين غلتكها بوسيله پره هاي لبه صاف يا دندانه دار نيز انجام مي
شود كه به شكل پيچك سطح جانبي غلتك را بوجود مي آورند. حاصل كار با اين نوع غلتك سطح خاك كم
عمق و نرم شده اي است كه در زمين آن لايه نسبتاً تثبيت شده اي شكل گرفته است.

 

شكل ۳۶ غلتك پيچكي رانشان مي دهد

 

 غلتك پيچكي

شكل ۳۶ – غلتك پيچكي

 

 

ب) اصول و كاربرد غلتكها

از آنجائيكه بيشتر انواع غلتكها سنگين هستند. در هنگام كار تراز عرضي خواهند داشت. تراز طولي در غلتكهاي
كششي به وسيله پيچي كه بر وضعيت استقرار عمودي مالبند تاثير مي گذارد، و در غلتكهاي هموار ب ا تغيير
طول ساق وسط انجام مي شود. غلتكهاي سوار را بايد با تراكتور هايي بكار انداخت كه وزن قسمت جلوي آنها
كافي باشد و ظرفيت بالابري دستگاه را داشته باشد. براي كاهش اثر اين چرخهاي تراكتور برروي خاك بايد
وزن چرخهاي عقب را به حداقل كاهش داد كه سبب بكسوات نشود. غلتكها در همان جهتي كه شخم زده شده
است بكار برده مي شوند. عمق كار دندانه هاي غلتك بايد آنقدر باشد كه كلوخهاي ناحيه استقرار بذر و رشد
ريشه هاي اوليه شكسته شوند. كار در عمق بيشتر از حد مطلوب موجب اتلاف توان و دقت دستگاه مي شود .
براي خوب نرم شدن خاك بيشترين وزن را بايد روي غلتكها متمركز كرد

 

ماله ها

ماله ها به منظور تسطيح زمين مخصوصاً در مناطقي كه از آبياري سطحي استفاده مي شود، بكار مي روند . ماله
داراي قابي است كه در آن تيغه هايي چوبي يا فلزي عمود بر جهت كشش تعبيه شده است . زاويه تيغه ها

نسبت به سطح خاك قابل تغيير است و تيغه ها عمل بريدن، جا بجا كردن و تسطيح خاك را انجام مي
دهند. در شكل ۳۷ ماله نشان داده شده است

 

شكل 37 - ماله

شكل ۳۷ – ماله

 

اين ماله ها داراي انواع سوار و كششي مي باشند. تسطيح كن هاي كششي بزرگ تراكتوري، غالباً براي تسطيح
زمين مزارع بزرگ مورد استفاده قرار مي گيرند. اين تسطيح كنها داراي يك شاسي طويل هستند كه بوسيله دو يا
چند چرخ حمل مي شوند در قسمت مياني اين شاسي، تيغه تسطيح كننده اي تعبيه شده است. لبه تيغه تسطيح
كن بايد طوري تنظيم شود كه محلي از زمين را بريده و قبل از رسيدن به محل بلند ديگر، خاك بريده شده را
در قسمتهاي گود و پست زمين بريزد. بدين ترتيب عمليات تسطيح زمين به طور يكنواخت و سريع انجام مي
شود.

 

ماشينهاي كاشت

به عمل انتقال بذر با الگوي مناسب و صحيح به داخل خاك و پوشاندن روي آن ، كاشت گفته مي شود و
ماشينهاي كاشت ماشينهايي هستند كه بذر را با الگوي مناسب در زم ين مي كارند . البته بعضي از ماشينهاي
كاشت بذر را در داخل زمين نمي كارند بلكه روي زمين پخش مي كنند.

 

بطور كلي وظايف ماشينهاي كاشت عبارتند از:

-۱ باز كردن شياري مناسب داخل زمين (بوسيله شيار بازكن)
-۲ سنجش و انتخاب بذر به مقدار لازم (بوسيله موزع)
-۳ انتقال بذر انتخاب شده از موزع به شيار ايجاد شده در زمين (بوسيله لوله سقوط)
-۴ پوشاندن روي بذر با خاك (بوسيله پوشاننده)
-۵ فشردن خاك روي بذر (بوسيله چرخ فشار)
همانطور كه در بالا توضيح داده شد بعضي از كارنده ها (بذر پاشها) فقط بذر را روي سطح زمين پخش مي
كنند. يعني كارهاي باز كردن شيار، پوشاندن روي بذر با خاك و فشردن روي بذر را نميتوانند انجام بدهند.

در زير انواع ماشينهاي كاشت شرح داده شده است:

بذر پاشها

بذر پاشها براي پخش انواع مختلفي از بذرها بخصوص بذرهاي مختلف غلات ، علوفه و چ من و همچنين
كودهاي شيميايي دانهاي بكار ميروند. عرض مفيد پخش در اين بذر پاشها بين ۶ تا ۲۴ متر است.

 

الف) بذر پاشهاي گريز از مركز–

قسمتهاي مهم بذر پاشهاي گريز از مركز عبارتند از :

مخزن بذر و پخشكننده ها.

مخزن بذر بصورت يك هرم ناقص با قاعده مربع يا مخروط ناقص است. ظرفيت مخزن بين ۳۴ تا
۹۰۰ كيلوگرم بذر يا كود شيميايي است در وسط مخزن همزني وجود دارد كه ادامه محور عمودمي وسط صفحه
دوار پخش كننده است. همزن سبب به هم زدن بذر يا كود شد ه و از مسدود شدن دهانه خروجي مخزن
جلوگيري مي كند. در بذرپاشهاي سوار حركت لازم براي چرخش پخش كننده و هم زن از محور تواندهي
تراكتور گرفته مي شود.در بذرپاشهاي كششي و بزرگتر نيروي لازم براي پخش كننده و هم زن از چرخهاي
حامل زير بذر پاش گرفته مي شود. شكل ۳۸ بذرپاش گريز از مركز و قسمتهاي مهم آن را نشان مي دهد.
پخش كننده به دو نوع صفحهاي دوار و پخش كننده لوله اي (نوساني، پاندولي) است. در پخش كننده صفحهاي
دوار در زير دريچه خروجي كف مخزن بذر، يك و گاهي دو صفحه دوار قرار گرفته است. كه بذر (يا كود )
اندازه گيري شده بر روي آن ريخته مي شود و بر اثر حركت دوراني سريع آن پخش مي شوند.

 

بذر پاش گريزاز مركزو قسمتهاي مهم آن

شكل ۳۸ – بذر پاش گريزاز مركزو قسمتهاي مهم آن

 

پخش كننده لوله اي نوساني

پخش كننده لوله اي نوساني، از لوله مخروطي ناقص تشكيل شده است كه داراي حركت نوساني ميباشد و در
عقب بذر پاش در زير مخزن قرار دارد. بذر يا كود از مخزن وارد اين لوله شده و سپس بر اثر حركت سريع
نوساني آن با شدت به اطراف پراكنده مي شود. حركت نوساني اين لوله از محور تواندهي تراكتور تامين مي
شود.

 

در شكل ۳۹ اين بذر پاش نشان داده شده است

 

بذر پاش گريز از مركز، پخش كننده نوساني و قسمتهاي مختلف آن

شكل ۳۹ – بذر پاش گريز از مركز، پخش كننده نوساني و قسمتهاي مختلف آن

 

ب) تنظيمات
تنظيمات اين بذر پاشها عبارتند از :

• ميزان خروج بذر از مخزن و ريختن آن به روي صفحه دوار پخش كننده: اين تنظيم با تغيير دريچه
خروجي مخزن انجام مي شود.
• سرعت چرخش صفحه دوار پخش كننده: هر چه اين سرعت بيشتر باشد عرض پخش بيشتر است و
لذا ميزان پخش بذر يا كود كمتر خواهد بود. لذا سرعت محور تواندهي تراكتور، بايد در حد مشخص
تنظيم شود.
• سرعت پيشروي تراكتور يا بذر پاش: هر چه سرعت پيشروي بيشتر باشد، ميزان پخش بذر يا كود كمتر
خواهد شد. براي اينكه تغيير سرعت پيشروي در سرعت چرخش صفحه دوار پخش كننده تاثير
نگذارد، سرعت پيشروي را با انتخاب دنده هاي مختلف تغيير دهيد نه با تغيير ميزان گاز موتور.
• تراز طولي و عرضي دستگاه بسيار مهم است زيرا صفحه پخش هنگام كار بايد حالت تراز داشته باشد
تا الگوي پخش به هم نخورد. در بذرپاشهاي سوار تراز طولي با تغيير طول ساق وسط و ت راز عرضي
با تغيير طول بازوي سمت راست سيستم هيدروليك تراكتور انجام ميشود.
• سيستم هيدروليك تراكتور بايد روي كنترل وضعيت (موقعيت) باشد. زيرا در اثر كم شدن وزن مخزن
(با انجام بذر پاشي) فاصله صفحه پخش نسبت به زمين تغيير نكند.

 

رديف كار
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

رديف كارها معمولاً براي محصولاتي از قبيل ذرت، سويا، پنبه و چغندر قند استفاده مي شوند. اين محصولات
وجيني بوده و احتياج به فواصل بين خطوط مساوي كشت و فواصل يكسان بين بوته ها برروي خطوط كشت
دارند. لذا رديف كار وسيله اي است كه بذر ها را با فواصل مساوي بين خطوط كشت و با فواصل مساوي بر
روي خطوط كشت مي كارد.

 

شكل ۴۰ رديف كار را نشان مي دهد.

 

شكل 40 - رديف كار

شكل ۴۰ – رديف كار

 

رديف كارها براساس نوع محصول كشت شده و براساس روش كاشت تقسيم بندي مي شوند.

رديف كارها براساس روش كاشت به سه دسته تقسيم بندي مي شوند

به شرح زير:

• رديف كارهايي كه برروي زمين مسطح كشت مي كنند
• رديف كارهايي كه برروي پشته كشت مي كنند
• رديف كارهايي كه در كف شيار كشت مي كنند.

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

ب) ساختمان رديف كارها
اجزاي مهم يك رديف كار معمولي عبارتند از:

شاسي دستگاههاي محرك، موزع، مخزنهاي بذر، شيار بازكنها، وسايل پوشاننده بذر، چرخهاي فشار دهنده ،
وسايل تنظيم عمق كاشت بذر، مخزنهاي كود شيميايي يا مواد شيميايي حشره كش و علف كش.

شاسي به سه نوع مهم مي باشد:

• شاسي كارنده كششي، يك كارنده كششي داراي چرخهاي حامل بود ه كه در موقع حمل و نقل و
كاشت بذر با خاك تماس دارند.. واحدهاي كارنده بر روي يك شاسي اصلي سوار مي شوند . شاسي
خود به وسيله مالبند كارنده به تراكتور متصل مي گردد.
• شاسي كارنده سوار، به اتصال سه نقطه تراكتور متصل مي شود.
• شاسي كارنده تيرك افزاري داراي تعدادي واحد كارنده است كه هر يك از آنها داراي شاسي و دستگاه
محرك مخصوص به خود است. هريك از اين واحد ها يك واحد كارنده كامل است كه مي تواند به
تنهايي مورد استفاده قرار گيرد.
دستگاههاي محرك كارنده
دستگاههاي محرك كارنده دستگاههايي هستند كه براي به چرخش درآوردن وسايل اندازه گيري يا سنجش بذر
كه موزع ناميده مي شوند، بكار مي روند

 

موزع را سه قسمت مي تواند به حركت درآورد كه عبارتند از :

 

– چرخهاي حمل كننده، در اكثر كارنده هاي كششي، چرخهاي حمل كننده (حامل) محرك موزع هستند.

لذا موزع با سرعتي متناسب با حركت روبه جلو كارنده به حركت درمي آيد . نيرو بوسيله زنجير و
چرخ زنجيرهايي از چرخهاي حامل به موزع منتقل مي شود با تعويض چرخ زنجيرها فاصله بين بذرها
تغيير مي كند.
– چرخهاي تنظيم عمق، چرخهاي تنظيم عمق محرك معمولاً در كارنده هاي تيزك افزاري يا سوار بكار
مي روند اين چرخها ارتفاع كارنده سوار يا تيزك افزار را نيز كنترل مي كنند.
– چرخهاي فشار دهنده محرك، معمولاً در كارنده هاي تك واحدي كه روي تيزك افزار سوار مي شوند
بكار مي روند

 

شكل ۴۱ چرخ فشار دهنده محرك موزع را نشان مي دهد.

 

چرخ فشار دهنده محرك موزع

شكل ۴۱ – چرخ فشار دهنده محرك موزع

 

توان لازم براي حركت موزع ها از طريق يك زنجير و چرخ دنده هاي محرك منتقل مي شود. فاصله بين بذرها
برروي خطوط كاشت و در نتيجه تعداد بذر كاشته شده در هر هكتار بوسيله تعويض چرخ دنده هاي محرك و
متحرك در هر واحد كارنده تنظيم مي گردد.

عوامل موثر فاصله بين بذرها

مقدار باد تاير (لاستيك)، در كارنده هايي كه چرخ محرك موزع آنها باد مي خورد، لاستيك چرخي كه داراي باد
كمتري نسبت به مقدار توصيه شده مي باشد. در يك فاصله مشخص شده تعداد دور بيشتري نسبت به لاستيك
چرخي كه داراي باد مناسب است، مي زند. لذا در اين فاصله مشخص شده تعداد بيشتري بذر كاشته مي شود

در نتيجه تعداد بوته در واحد سطح ممكن است بيش از حد مورد نظر باشد.(شكل ۴۲)

 

 

اثر فشار باد تاير بر روي فاصله بذرها

شكل ۴۲ – اثر فشار باد تاير بر روي فاصله بذرها

 

نوع خاك:

خاكهاي نرم مي توانند موجب سرخوردن چرخهاي محرك شوند سرخوردن باعث افزا يش فاصله
بذر ها شده تعداد بوته در واحد سطح كاهش مي يابد.
تعويض چرخنده هاي محرك و متحرك، در كارنده هايي كه موزع ثابت بماند فاصله بين بذرها با تعويض
چرخنده هاي محرك و متحرك تغيير مي كند.

شيار باز كنها

وظيفه شيار باز كنها اين است كه شكاف مشخصي در خاك ايجاد كرده تا بذر در عمق مناسب در شكاف قرار
داده شود، (شكل ۴۳ ) شيار باز كن طوري شيار باز مي كند كه بذر در تماس نزديك با خاك قرار گيرد.

 

شيار بازكنها داراي انواع مختلفي هستند

كه عبارتند از:

كفشي،

بشقابي،

بيلچه اي،

تلفيق كفشي و بشقابي.

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

 

شيار بازكن كفشي (شكل ۴۴ ) معمولاً براي كشت ذرت و سويا در زمينهايي كه به خوبي نرم شده اند استفاده
مي شود. شيار باز كن كفشي داراي تيغه اي مي باشد كه پهناي آن به طرف عقب تدريجاً بيشتر شده و به يك
حفره دو ديواره اي ختم مي گردد. از طريق اين حفره بذرها پايين مي افتند. در مناطقي كه پوشش گياهي زيادي
وجود دارد از اين شيار بازكنها استفاده نمي شود.

 

 

شيار بازكن كفشي.گلستان موج شيار بازكن كفشي.گلستان موج

شيار بازكن كفشي (شكل ۴۴ )

 

شيار باز كن بشقابي، اين شيار باز كن در مناطقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه خاك ورزي حداقل به كار
برده ميشود. همچنين اين شيار بازكنها در مناطقي كه خاشاك زيادي برروي زمين به جاي مانده است بكار مي روند.

زيرا نسبت به شياربازكنهاي كفشي عمقي يكنواخت تر ايجاد مي كنند. شيار بازكنها يا دو بشقابي هستند
يا تك بشقابي. در كارنده هايي كه شيار بازكن تك بشقابي بكار رفته است حتماً تعداد رديفهاي كاشت فرد است.

 

شيار بازكن بيلچه اي،

در كارنده هايي بكار مي روند كه در شيار كشت مي كنند. تلفيق شيار بازكنهاي كفشي و
دو بشقابي مزيت هر دو شيار باز كن را دارا مي باشد. بشقابها خاشاك را قطع مي كنند در حاليكه كفشها مانع از
اين مي شوند كه خاك سست به زير بذرها ريخته شود

 

موزع (دستگاههاي اندازه گيري بذر)

وظيفه موزع اين است كه بذر را بصورت انفراد يا دسته جمعي از مخزن بذر انتخاب نمايد و به مكانيزمي مي
رساند كه بذر را به ميزان تعيين شده برروي خاك قرار ميدهد. موزعهاي بكار رفته شده دررديف كارها عبارتند
از: موزع صفحه اي (صفحه اي افقي)، موزع صفحه اي مورب ، موزع انگشتي دار بردارنده ، موزع غلتكي
عمودي (چرخ سوراخ دار)، موزع تسمه اي سلول دار (موزع تسمه اي)، استوانه موزع تحت فشار هوا، بشقاب
موزع تحت فشار هوا، بشقاب موزع مكشي (خلائي)، سه نوع آخر، موزعهاي هوايي (بادي) هستند . در زير
موزع صفحه اي افقي و موزع مكشي (خلائي) شرح داده شده است.

 

در شكل ( ۴۵ ) قسمتهاي مختلف يك دستگاه موزع صفحه اي (صفحه اي افقي) نشان داده شده است

 

قسمتهاي مختلف يك دستگاه موزع صفحه اي

شكل ۴۵ – قسمتهاي مختلف موزع صفحه اي

 

 

صفحه بذر (صفحه موزع) داراي سلولها يا سوراخهايي است و در ته مخزن مي چرخد. با چرخش صفحه بذر ،
بذرها به داخل سوراخها يا سلولهاي صفحه بذر مي افتند. در صورتيكه اندازه سلولهاي صفحه بذر صحيح باشد
يك بذر (بذر ذرت) به داخل هر سلول مي افتد. در اين موزع وسيله كنار زدن بذر (تك كن) تحت فشار فنر
وجود دارد تا از سقوط بذرهاي اضافي به غير از بذري كه در داخل سلول صفحه بذر است، جلوگيري نمايد .
همچنين اگر به علت اختلاف در اندازه بذرها، بيش از يك بذر در داخل سلول قرار گيرد، كنار زن، بذر اضافي
را از داخل سلول بيرون مي اندازد وقتي كه يك سلول حاوي بذر از روي سوراخ خروج ته مخزن عبور كند .

يك وسيله بيرون اندازه (بذر انداز) تحت فشار فنر ضربه اي به بذر مي زند و آنرا از طريق اين سوراخ به داخل
لوله سقوط مي اندازد.

بشقاب موزع مكشي (خلائي) يكي از موزعهاي هوايي بوده كه در شكل ( ۴۶ ) ديده مي شود.

 

بشقاب موزع مكشي.گلستان موج

شكل ( ۴۶ ) بشقاب موزع مكشي

 

اين موزع از يك صفحه عمودي كه برروي آن سوراخهايي با فواصل معين تعبيه شده ، تشكيل گرديده است .
بذرها توسط فشار اتمسفري هوا در سوراخها نگه داشته مي شوند. زيرا فشار مقابل بذرها بوسيله خلاء نسبي
بوجود آمده توسط يك پروانه، تقليل يافته است. يك وسيله كنارزن بذر (شكل ۴۶ ) بذرهاي اضافي اطراف
سوراخها را جدا كرده و پايين مي اندازد. در قسمت پايين صفحه ، قسمتي بدون خلاء نسبي وجود دارد ،
بارسيدن بذر به اين قسمت بذر از سوراخ خود جدا شده و به داخل لوله سقوط ميافتد و از آنجا به داخل خاك
سقوط مي كند. مكانيزم محرك موزع، بشقاب را مي چرخاند لذا براي بيشتر شدن فاصله بذرها بايد سرعت
دوراني بشقاب نسبت به سرعت پيشروي كم شود.

 

لوله سقوط:

وظيفه لوله سقوط رساندن بذر پس از خروج از موزع به شيار باز شده در زمين مي باشد . لوله
سقوط بايد حدالمقدور كوتاه بوده و عمودي قرار گرفته باشد. بذرها در اثر نيروي وزن خود به انتهاي لوله
( سقوط رسيده و از آنجا به داخل شيارهاي حفر شده در خاك مي ريزد.(شكل  ۴۷)

 

لوله سقوط.گلستان موج

شكل ۴۷ – لوله سقوط

 

 

وسايل پوشاننده شده بذر، پوشاننده هاي بذر در انواع بيلچه اي، كاردي، بشقابي يا زنجيري وجود دارد كه
وظيفه آنها ريختن خاك روي بذر قرار گرفته شده در داخل شيار است.
چرخهاي فشار دهنده: در اكثر خاكها لازم است كه خاك اطراف بذر فشرده شود تا تماس خوبي بين بذر و
خاك برقرار گردد. اين وظيفه به عهده چرخ فشار دهنده است.چرخ فشار دهنده در عقب شيار بازكن قرار مي گیرد. (شکل ۴۸)

 

چرخ فشاردهنده.گلستان موج

شكل ۴۸ – چرخ فشاردهنده

 

 

مخزن بذر،

ممكن است از نوع انفرادي يا مركزي باشد و جنس آن از فلز يا فايبرگلاس است . معمولاً در
موزعهاي هوايي مخزن مركزي وجود دارد.

ب) تنظيمات
تنظيمات رديف كارها عبارتند از:

تنظيم عمق كاشت بذر كه بوسيله چرخ فشار دهنده، چرخ ميزان عمق، كفش ميزان و ساير وسايل ديگر انجام
مي شود.
تنظيم ميزان بذر، در صورتيكه تعداد سوراخهاي موزع يا انگشتي هاي بردارنده موزع ثابت بماند . بوسيله
تغييرات سرعت موزع به سرعت حركت روبه جلو حاصل مي شود. تغييرات اين نسبت با تعويض چرخدنده و
چرخ زنجير امكانپذير است.
تنظيم طول نشانه گذار (ماركر) در قسمت خطي كار توضيح داده مي شود.

 

خطي كارها
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

خطي كار ماشيني است براي كشت درهم (كشتي كه احتياج به وجين ندارد). بذرها را روي خطوط كشت مي
كند. فاصله خطوط نسبت به هم به مراتب كمتر از اين فاصله براي رديف كار است. خطي كار ، بذرها را روي
خطوط با فواصل نامعين مي كارد براي كشت گندم و جو و چاودار،…. بكار ميرود. دو نوع مهم خطي كارها
عبارتند از با چرخهاي انتهايي با چرخهاي فشار دهنده.

 

خطي كار با چرخهاي انتهايي معمولاً داراي دو چرخ انتهايي هستند كه خطي كار را حمل مي كنند و موزعها را
( نيز به حركت در مي آورند. (شكل ۴۹)

 

خطي كار با چرخهاي انتهايي

(شكل ۴۹ ) خطي كار با چرخهاي انتهايي

 

 

خطي كار با چرخهاي فشار دهنده داراي چند گروه چرخ فشار دهنده است كه در عقب خطي كار تعبيه ش ده
اند چرخهاي فشار دهنده خاك روي بذرها را مي فشارند. موزعها را به حركت در ميآورند و تكيه گاهي براي عقب خطي كار محسوب مي شود.(شكل۵۰)

 

خطي كار با چرخهاي فشاردهنده

(شكل ۵۰ ) خطي كار با چرخهاي فشاردهنده

 

ب) ساختمان خطي كارها
قسمتهاي مهم خطي كارهاي غلات عبارتند از:

مخزن بذر، موزعها، لوله هاي سقوط، شيار بازكن ها، وسايل پوشاننده بذر ، چرخها ، علامت گذارها ، وسايل
انتقال حركت.
مخزن بذر؛ در خطي كارهايي كه كود هم مي كارند ۲ مخزن وجود دارد كه يكي براي كود و ديگري براي بذر
است، مخزن كود معمولاً در عقب قرار گرفته است.

 

موزعها:

انواع مهم موزعها عبارتند از : 

غلتكي شياردار، غلتكي دندانه دار، موزع دوتايي (صفحه اي دوطرفه ).

 

درزير موزع غلتكي شياردار شرح داده مي شود.

موزع غلتكي شياردار متداولترين نوع موزع در خطي كارهاي غلات است. اين موزع از يك غلتك شياردار دوار
كه در داخل پياله اي قرار دارد مي چرخد و از يك مسدود كننده ثابت (غلتك بدون شيار)، يك دريچه تغذيه
قابل تنظيم و يك اهرم دريچه تغذيه تشكيل شده است.
براي هر شيار بازكن يك موزع غلتكي شياردار و پياله موجود است. تمام غلتكهاي شياردار موزعها ، روي يك
محور مشترك (محور محرك موزع) قرار دارند. پياله ها به زير مخزن پيچ و مهره شده اند. داخل پياله ها هميشه
پر از بذر است. دريچه هاي كشويي مخزن بذر با توجه به اندازه بذر (ريزي يا درشتي آن ) و دستور راهنماي
خطي كار بايد باز شوند.
حركت محور مشترك موزعها بوسيله چند چرخ دنده يا چند چرخ دنده زنجيره خور و زنجير از چرخهاي
خطي كار تامين مي شود. در موقع كشت بذر از آنجا كه داخل پياله موزع پراز بذر است. شيارهاي غلتك موزع
در داخل پياله قرار دارند نيز پراز بذر مي باشند با چرخش غلتك شياردار، شيارها بذرهاي خود را به داخل لوله
سقوط مي ريزند. دريچه تغذيه براي كاشت گندم، جو و كتان در بسته ترين وضعيت قرار مي گيرد و براي
نخود و سوياي كوچك، بازتر مي شود و براي سويا و نخود درشت كاملاً باز قرار داده مي شود . در موقع
استفاده از موزع غلتكي شياردار پس از تنظيم دريچه هاي كشويي و تغذيه ميزان ريزش بذر را مي توان با دو
روش زير بطور توام تغيير داد

تغيير مكان غلتك شياردار در داخل پياله

تغيير سرعت محور محرك موزع غلتكي شياردار (با جابجا كردن دو چرخ دنده كه در انتهاي خطي كار
قرار گرفته است يا با تنظيم جعبه دنده خطي كار )

 

(شكل ۵۱ ) موزع غلتكي شيارد ار رادر وضعيتريزش كم و ريزش زياد نشان مي دهد.

 

 

موزع غلتكي شياردار الف) ريزش زياد ب) ريزش كم

شكل ۵۱ – موزع غلتكي شياردار الف) ريزش زياد ب) ريزش كم

 

 

لوله سقوط بذر:

در زير هر يك از موزعها يك لوله سقوط متصل است. انتهاي پاييني آن به بالاي شيار بازكن
متصل شده است.

شيار بازكنها:

شيار بازكنها در انواع كفشي، بشقابي و بيلچه اي وجود دارند. بدليل اينكه در خطي كار فاصله
بين خطوط كاشت كم است لذا شيار بازكنها بصورت زيگزاك قرار گرفته اند تا جلوي خطي كار گرفتگي
بقاياي گياهي پيش نيايد (شکل ۵

 

 

 

خطي كار با چرخهاي فشار دهنده كه شيار بازكنهاي آن بطور زيگزاك

شكل ۵۲ – خطي كار با چرخهاي فشار دهنده كه شيار بازكنهاي آن بطور زيگزاك قرار گرفته اند

 

پوشاندن بذر:

بعضي از خطي كارها هيچگونه وسيله اي براي پوشاندن بذر ندارن د. زيرا طرح شيار بازكن
طوري است كه به خاك اجازه مي دهد تا دوباره داخل شيار ريخته شده و روي بذر را بپوشا نند. بهرحال
معمولترين نوع پوشاننده در خطي كارها پوشاننده زنجيره اي است كه در شكل ۵۳ ديده ميشود. اين پوشاننده
ها به دنبال شيار بازكن كشيده مي شود.

 

 

پوشاننده زنجيري.گلستان موج

شكل ۵۳ – پوشاننده زنجيري

 

 

وسايل محرك خطي كارهاي غلات، در خطي كارهاي غلات با چرخهاي انتهايي، توان از طريق تعدادي چرخ
دنده و زنجير از يك چرخ در يك سمت و يا از هردو چرخ در دو سمت به مكانيزم موزع انتقال مي يابد . در
خطي كارهاي با چرخهاي فشار دهنده توان از طريق تعدادي چرخ دنده و زنجير از گروههاي چرخهاي فشار
دهنده به مكانيزم موزع انتقال مي يابد.

 

علامت گذار (نشانه گذار)

براي اينكه تمام سطح مزرعه كشت شود و يا قسمتي از مزرعه دوبار كشت نشود از علامت گذارها استفاده مي
گردد. علامت گذار معمولاً ميله اي است كه يك بشقاب باز كننده شيار در انتهاي آن قرار دارد. (شكل ۵۴)
دو علامت گذار در دو طرف كارنده وجود دارد. در موقع كشت بذر يكي از علامت گذارها روي زمين انداخته
مي شود (در راه رفت). و علامت گذار ديگر بالا قرار ميگيرد و در راه برگشت، علامت گذاري كه بالا بوده
است روي زمين انداخته مي شود و علامت گذاري كه در راه رفت روي زمين بوده است، در راه برگشت بالا
قرار مي گيرد.

 

علامت گذار.گلستان موج

شكل ۵۴ – علامت گذار

 

 

ج) تنظيمات

براي تنظيم طول علامت گذار بايد اندازه گيريهاي زير را انجام شود.

الف) فاصله وسط به وسط چرخهاي جلوي تراكتور از هم (سانتي متر) .A

ب) فاصله اولين شيار بازكن تا آخرين شيار بازكن (سانتي متر) .B

ج) فاصله دو شيار بازكن متوالي از هم (سانتي متر). C

 

چنانچه راننده علامت گذار را براي تنظيم با چرخ جلو آماده كرده است بايد هنگام حركت چرخ جلوي سمت
راست را روي شيار كه بشقاب علامتگذار را ايجاد كرده است تطبيق كرده و در روي آن حركت كند و اگر
علامت گذار براي تنظيم با وسط تراكتور آماده شده است هنگام حركت بايد وسط تراكتور را روي شيار ايجاد
شده توسط بشقاب علامتگذار نشانه گيري كرده حركت كند.

 

تنظيم عمق كار:

براي تنظيم عمق كار، شيار بازكنها بالا و پايين آورده مي شوند . اين كار توسط سيلندر
هيدروليك دو طرفه اي مستقر در روي دستگاه كه از خروجي يدكي هيدروليكي تراكتور فرمان ميگيرد ، انجام
مي شود.

تنظيم مقدار ريزش بذر در هكتار:

اين كار معمولاً به دو روش انجام مي گيرد. روش مزرعه و روش استاتيك .
روش استاتيك در اينجا شرح داده مي شود.
روش استاتيك تنظيم مقدار ريزش بذر در خطي كا ر، در اين روش زير خطي كار جك مي زنيم بطوريكه
چرخهاي سمت محرك موزع از تماس با زمين جدا شوند. در زير لوله هاي سقوط يك چادر انداخته بذرهايي
كه از لوله هاي سقوط بيرون مي ريزد جمع آوري مي شود.

 

در اين روش اندازه گيريهاي زير انجام مي شود:

D = قطر چرخ محرك موزع

N = تعداد رديفهاي كشت شده

c = فاصله دو رديف كشت متوالي

 

غده كارها
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

 

غده كارها جزء كارنده هاي مخصوص هستند زيرا با آنها فقط مي توان يك محصول (به عنوان مثال سيب
زميني) كاشت و محصول ديگر نمي توان كاشت، سيب زميني كارها شياري در خاك باز مي كند. سيب زميني
ها را در فواصل دلخواه در داخل خاك قرار مي دهند كود شيميايي را در كنار و زير سطح بذر قرار مي دهد و
روي بذر و كود شيميايي را مي پوشانند.
سيب زميني كارها را در انواع سوار و كششي ساخته شده اند. در انواع كششي چرخهاي حمل شده مكانيزم ،
موزع را به حركت درمي آورد.

ب) ساختمان سيب زميني كار
قسمتهاي مختلف سيب زميني كار در شكل ۵۵ نشان داده شده است

اين قسمتها عبارتند از:

 

چرخهاي حملكننده محرك،

محزن بذر، سكو و صندلي،

شيار بازكنها،

بشقابهاي پوشاننده و مكانيزم موزع.

 

 

يب زميني كار مدرن كششي و قسمتهاي مهم آن

شكل ۵۵ – سيب زميني كار مدرن كششي و قسمتهاي مهم آن

 

 

چرخهاي حمل كننده محرك موزع هستند و موزع را به چرخشش درمي آورند. اين چرخها معمولاً داراي يك
پيچ بريده شونده ايمني هستند تا در صورتيكه مكانيزم موزع گير كند و از حركت بايستد ، از صدمه ديدن آن
جلوگيري به عمل آورد.
مخزن بذر در قسمت جلو كارنده قرار گرفته است. به منظور كنترل ريزش قطعات بذر از مخزن بذر به محفظه
بلند كن دريچه كنترل بذر در انواع خطي كار قابل تنظيم است.
سكو و صندلي، اكثر سيب زميني كارهاي جديد داراي يك سكوي كارگردر جلو و يك سكويي كارگر در عقب
هستند. براي اين نوع سيب زميني كارها يك صندلي اضافي كه به سكو متصل مي شود براي راحتي كار گر
موجود است. اهرم جدا كننده اي وجود دارد كه با پا كار ميكند. اين اهرم به كارگر اجازه مي دهد تا قبل از
بلند شدن و بيرون آمدن ماشين از زمين،

 

سكوي كارگر سيب زميني كار

شكل ۵۶ – سكوي كارگر سيب زميني كار

 

 

شيار بازكن، شيار بازكن در زير لوله سقوط كارنده قرار گرفته است. شياري براي بذر (سيب زميني) باز مي كند.
قسمت جلو شيار باز كن باريك و تيز بوده و قسمت عقب آن پهن است. شكل ۵۵
دستگاه موزع، سيب زميني كارها داراي سه نوع مهم موزع مي باشند

 

كه عبارتند از:

موزع افقي

 موزع چنگك دار بلند كن 

موزع زنجيري پياله دار

 

در زير موزع افقي شرح داده مي شود.

موزع افقي:

موزع افقي معولاً در سيب زميني كارهاي نيمه خودكار سبك و كوچك مورد استفاده قرار مي گيرند.
اين موزع داراي يك صفحه چند حفره اي است كه مي تواند دور محوري برروي يك صفحه ديگر چرخش
نمايد. صفحه زيري داراي سوراخي است كه در زير آن لوله سقوط قرار دارد. سيب زميني ها توسط يك يا دو
نفر كارگر داخل حفره هاي صفحه چرخنده قرار داده مي شود. پس از رسيدن به سوراخ صفحه زيري، رها شده
وارد لوله سقوط مي گردند و به ته شيار ايجاد شده در خاك مي رسند. شكلهاي ۵۷ و ۵۸ فاصله بين قطعات
سيب زميني در داخل شيار با تغيير سرعت گردش صفحه چرخنده حفره دار (صفحه موزع) تنظيم مي شود.
سيب زميني كار شكل ۵۸ در دو رديف كشت مي كند. موزعها حركت خود را از چرخ زمين (چرخ قابل تنظيم
محرك) دريافت مي كنند.

 

 

 قسمتهاي يك سيب زميني كار سوار نيمه خودكار

شكل ۵۷ – قسمتهاي يك سيب زميني كار سوار نيمه خودكار كه موزع آن از نوع افقي بوده و تغذيه با دست انجام مي گيرد

 

 

 يك سيب زميني كار نيمه اتوماتيك

شكل ۵۸ – يك سيب زميني كار نيمه اتوماتيك

 

 

پوشاننده:

بشقابهاي پوشاننده در عقب كارنده قرار دارند . كار بشقابها پوشا ندن شيار بوجود آمده توسط
شياربازكن و ايجاد پشته برروي بذر و كود است. بشقابها قابل تنظيم در وضعيتهاي افقي و عمودي هستند .
واحدهاي پوشاننده و مجهز به يك فنر فشار دهنده است تا ضمن فشردن بشقابها به طرف پايين به آنها اجازه
دهد تا در موقع برخورد با سنگ يا ساير موانع از جاي خود بلند شده و از روي آنها عبور كنند .

 

شكل ۵۹بشقابهاي پوشاننده را نشان داده است.

 

 

بشقابهاي پوشاننده در حال پوشاندن روي سيب زميني ها

شكل ۵۹ – بشقابهاي پوشاننده در حال پوشاندن روي سيب زميني ها

 

نشاءكار ها
الف) معرفي، موارد كاربرد، انواع

نشاءءكارها يكي ديگر از كارنده هاي مخصوص است كه فقط مي تواند نشاءء بكارد. نشاء كارها براي كاشت
نشاءي سبزيجات از قبيل كلم، كاهو، گوجه فرنگي و بسياري از انواع ديگر سبزيجات مورد استفاده قرار مي
گيرد. بعلاوه در كشت نشاءي تنباكو و توت فرنگي نيز بكار مي رود. نشاء كارها در انواع يك رديفه تا چهار
رديفه عرضه مي شوند.

ب) ساختمان نشاء كارها

نشاء كار تشكيل شده است از كفش شيار بازكن، جعبه نشاء، نشاء گيرها، واحدهاي كارنده ، راهنماهاي فشار
دهنده، شير آب، چرخهاي فشار دهنده.

كفش شيار باز كن:

با عبور از ميان خاك، شياري براي نشاء باز مي كند. عرض و عمق شيار بستگي به طرح
كفش و عمق كار آن دارد. عمق كشت بوسيله كفش كنترل شده و بستگي به اندازه نشاء دارد. يك محافظ كفش
در بالاي كفش وجود دارد كه مانع ريختن خاك به بالاي كفش مي شود. اين محافظ از نشاءء محافظت كرده و
از بسته شدن شيار قبل از قرار گرفتن نشاء در خاك جلوگيري مي كند.

 

جعبه نشاءء:

محل نگهداري نشاءها در طول زمان كاشت است. اكثر نشاء كارها داراي دو نفر كارگر براي هر
رديف كشت هستند. بنابراين در جلو هريك از آنها يك جعبه نشاء قرار دارد.

نشاءءگير:

نشاءءگيرها به زنجيره اي متصل هستند كه نشاء ها را به شيار منتقل مي كند. نشاءءگير ها كه شكلي
دارند تحت فشار فنر قرار گرفته اند و هريك تشكيل نگهدارنده اي را براي نشاء ء مي دهد . در موقع V مانند
عبور نشاءءگيرها از بالاي چرخ دنده و زنجير نقاله، كارگر نشاءءكار نشاءء را در هر يك از آنها قرار مي دهند.
گيرنده لاستيكي مانع از آسيب رسيدن به نشاء مي شود.

 

شكل ۶۰ قسمتهاي مهم يك نشاءء كار جديد را و

شكل ۶۱ نشاءگيربا لاستيك داخلي براي نشاء كار را نشان مي دهد

 

قسمتهاي مهم يك نشاءء كار

شكل ۶۰ – قسمتهاي مهم يك نشاءء كار

 

 

نشاءء گير با لاستيك داخلي براي نشاءء كار

شكل ۶۱ – نشاءء گير با لاستيك داخلي براي نشاءء كار

 

 

واحدهاي كارنده، زنجير نقاله (شكل ۶۲ ) نشاءگيرها را در طول سيكل كاشت با خود حمل مي كند . واحد
كارنده بشقابي نيز بجاي زنجير نقاله در دسترس است. از آنجا كه نشاءگيرها با پيچ و مهره به بشقاب گردنده
متصل مي شوند. محكم تر هستند.
در اين نوع واحد كارنده ها تعدادنگهدارنده هايي كه به بشقاب پيچ و مهره شده اند تعيين كننده فاصله بين
نشاءها بر روي رديف كشت هستند

 

 

واحد كارنده با زنجير نقاله براي نشاء كار

شكل ۶۲ – واحد كارنده با زنجير نقاله براي نشاء كار

 

 

راهنماهاي فشار دهنده:

موقع پايين رفتن نشاءها، هر يك از نشاءگيرها از مجرايي عبور مي كنند كه راهنماي

فشار دهنده ناميده مي شود. كار فشار دهنده بستن و فشردن نشاء گيرهاي v شكل در اطراف نشاء مي باشد .

موقعي كه هر نشاء گير از مجراي راهنماي فشار دهنده عبور كرده نشاءگير كه تحت فشار فنر قرار گرفته است ،
باز مي شود. در اين وضعيت نشاء آزاد شده و در داخل شيار قرار داده ميشود.
شير آب، عمل بعدي در نشاء كاري آبياري نشاء كاشته شده است. اين عمل بوسيله شير آب انجام ميشود. آب
از يك مخزن ذخيره آب كه روي نشاء كار يا تراكتور قرار گرفته است، تامين مي شود.
چرخهاي فشاردهنده، دو عمل انجام مي دهنده يكي اينكه خاك اطراف نشاء را بطور محكم مي فشارند و ديگر
اينكه، به عنوان مكانيزم محرك واحد كارنده، نشاءگير و زنجير نقاله عمل مي كند.

 

ماشينهاي داشت

ماشينهاي داشت ماشينهايي هستند كه براي انجام عمليات داشت بكار ميروند. در قسمت زير ماشينهاي داشت
شرح داده شده اند.

ماشينهاي وجين و سله شكني
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع

كولتيواتور در فارسي وجين كن ناميده مي شود؛ وسيلهاي است براي انجام عمليات وجين و سله شكني زراعت
رديفي گياهان. كولتيواتورهاي مزرعه از اين گروه مستثني هستند. كولتيواتور يا كولتيواتورهاي رديفي از زمان
جوانه زني گياهان تا زمانيكه ارتفاع آنها به حدي مي رسد كه نمي توانند زير اكسل چرخهاي تراكتور و شاسي
وجين كن براحتي عبور كنند. بين رديفهاي كشت وجين و سله شكني را انجام مي دهند.
گرچه دفع علف هرز هدف اصلي وجين و سله شكني است ولي

 

هدفهاي ديگر آن عبارتند از:

آماده كردن زمين براي ذخيره باران، تهويه خاك به منظور نفوذ اكسيژن در خاك ، مخلوط كردن كودهاي
شيميايي و مواد حشره كش با خاك، تدارك حفاظ براي گياه، ازدياد فعاليت ميكروارگانيزمها.
در اوايل قرن هيجدهم، وجين كن دامي اختراع شد. در ۱۸۵۱ وجين كنهاي چند رديفه بكار مي رفت . اولين
وجين كن دامي صندلي دار در سال ۱۸۵۶ اختراع شد. در اوايل قرن بيستم وجينكنهائي به شكل امروزي آن
ظاهر شدند. وجين كنها به دو دسته دنباله بند و سوار تقسيم مي شوند.
وجين كنهاي سوار به جلو يا عقب تراكتور متصل مي شوند. منظور از جلو سوار، در جلوي راننده است كه
ممكن است پشت چرخهاي جلو تراكتور يا جلوي آن باشد. گرچه قسمتي از ماشين براي از بين بردن اثر
چرخها در پشت چرخهاي عقب تراكتور سوار شده باشد. كولتيواتورهاي عقب سوار معمولاً در عقب تراكتور
به اتصال سه نقطه تراكتور وصل مي شود . به هرحال كنترل روي نحوه كارايي كولتيواتور ها براحتي
كولتيواتورهاي جلو سوار نيست.
كولتيواتورهاي دنباله بند (كششي) مزرعه اي- اگر تيغه هاي آنها محكم بوده و بتواند به عمق زياد برود ممكن
است گاوآهن نيز ناميده شود.

ب) ساختمان ماشينهاي وجين وسله شكني

كولتيواتور وجين از شاسي، ساقه و تيغه هاي خاك ورز تشكيل شده اند. شاسي از يك طرف به تراكتور متصل
شود و ساقه ها نيز به شاسي متصل مي شوند؛ عوامل خاك ورز (تيغه ها) به ساقه ها متصل هستند .

 

شكل ۶۳ يك كولتيواتور عقب سوار متداول را نشان مي دهد.

 

 

كولتيواتورعقب سوار

شكل ۶۳ – كولتيواتورعقب سوار

 

 

تيغه هاي باريك براي كار در عمق زياد و پنجه غازيها براي كار در عمق كم و قطع كردن علفهاي هرز به كار
مي روند. ساقه ها داراي انواع غير فنري، آزاد شونده، اصطكاكي و فنري هستند.
ساقه هاي غيرفنري به هنگام تصادم تيغه به مانع، فنريت كمتري از خود نشان مي دهند. ساقه هاي آزاد شونده
براي زمين هاي سنگ دار مفيد هستند چون ساقه پس از رد كردن مانع به جاي خود بر مي گردد . ساقه
اصطكاكي، داراي بازويي لولائي است كه در برخورد با موانعي كه نيرويي بيش از اصطكاك بين پايه و ساقه
وارد نمايد، بطرف عقب آزاد مي شود. ساقه را پس از رد كردن مانع بايد بجاي خود نشا ند. ساقه فنري در

بسياري از موارد بسيار مفيد است و شبيه به دندانه هرس دندانه فنري است . داراي حركت ارتعاشي ضربا ني
است كه سطح خاك را خوب نرم مي كند

 

فوكاي گردان را مي توان قبل و يا بعد از سبز شدن محصول بكار برد. دندانه ها صدمه چنداني به ذرت يا
حبوبات نسبتاً بلند وارد نمي آورد. دندانه ها تا نزديكي محصول كار مي كند و لذا فضايي براي علفهاي هرز
باقي نمي گذارد. با اختلاط بقاياي گياهي با خاك، زمين مي تواند رطوبت بيشتري را به هنگام بارندگي جذب
نمايد. دندانه ها همچنين سبب تهويه خاك مي شوند.
گروه در فوكاي دوار شامل يك محور است كه حدود هفت چرخ گردنده و به فواصل مساوي روي آن
مستقرند. هر چرخ به هنگام دور زدن فوكا، روي محور بطور مستقل مي گردد ولي محور در داخل ياتاقانهايي
مي گردد كه به قاب متصل اند. چرخهاي هر چرخ شامل يك توپي، يك ياتاقان و ده تا چهارده دندانه است .
دندانه هاي چنال روي توپي قرار گرفته اند كه با فرو رفتن، خاك را كنده و با چرخيدن به طرف سطح مقداري
از آن را بالا مي آورد.

 

در شكل ۶۴ يك فوكاي گردان سوار در شكل ۶۵ چرخ فوكاي دوار نشان داده شده است.

 

 

فوكاي گردان سوار                           چرخ فوكاي گردان

شكل ۶۴ – فوكاي گردان سوار                                                       شكل ۶۵ – چرخ فوكاي گردان

 

ماشينهاي تنك كن
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع آن : 

 

عمل تنك كردن در موارد ي نياز است كه بدليل پايين بودن قوه ناميه بذر يا عوامل ديگر ميزان سبز شدن بذرها
(پس از كاشت بذر) بسيار پايين است و اغلب غير قابل پيش بيني است . بدين جهت در زراعت اين
محصولات، در زمان كاشت بذر نسبتاً بيشتر كاشته شده و پس از ظهور بوته ها در سطح مزرعه ، بوته هاي
اضافي از خاك بيرون كشيده مي شوند در گذشته عمل تنك كردن با دست انجام ميشد. اما امروزه ماشينهاي
تنك كن بكار مي روند. اين ماشينها از نوع كششي هستند

 

ب) ساختمان

اين ماشينها كه به دنبال تراكتور بسته ميشوند از شاسي، دو چرخ حمل كننده و محرك و چند قطعه دايره اي
شكل دوار تشكيل شده اند. برروي هر قطعه دوار ۶ تا ۸ تيغه كج بيل با فواصل منظم قرار گرفته است كه
حركت آنها بوسيله چرخهاي محرك تامين مي شود. موقعي كه چرخهاي محرك هنگام حركت برروي زمين به
چرخش درمي آيند. قطعات دوار كه تيغه ها را روي بازوهاي شعاعي آنها قرار دارد نيز به گردش درمي آيند.
گردش تيغه هاي دوار با فواصل معين در هنگام عبور از روي رديفهاي كشت باعث مي شود تا تيغه ها با
فواصل منظم و بطور متناوب ضربه اي به بوته ها وارد آورده، بوته ها را كنده و در وسط دو رديف كشت روي
زمين پرتاب نمايند.
قطعات دوار در هنگام حركت از روي رديفها بطور يك در ميان در جهت و خلاف عقربه هاي ساعت مي
چرخند. اين عمل موجب مي شود تا بوته هاي كنده شده. هر دو رديف كشت مجاور هم در يك رديف قرار
گرفته و جمع آوري آنها آسانتر گردد. كاربرد اين ماشين بايد با دقت براساس دستورات كتابچه راهنماي ماشين
مانند.

 

شكل ۶۶ طرز كار ماشين تنك كن را نشان مي دهد.

 

 

ماشين تنك كن. گلستان موج

شكل ۶۶ – ماشين تنك كن

كود پاشها
الف- معرفي، موارد كاربرد و انواع آن

 

وظيفه ماشين كودپاش، پخش كود (كود جامد شيميايي، كود جامد دامي) و ريختن كود مايع دامي در زمين
است. عمل كود دادن براي زمينهايي انجام مي شود كه از نظر مواد غذايي مورد نياز فقير هستند. كود پاشها ي
كود جامد شيميايي، همال بذرپاشهاي سانتريفوژ نوع صفحه اي دوار و لوله نوساني هستند. منتهي در مخزن آنها
بجاي بذر، كود شيميايي ريخته مي شود كودريز كود مايع دامي، ماشين است كه ادرار دام را در زمين م يريزد
اين ماشينها از نوع كششي هستند. ماشينهاي كود جامد دامي، كود جامد دامي را روي زمين پخش مي كنند. كه
در زير شرح داده شده است.

 

ب) ساختمان پخش كن كود دامي
قسمتهاي تشكيل دهنده ماشين كود پاش كود دامي عبارتند از:

شاسي،

مخزن كود،

نقاله،

مكانيزم مركب خردكن و پخش كن،

سيستم انتقال نيرو.

بيشتر پخش كنها از محور تواندهي تراكتور نيرو مي گيرند. بعضي مدلهاي زمين گرد كه از زمين نيرو مي گيرند
نيز استفاده مي شود. نوعي ديگر از پخش كن كود دامي داراي تريلي استوانه شكل روباز است و داراي يك
محور دوار در امتداد سيلندر از جلو تا عقب است. كوبنده هاي متصل روي محور دوار كه بوسيله زنجير ها
محكم شده اند كود دامي را از كناره پخش كن پرتاب مي كنند.
اين نوع پخش كن كه از محور تواندهي تراكتور نيروي مي گيرد براي پخش كود جامد دامي مناسب است. كف
پخش كن داراي زنجيري بي انتها با حركت آرام و نقاله نوار دار مي باشد كه كود دامي را به خردكن ها انتقال
مي دهد. خردكنها معمولاً دو استوانه دندانه دار هستند كه با سرعت زياد چرخش كرده و كود دامي را بصورت
تكه هايي خرد مي كنند.

 

نهايتاً يك هليس با پره هاي چپ و راست كود دامي را پخش مي كند. نقاله كف مخزن بوسيله يك مكانيزم
چرخ ضامن دار حركت مي كند كه اين عمل سبب چرخش محور محرك نقاله در سرعت كم مي شود. حركت
نقاله منقطع است. مكانيزم پخش از طريق يك جعبه دنده روي پخش كن بوسيله زنجير رانده مي شود.
پخش كنهاي موتور گرد داراي يك كلاچ ايمني لغزشي در مسير اصلي انتقال نيرو مي باشند . مدل هاي
كوچكتر پخش كنهاي كود دامي زمين گرد كه مكانيزم هاي آن حركت را از چرخهاي درگير با زمين مي گيرند
داراي لاستيكهايي مي باشند كه آج هاي روي آنها مخالف جهت آج هاي روي چرخ عقب تراكتور است . اين
امر به تحرك مثبت كمك مي كند.

 

شكل ۶۷ پخش كن كود جامد دامي پي تي او گرد را نشان مي دهد

 

پخش كن كود دامي

 

شكل ۶۷ – پخش كن كود دامي

 

 

نوعي از پخش كنهاي كود جامد دامي، از انتها تخليه نشده بلكه از پهلو تخليه مي شوند. يك تريلي استوانه اي
شكل پهلو باز دارد كه ميله هايي با سرعت زياد بوسيله محور پي تي او از طريق يك واحد كاهنده زنجيرران
رانده مي شود.

ج) تنظيمات
تنظيم مقدار مصرف كود دامي:

مقدار مصرف كود با تغيير سرعت نقاله كف مخزن متغير است. يك اهرم يا پيچ
تنظيم براي تغيير سرعت خروجي چرخ دنده ضامن دار واحد رانش، استفاده مي شود. همچنين سرعت روبه
جلوتر تراكتور كه با تعويض دنده تغيير مي يابد باعث تغيير مقدار استعمال ماشينهاي موتور گرد مي شود. تنظيم
سرعت روبه جلو مقدار استعمال پخش كنهاي زمين گرد را تغيير نمي دهد.
مقدار استعمال براي پخش كنهاي تخليه جانبي با تغيير سرعت روبه جلو بوسيله جعبه دنده تراكتور متغير است
سرعت ميله را مي توان با نصب اندازه هاي مختلف زنجير به محرك اصلي تغيير داد. بيشتر پخش كنها داراي
بازدهي ۱۲ تا ۶۰ تن در هكتار مي باشند كه در هر مرحله ۵ تن بارگيري مي شوند

 

سمپاشها
الف) معرفي، موارد كاربرد و انواع ان :

سمپاشها براي بكاربردن مواد شيميايي رقيق شده با آب براي كنترل آفات و علفهاي هرز استفاده مي شوند . در
بعضي از مزارع از آنها براي بكارگيري كودهاي شيميايي مايع استفاده مي شود.

 

 

انواع سمپاشها عبارتند از:

 

سمپاش دستي،

پشتي بدون موتور (فشار دائم، فشار متناوب)،

پشتي موتور دار (اتومايزر )،

موتوري چرخدار(زنبه اي)،

تراكتوري (تراكتوري سوار، تراكتوري كشيدني).

 

 

سمپاش فشار دائم (استوانه اي)

اين سمپاش تشكيل شده است از يك استوانه (مخزن)، تلمبه سمپاشي، لوله سم، لانس.
فشار سمپاش بوسيله يك پمپ پيستوني ساده دستي كه در قسمت داخلي بالاي مخزن قرار دارد تامين مي شود.
لوله خروجي مايع سم در پايين يا بالاي مخزن قرار دارد. مخزن را تا حدود از مايع پر كرده، تلمبه را محكم
در جاي خود بسته، تلمبه زده مي شود تا فشار داخل مخزن بالا رود. سپس سمپاش را به پشت كارگر بسته ،
سمپاشي انجام مي شود. پس از مدتي سمپاشي، چون حجم مايع داخل مخزن كم مي شود لذا فشار داخل آن
كاهش مي يابد لذا بايد كارگر سمپاش را از پشت خود باز كرده. سپس مجدداً تلمبه بزند تا فشار بالا رود و
مجدداً سمپاشي كند.
كار كردن با اين سمپاش تاحدي مشكل است زيرا براي يكبار خالي شدن مخزن اين كار (باز و بسته كردن
سمپاش از پشت كارگر) چندين مرتبه بايد انجام شود. فشار در كل مخزن ايجاد مي شود. لذا مخزن بايد محكم
باشد، بايد دقت شود صافي موجود در لانس تميز باشد و واشر تلمبه سمپاش سالم باشد .

شكل ۶۸ سمپاشكتابي (فشار دائم) را نشان مي دهد.

 

 سم پاش پشتي با فشار دائم (استوانه اي)

شكل ۶۸ – سم پاش پشتي با فشار دائم (استوانه اي)

 

 

سمپاشي كتابي (فشار متناوب)

اين سمپاش علاوه بر لوله انتقال سم، لانس، تلمبه سمپاش و مخزن داراي محفظه فشار نيز است. نحوه كار آنها
به شرح زير است.
بعد از ريختن مايع داخل مخزن اصلي، سمپاش را به پشت كارگر بسته، كارگر با دست چپ خود تلمبه مي زند
و با دست راست خود لانس را نگه مي دارد. با انجام تلمبه زني بوسيله كارگر مايع سم از مخزن سمپاش وارد

محفظه فشار شده لذا فشار داخل محفظه فشار افزايش يافته. كارگر مي تواند با فشار دادن شير كنترل جريان
مايع هم سمپاشي كند. يعني در يك لحظه، هر لحظه با دست چپ تلمبه مي زند و با دست راست سمپاشي مي
كند و مانند سمپاشي استوانه اي لازم نيست پس از كم شدن فشار، سمپاش را از پشت خود باز كرد . بلكه در
سمپاش كتابي به هنگاميكه كارگر آنرا به پشت خود بست، ديگر تا خالي شدن مخزن لازم نيست آنرا از پشت
خود باز كند.
در سمپاش كتابي فشار فقط در محفظه فشار ايجاد مي شود و داخل مخزن اصلي فشاري ايجاد نمي شود . لذا
ضخامت مخزن سم پاش كتابي نازكتر از ضخامت مخزن سمپاش استوانه اي است و هنگام سمپاشي با سم پاش
كتابي اگر درب مخزن آن شل باشد يا باز باشد، باز هم سمپاشي انجام مي شود ولي در سمپاش استوانه اي اين
طور نيست. محفظه فشار مي تواند در داخل مخزن سمپاش يا خارج آن باشد.

 

در شكل ۶۹ سمپاش كتابي نشانداده شده است

 

سمپاش كتابي (فشار متناوب)

شكل ۶۹ – سمپاش كتابي (فشار متناوب)

 

 

سمپاش پشتي موتوري (اتومايزر)

اين سمپاشها داراي دو مخزن (مخزن مايع سم، مخزن بنزين) – موتور دو زمانه به قدرت ۲ تا ۳ اسب بخار، لوله
جريان هوا، پخش كن دهانه خروجي، شير كنترل جريان سم، درپوش مخزن، پروانه، لوله خروجي مايع سم ،
شاسي و هندل مي باشد، پروانه به ميل لنگ متصل است، با تغييرات مختصري روي سمپاش اتومايزر ، اين
سمپاش مي تواند مايع سم، كود جامد شيميايي،گرد گوگرد و شعله افكني انجام دهد. در اين سمپاش مايع س م
مستقيماً تحت فشار قرار نمي گيرد. پس از روشن شدن موتور، پروانه شروع به چرخش مي كند و جريان
شديدي از باد در محفظه پروانه و لوله خرطومي ايجاد مي شود. سم نيز در اثر فشار كم داخل مخزن و نيرو ي
ثقل خود از مخزن خارج شده و بوسيله لوله خروجي مايع سم و پس از عبور از شير كنترل جريان سم در
انتهاي لوله خرطومي (محل نازل)، به لوله جريان هوا وارد شده و هوا از پشت به سم برخورد مي كند لذا سم
با ذرات كوچكي در حدود ۱۰۰ ميكرون به اطراف پخش مي شود.

 

لوله اي نازك از محفظه پروانه به درپوش مخزن متصل شده است. وظيفه اين لوله انتقال مقداري از فشار هواي
داخل محفظه پروانه به مخزن ميباشد. زيرا چنانچه با اين سمپاش قصد سمپاش درختان را داشته باشيم ، نازل
بالاتر از محل خروج سم از مخزن قرار مي گيرد و سم تحت نيرو وزن خود قادر به انتقال به محل نازل نيست
در اين صورت فشار هواي داخل مخزن باعث انتقال سم به ارتفاعات بالاتر (موقعيت نازل ) مي شود . لذا
چنانچه وا شر درپوش مخزن خراب باشد يا در پوش مخزن بخوبي سفت نشده باشد سمپاش قادر به سمپاش ي
در ارتفاعات بالاتر از محل خروج سم از مخزن نمي باشد.
از آنجاييكه موتور اين سمپاش دو زمانه است براي روان كاركردن آن مقداري روغن در بنزين آن بايد مخلوط
كرد .

 

شكل ۷۰ سمپاش اتومايزر را نشان داده است

 

سمپاش پشتي موتوردار (اتومايزر)

شكل ۷۰ – سمپاش پشتي موتوردار (اتومايزر)

 

 

سمپاش موتوري چرخ دار (زنبه اي)

اين سم پاش داراي مخزني به حجم ۱۰۰ تا ۲۰۰ ليتر، موتور بنزين دو زمانه به قدرت ۲ تا ۳ اسب بخار، هندل ،
رگولاتور، دسته، كنترل بهمزن، لوله هاي مكشي و بهمزن، درپوش مخزن، شيرهاي كنترل سم، استوانه يكنواخت
كننده فشار، پمپ پيستوني، فشار سنج و چرخهاي حامل مي باشد.
موتور بوسيله هندل روشن شده و توسط تسمه و پولي نيروي خود را به پمپ وارد مي كند . پمپ با انجام
مكش، از لوله مكش كه در همه آنها يك صافي قرار گرفته و مجموعه لوله و صافي در كف مخزن قرار دارند .
محلول را مكش كرده و به استوانه يكنواخت كننده فشار مي دهد. (چون پمپ از نوع پيستوني است لذا به
استوانه يكنواخت كننده فشار نياز است و هر چه تعداد پيستونها كمتر باشد استوانه بزرگتر است).
سپس سم به رگولاتور و شيرهاي كنترل سم فرستاده مي شود و چنانچه شيرها باز باشند ۲ نفر همزمان مي
توانند كار سمپاشي را انجام دهند. ضخامت بدنه اين سمپاش نيز كم است. زيرا فشار در داخل مخزن ايجاد نمي
شود. چنانچه فشار سمپاشي بيش از اندازه كم يا زياد باشد بوسيله رگولاتور مي توان فشار را تنظيم كرد

 

فشارسنج فشار محلول را نشان مي دهند. معمولاً قسمتي از آن داراي رنگ قرمز است كه فشار نبايد در محدوده
قرمز رنگ ايجاد مي شود چنانچه دسته كنترل بهمزن روي حالت بهمزن قرار گيرد، سم به لوله ه اي خروجي
منتقل نشده و فقط از لوله بهمزن كه به خروجي پمپ وصل است مجدداً به مخزن برمي گردد تا محلول را به
هم بزند

 

شكل ۷۱ سمپاش موتوري چرخدار را نشان مي دهد.

 

سمپاش موتوري چرخدار

شكل ۷۱ – سمپاش موتوري چرخدار

 

 

سمپاشي هاي تراكتوري

سمپاش متشكل است از مخزن، پمپ پي تي او گرد، سوپاپ كنترل، فشار سنج، بوم (لوله هاي حامل افشانك با
تعدادي از افشانك ها)، لوله هاي انتقال سم، بهمزن.
سمپاشها ممكن است سوار يا كشيدني باشد. سمپاشهائي كه مخازن بزرگ دارند معمولا كششي هستند.
مخزن از پلاستيك ضدزنگ ودر برخي ماشينها از فولاد گالوانيزه ساخته شده است. با نصب يك مخزن اضافي
در جلوي تراكتور ميتوان زمان مصرف شده براي طي مسير از زمين تا مزرعه را كاهش داد . در صورت لزوم
يك پمپ انتقال كه توسط يك موتور هيدروليكي كار مي كند محتويات مخزن جلو را به عقب منتقل مي كند در
حالي كه محلول مخزن عقب استعمال مي شود پمپ مواد شيميائي داخل مخزن را به هم ميزند تا آن را كاملا
مخلوط نگه دارد.
پمپ معمولا پيتياو گرد است. پمپ ممكن است از نوع چرخ دنده اي، غلتكداريا نوع ديافراگمي باشد. بعضي
ماشينهاي بزرگتر داراي خروجي پمپ بيش از ۲۵۰ ليتر در دقيقه مي باشد براي سمپاش متوسط خروجي پمپ
۱۰۰ ليتر در دقيقه است. براي كنترل فشار سمپاش يك سوپاپ كنترل قابل تنظيم در مسير پمپ تعبيه شده
است. اين سوپاپ براي مقدار استعمال مورد نياز تنظيم مي شود. سوپاپ كنترل محلول اضافي را نيز به مخزن
برگشت مي دهد كه اين عمل سبب هم زدن محتويات مخزن شده ومواد شيميايي و آب را مخلوط نگه مي
دارد.

 

در شكل ۷۲ دياگرام جريان سم در سمپاش محصول را نشان مي دهد.

 

دياگرام جريان سم در سمپاش محصول

شكل ۷۲ – دياگرام جريان سم در سمپاش محصول

 

صافي ها:

افشانكهاي سمپاش سوراخهاي خيلي ريزي دارند كه به آساني مسدود ميشوند. صافي ها در مسير
سمپاش واقع شده اند تا مواد جامد را از محلول جدا كنند. صافيها را مي توان در دهانه ورودي، در مكش پمپ
و خطوط تخليه و در هر افشانك يافت. صافيها بايد تميز نگه داشته شوند. كنترلها شامل سوپاپ اصلي كنترل
براي لوله حامل افشانك، تنظيم كننده فشار است.
سمپاشهاي قديمي تر داراي كنترل دستي مي باشند ولي ماشينهائي كه به تراكتوربا اتاقك نصب هستند ، داراي
سيستم هاي كنترل الكتريكي ويا الكترونيكي اند كه به كمك سوئيچ هاي داخل اتاقك كار مي كند. سواپ اصلي
كنترل داراي سه وضعيت است كه به وسيله اهرم يا سوئيچ كنترل از دور انتخاب مي شوند اين كنترل، سمپاشي
كردن، قطع سمپاشي ومخلوط كردن را تامين مي كند كه در زير شرح داده شده اند.
سمپاشي كردن، محلول به وسيله پمپ از مخزن كشيده وتحت فشار به افشانك ها ارسال مي شوند.
قطع سمپاشي، پمپ محلول را از بوم مكيده وآن را به مخزن بازگشت مي دهد اين سيستم مكش ، قطع سريع
مواد شيميايي را موجب مي شود وچكيدن بوم را به حداقل كاهش مي دهد. وضعيت قطع سمپاشي فقط براي
مدت كوتاه استفاده مي شود. چنانچه پمپ هوا بگيرد در سطح محلول كف ظاهر مي شود وقتي كه سمپاشي
مجدد شروع مي شود، كف عملكرد ضعيف افشانك را ايجاد مي كند.
مخلوط كردن، اهرم بايد پس از مدت كوتاهي در وضعيت قطع سمپاشي به سطح مخلوط حركت داده شود
سپس پمپ محتويات مخزن را به گردش در مي آورد تا آنها را كاملا مخلوط نگه دارد.
بعضي سمپاشها سيستم پركن موتورگرد قوي دارند. از پمپ براي پركردن مخزن با آب استفاده مي شود اين
عمل يك روش خيلي سريع پركردن مخزن است.

افشانكها ممكن است يك وسيله ضد چكه نظير سوپاپ تحت فشار فنر دار ساچمه اي كوچك (سوپاپ يك
طرفه) در داخل هر افشانك داشته باشد. زماني كه سمپاشي شروع مي شود فشار پمپ سوپاپ ساچمه اي را باز
مي كند وقتي كه سمپاشي متوقف مي شود فنر سوپاپ را مي بندد.

 

باد بردگي سم

در شرايط بادي، محلول خيلي خرد شده، ممكن است به فاصله دور وزيده شده و به محصولات مجاور صدمه
وارد كند. براي كاهش بادبردگي سم تا جائيكه ممكن است بايد از فشار كم سمپاشي استفاده كرد تا ذرات سم
درشت تر شده و باد بر آن تاثير كمتري دارد

 

تنظيمات سمپاش
مقدار استعمال سمپاش تحت تاثير سه عامل به شرح زير است.

سرعت حركت رو به جلوي تراكتور
سرعت كم تراكتور مقدار استعمال سم را بالا مي برد. با تغيير دنده براي دو برابر كردن سرعت روبه جلو، مقدار
استعمال نصف مي شود.
فشار پمپ
مقدار استعمال بالاتر را مي توان با افزايش فشار پمپ بوسيله پيچ تنظيم سوپاپ كنترل بدست آورد. فشار زياد
همچنين اندازه ذرات كوچكتري را ايجاد مي كند و منجر به باد بردگي مي شود.
اندازه افشانك
افشانكهاي متفاوتي را مي توان براي بدست آوردن محدوده وسيعي از عمليات استفاده نمود . از افشانكهاي با
سوراخ هاي بزرگ مقدار استعمال بالايي ايجاد مي كنند.

 

شكل ۷۳ طرح اتصال قسمتهاي مختلف يك سمپاش تراكتوري سوار نمونه را نشان مي دهد.
شكل ۷۴ قسمتهاي مختلف يك سمپاش تراكتوري كششي را نشان مي دهد.

 

 

طرح اتصال قسمتهاي مختلف سمپاش تراكتوري سوار

شكل ۷۳ – طرح اتصال قسمتهاي مختلف سمپاش تراكتوري سوار

 

 

قسمتهاي مهم يك سمپاش تراكتوري كششي.

شكل ۷۴ – قسمتهاي مهم يك سمپاش تراكتوري كششي.

 

 

ارتفاع بوم (لوله هاي حامل افشانك)

در هنگام سمپاشي، بوم بايد تراز باشد، افشانك ها بايد در فاصله حدود ۵۳ سانتي متري در بالاي هدف قرار
داده شوند. هنگام سمپاشي علفهاي هرز در ميان محصول در حال رشد، اگر علفهاي هرز بلند تر از محصول
باشند، علفهاي هرز بايد به عنوان هدف در نظر گرفته شود. براي بدست آوردن ارتفاع مورد نظر ، بوم برروي
قاب سمپاش بالا يا پايين برده مي شود. اگر ارتفاع بوم نادرست باشد منجر به مصرف زياد سم يا ، بعضي از

نوارها سمپاشي نمي شود. بخشهاي تاشدني بوم داراي لولاهاي فنري مي باشد. اين لولاها به ميله اجازه مي
دهند كه در صورت برخورد انتهاي بيروني آن به يك مانع به سمت عقب نوسان كند. اين عمل باع ث كاهش
خطر آسيب ديدن بوم مي شود.

 

شكل ۷۵ اثرات ارتفاع درست بوم را نشان مي دهد.

 

اثرات ارتفاع نادرست لوله هاي حامل افشانك (بوم)

شكل ۷۵ – اثرات ارتفاع نادرست لوله هاي حامل افشانك (بوم)

 

 

تنظيم سمپاش براي سمپاشي به مقدار معين

يك سمپاش را مي توان به روشهاي ساكن يا مزرعه تنظيم نموده.
روش ساكن (استاتيك)، اين آزمايش را مي توان با حركت دادن سمپاش براي يك زمان محاسبه شده معادل
سمپاشي كردن يك هكتار انجام داد. از فرمول زير براي يافتن زمان سمپاشي كردن يك هكتار استفاده مي شود.

 

 

روش مزرعه:

تنظيم روي مزرعه با حركت وسيله براي يك مسافت محاسبه شده با استفاده از سرعت رو به
جلو، فشار و اندازه افشانك انجام مي شود تا خروجي انتخاب شده به دست آيد

براي پيدا كردن عرض سمپاشي تعداد افشانكها را ضربدر فاصله بين افشانكها نمائيد.

با يك مخزن پر در مسافت محاسبه شده حركت كنيد سپس مخزن را مجدد پر كرده مقدار مورد نياز آب را
اندازه گيري كنيد. اين مقدار استعمال براي نيم هكتار خواهد بود. بنابر اين براي يافتن استعمال در هر هكتار اين
مقدار بايد دوبرابر شود.

 

ماشین های کشاورزی گلستان موج

ماشین های کشاورزی گلستان موج ماشین های کشاورزی گلستان موج ماشین های کشاورزی گلستان موج ماشین های کشاورزی گلستان موج ماشین های کشاورزی گلستان موج

استفاده از مطالب این بانک با ذکر منبع و لینک دادن به بانک بلامانع می باشد.
گلستان موج صرفا یک فضای مجازی نیست❗️❗️❗️